تله‌ سراب نسبی
مصطفی مصری پور
شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۴

استفاده از روند تاریخی نسبت‌های قیمتی بین دارایی‌ها یکی از راه های متداول کشف حباب یا ارزندگی دارایی‌ها است؛ بر همین اساس بررسی روند تاریخی قیمت هر متر مربع مسکن در تهران نسبت به قیمت سکه نشان دهنده افت قابل توجه این نسبت در سال گذشته است اما این همه ماجرا نیست و بررسی‌ سایر عوامل، نتایج دیگری را برای ما برملا می‌سازند.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین، قیمت مسکن در بحبوحه جنگ رمضان و البته پس از ماه ها رکود، جهش قابل توجهی را تجربه کرد و این جهش در موازات با کاهش قیمت طلا، رشد بورس و تورم سنگین در اقلام اساسی بود و با برقراری آتش، عطش تقاضا در مسکن نیز کاهش یافت و قیمت ها متعادل شدند؛ در مواجهه با نوسانات شدید بازارهای مالی و تغییرات ساختاری اقتصاد کلان، یکی از پربسامدترین پرسش‌های کنونی در میان سرمایه‌گذاران این است: «آیا زمان تبدیل املاک و مستغلات به طلا (یا بالعکس) فرا رسیده است؟»

برای پاسخ به این پرسش، اگر تنها به ظاهر نمودارها و نسبت‌های سنتی تکیه کنیم، به راحتی در دام خطای دید تحلیلی گرفتار می‌شویم. اما حقیقت این است، برای درک واقعیت‌های پنهان یک بازار، باید پوسته‌ی ظاهری نسبت‌های اسمی را شکافت، عوامل داخلی و مختص بازار ایران را در آن دخیل کرد و نهایتا به یک ساختار مشخص و کاربردی رسید.

سراب نسبت «مسکن به سکه»

در نمودار سمت چپ (خرید یک متر مربع مسکن تهران با چند سکه؟)، شاهد یک سقوط تاریخی در نسبت قیمت مسکن به سکه طلا هستیم.

تله‌ی سراب نسبی

  • روند تاریخی: میانگین بلندمدت این نسبت بر روی عدد ۲.۸ سکه به ازای هر متر مربع قرار دارد؛ در حالی که در ابتدای دهه ۹۰، خرید یک متر مربع ملک در تهران نیازمند پرداخت بیش از ۴ سکه (در اوج خود ۴.۳ سکه) بود.

  • وضعیت کنونی: امروز این نسبت به کمترین سطح تاریخی خود، یعنی محدوده ۱.۳ سکه (و حتی لمس کف ۰.۷ سکه در برخی مقاطع اخیر) سقوط کرده است.

با مشاهده این نمودار، در نگاه اول ارزنده بودن قیمت مسکن نسبت به سکه به ذهن متبادر می شود؛ یک ناظر سطحی با مشاهده این شکاف عمیق نسبت به میانگین تاریخی (۱.۳ در برابر ۲.۸)، احتمالاً حکم به «ارزندگی شدید مسکن» و «حباب سکه» می‌دهد و توصیه می‌کند که باید طلا را فروخت و ملک خرید. اما این یک سراب آماری است!

دلیل این انحراف، در داخل مرزهای اقتصاد ایران و پویایی‌های بازار مسکن نهفته نیست؛ بلکه یک شوک برون‌زای جهانی عامل آن است. در ابتدای دهه ۹۰، اونس جهانی طلا در محدوده زیر ۱۵۰۰ دلار معامله می‌شد، اما اکنون اونس جهانی به سطوح بالای ۴۰۰۰ دلار پرواز کرده است. بنابراین، پایین آمدن نسبت «مسکن به سکه»، منعکس‌کننده‌ی ارزندگی یا تخفیف ذاتی در بازار ملک نیست، بلکه حاصل وزن گرفتن شدید متغیرِ جهانی اونس در مخرج این کسر (قیمت سکه) است.

آزمون ارزش ذاتی؛ مسکن در ترازوی دلاری

برای قضاوت دقیق‌تر درباره وضعیت واقعی بازار املاک، باید اثر اعوجاج‌زای اونس طلا را حذف کرد و دارایی را به صورت مستقل با متر «ارزش دلاری» سنجید (نمودار سمت راست: قیمت دلاری مسکن در بلندمدت).

  • خط میانگین استراتژیک: خط میانگین بلندمدت قیمت هر متر مربع مسکن در تهران بر روی ۱۲۰۰ دلار تثبیت شده است.

  • موقعیت فعلی در چرخه: قیمت دلاری مسکن پس از عبور از کف‌های دوره‌ای (۷۰۰ و ۹۶۳ دلار) و اصلاح از قله‌های حبابی (مانند اوج ۲۱۸۰ دلار در اواخر دهه ۸۰)، اکنون در محدوده ۱۳۲۴ دلار قرار دارد.

وقتی بازار مسکن را «به‌خودی‌خود» و بر مبنای ارزش ذاتی دلاری بررسی می‌کنیم، مشخص می‌شود که هر متر مربع مسکن در تهران هم‌اکنون حدود ۱۰ درصد بالاتر از میانگین تاریخی دلاری خود (۱۳۲۴ در برابر ۱۲۰۰ دلار) معامله می‌شود. بنابراین، بازار ملک در حال حاضر نه تنها هیچ‌گونه «تخفیف ساختاری» یا پتانسیل جهش عقب‌افتاده‌ای ندارد، بلکه از منظر بازدهی دلاری، در محدوده‌ی اشباع نسبی قرار گرفته است و ظرفیت ایجاد بازدهی مازاد بر رشد قیمت دلار را ندارد.

در تحلیل استراتژیک، هنگامی که یک کالای جایگزین (در اینجا: طلا/سکه) به دلیل تغییر در زنجیره ارزش جهانی (رشد اونس) ساختار جذاب‌تری پیدا می‌کند، اصرار بر ماندن در دارایی سنتی (مسکن) به امید بازگشت به نسبت‌های قدیمی، یک خطای استراتژیک است. طلا در حال حاضر به عنوان یک جایگزین، دارای مزیت «محرک دوگانه» است: هم از بازوی کاهش ارزش پول ملی (نرخ ارز) تغذیه می‌کند و هم از موتور رشد اونس جهانی.

یکی از ارکان استراتژی رقابتی، توجه به هزینه‌های مبادله و موانع خروج از صنعت است. بازار مسکن در ایران با شدت گرفتن رکود معاملاتی، دچار اصطکاک شدید نقدشوندگی و موانع خروجِ بالا (هزینه‌های معاملاتی، زمان انتظار طولانی برای فروش و استهلاک سرمایه) است؛ در حالی که طلا از بالاترین سطح نقدشوندگی و کمترین هزینه مبادله برخوردار است.

بازخوانی داده‌های این دو نمودار در چارچوب ترکیبی و تحلیلی ما را به سه نتیجه‌گیری کلیدی می‌رساند:

  1. فریب نسبت‌ها را نخورید: پایین بودن تاریخی نسبت «مسکن به سکه» (۱.۳ در برابر ۲.۸) یک سیگنال خرید برای مسکن نیست؛ بلکه آینه‌ی تمام‌نمای جهش خیره‌کننده‌ی اونس طلای جهانی به بالای ۴۰۰۰ دلار است.

  2. مسکن، بازدهی مازاد ندارد: با قرار گرفتن قیمت دلاری هر متر مربع مسکن در محدوده ۱۳۲۴ دلار (بالاتر از میانگین ۱۲۰۰ دلاری)، این بازار در بلندمدت پتانسیل جهشی بیش از رشد خود نرخ دلار را نخواهد داشت و در بهترین حالت تنها حافظ ارزش اسمی سرمایه (با لحاظ ریسک نقدشوندگی) خواهد بود.

  3. برتری ساختاری طلا در سبد دارایی: با توجه به بهره‌مندی بازار طلا از دو بازوی محرک (نرخ ارز داخلی + چشم‌انداز مثبت اونس جهانی) و همچنین نقدشوندگی مطلق، حفظ وزن بالاتر این کالا نسبت به املاک و مستغلات در تخصیص استراتژیک سرمایه، تصمیمی منطبق بر اصول بهینه‌سازی ریسک و بازده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای اقتصاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها اقتصاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه