پایگاه خبری تحلیلی ایراسین؛ مسیر ابزارسازی در بازار سرمایه ایران را میتوان مسیر مؤثری دانست، تجربه موفق گواهی سپرده و مشتقات در برخی کالاها نشان داده که بازار ایران ظرفیت پذیرش ابزارهای مالی پیچیدهتر را دارد، مشروط بر آنکه طراحی این ابزارها با واقعیتهای رفتاری و نهادی بازار هماهنگ باشد، نقره نیز از این قاعده مستثنی نیست و حتی میتواند به یکی از مهمترین نمونههای موفق ابزارسازی کالایی تبدیل شود.
نخستین دستاورد مهم، ایجاد گواهی سپرده شمش نقره بود که عملاً نقره را از بازار سنتی خارج و وارد ساختار رسمی بازار سرمایه کرد؛ این ابزار علاوه بر کاهش هزینههای مبادله، امکان مشارکت سرمایهگذاران خرد را فراهم ساخت و شفافیت قیمتی ایجاد کرد، اما گواهی سپرده، بهتنهایی نمیتواند بازار نقره را عمیق کند؛ بلکه صرفاً نقش زیربنایی دارد.
در گام بعدی، صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر نقره مطرح شدند، این صندوقها میتوانند بهعنوان موتور نقدشوندگی بازار عمل کنند، اما در غیاب ابزارهای پوشش ریسک، خود به عامل تشدید نوسانات تبدیل میشوند.
نقره؛ از دارایی حاشیهای تا محور بازار
تجربه بازارهای جهانی نشان میدهد که صندوقهای کالایی زمانی کارآمد هستند که به بازار مشتقات متصل باشند و امکان هر ریسک برای مدیران صندوق وجود داشته باشد.
بزرگترین خلأ بازار نقره در ایران، نبود قراردادهای آتی و اختیار معامله است؛ بدون این ابزارها، نه تولیدکننده و نه مصرفکننده صنعتی نقره انگیزهای برای ورود به بازار سرمایه ندارد، همچنین سرمایهگذاران حرفهای و نهادی که به دنبال استراتژیهای چندلایه هستند، عملاً از این بازار کنار میمانند. نتیجه چنین وضعیتی، بازاری کمعمق، نوسانپذیر و وابسته به رفتار سرمایهگذاران خرد است، افزایش تعداد عرضه کنندگان گواهی سپرده شمش نقره از مواردی است که به افزایش عمق این بازار کمک میکند.
راهاندازی مشتقات نقره، البته صرفاً یک تصمیم فنی نیست؛ بلکه نیازمند طراحی دقیق قراردادها، تعیین اندازه بهینه، مدیریت ریسک اتاق پایاپای و آمادهسازی بازیگران بازار است. تجربههای ناموفق گذشته در برخی بازارهای مشتقه نشان داده که شتابزدگی در ابزارسازی میتواند به بیاعتمادی منجر شود.
در کنار مشتقات، توسعه ابزارهای مکمل نیز اهمیت دارد. ایجاد صندوقهای قابل معامله نقره با ساختار نزدیکتر به ETFهای جهانی، استفاده از بازارگردانهای حرفهای و حتی طراحی محصولات ترکیبی مبتنی بر نقره، طلا و مس میتواند به تنوعبخشی و تعمیق بازار کمک کند. این رویکرد بهویژه در شرایطی که اقتصاد ایران با نااطمینانیهای کلان مواجه است، میتواند جذابیت پرتفوی سرمایهگذاری را افزایش دهد.
در نهایت، هیچیک از این ابزارها بدون آموزش و ارتقای سواد مالی فعالان بازار به نتیجه نخواهد رسید. ابزارسازی باید همزمان با آموزش تخصصی، شفافیت مقرراتی و نظارت هوشمند پیش برود. اگر این سه ضلع بهدرستی کنار هم قرار گیرند، نقره میتواند از یک دارایی حاشیهای به یکی از محورهای مهم بازار سرمایه کالایی ایران تبدیل شود؛ داراییای که نهتنها ابزار سرمایهگذاری، بلکه ابزاری برای مدیریت ریسک و توسعه بازارهای مالی خواهد بود.
*کارشناس بازار سرمایه
نظر شما