پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ در سالهای اخیر، در کنار توسعه ظرفیت تولید انرژی الکتریکی(برق)، نگاههای تازهای در حوزه مدیریت و استفاده بهینه از انرژی شکل گرفته که بر نقش فعالتر صنایع در پایداری شبکه تأکید دارد. این رویکردها با بهرهگیری از ابزارهایی مانند ذخیرهسازی انرژی، مدیریت هوشمند مصرف و توسعه زیرساختهای نوین، چارچوبی منعطفتر و کارآمدتر برای تأمین انرژی صنایع فراهم میکنند. در چنین فضایی، مفهوم تابآوری انرژی بهتدریج به یکی از مفاهیم کلیدی در آینده صنعت برق و بخش صنعت تبدیل میشود.
در ساختار فعلی، ارزش اقتصادی برق عمدتاً در انرژی تولیدشده خلاصه میشود، اما اقتصادهای پیشرفته به قابلیت اطمینان نیز ارزش اقتصادی قابل توجهی قائلاند. صنایعی که با احداث ذخیرهسازها، مشارکت در برنامههای پاسخگویی بار یا ایجاد ریزشبکهها به پایداری شبکه کمک میکنند، سزاوار دریافت پاداش اقتصادی برای این خدمت هستند. ایران میتواند با ایجاد بازار تابآوری، در کنار بازارهای انرژی و ظرفیت، به انعطافپذیری و همکاری صنایع با شبکه ارزش مالی مشخصی ببخشد. این اقدام، یکی از نوآورانهترین اصلاحات صنعت برق کشور در دهه آینده خواهد بود.
تبدیل صنایع از مصرفکننده به شریک راهبردی شبکه
در مدل سنتی، صنعت صرفاً مصرفکننده برق بود، اما در مدل آینده، صنعت به شریک راهبردی شبکه تبدیل میشود. یک مجتمع صنعتی بزرگ میتواند برق تولید کند، انرژی ذخیره نماید، بار خود را مدیریت کند، خدمات پشتیبان به شبکه ارائه دهد و حتی در مواقع بحران، بخشی از نیاز منطقه را تأمین کند. در این ساختار، مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده از بین رفته و مفهوم «تولیدکننده ـ مصرفکننده» (Prosumer) شکل میگیرد.
برای عبور از وضعیت کنونی، یک برنامه سهمرحلهای ضروری به نظر میرسد:
مرحله اول: تثبیت؛ ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۷
در این مرحله، تکمیل نیروگاههای در دست احداث صنایع، توسعه قراردادهای دوجانبه خرید برق، اجرای گسترده برنامههای پاسخگویی بار و افزایش قابلیت پیشبینی محدودیتها برای صنایع باید در اولویت قرار گیرد.
مرحله دوم: تابآورسازی؛ ۱۴۰۷ تا ۱۴۱۲
در گام دوم، توسعه ریزشبکههای صنعتی، استقرار ذخیرهسازهای انرژی، ایجاد خوشههای انرژی صنعتی و اصلاح مقررات بازار برق و بازار ظرفیت اهمیت پیدا میکند.
مرحله سوم: تحول ساختاری؛ ۱۴۱۲ تا ۱۴۲۰
در مرحله سوم، شکلگیری بازار تابآوری، توسعه اقتصاد ذخیرهسازی انرژی، گسترش تولید پراکنده صنعتی و تبدیل شهرکهای صنعتی بزرگ به هابهای انرژی منطقهای باید دنبال شود.
دولت چه نقشی باید ایفا کند؟
اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم راهحل نهایی صرفاً در افزایش سرمایهگذاری دولتی نهفته است. مهمترین وظیفه دولت در دهه آینده، تولید برق نخواهد بود؛ بلکه ایجاد محیطی است که در آن سرمایهگذاری در امنیت انرژی توجیه اقتصادی پیدا کند.
دولت باید مقررات را اصلاح کند، بازارهای جدید انرژی را توسعه دهد، حقوق سرمایهگذاران را تضمین کند و امکان مشارکت فعال صنایع در تأمین انرژی را فراهم آورد. به بیان دیگر، نقش دولت باید از تأمینکننده انحصاری برق به معمار اکوسیستم امنیت انرژیتغییر یابد.
آینده از آن تابآورترینهاست
ایران امروز در نقطهای قرار گرفته است که دیگر نمیتوان با منطق دهههای گذشته برای آینده انرژی تصمیم گرفت. ناترازی برق صرفاً یک شکاف میان تولید و مصرف نیست، بلکه نشانهای از پایان یک مدل تاریخی در حکمرانی انرژی است.
صنایعی که همچنان برق را صرفاً یک خدمت عمومی بدانند، در معرض آسیبهای فزاینده قرار خواهند گرفت. در مقابل، صنایعی که انرژی را به یک دارایی راهبردی تبدیل کنند، مزیت رقابتی آینده را در اختیار خواهند داشت.
بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که چگونه برق بیشتری تولید کنیم؛ پرسش اصلی آن است که چگونه معماری جدیدی برای تابآوری انرژی ایجاد کنیم تا حتی در شرایط بحران، چرخ تولید کشور از حرکت بازنایستد؛ این همان نقشه راهی است که میتواند امنیت انرژی صنایع را تضمین کند و در نهایت، به یکی از پایههای امنیت اقتصادی ایران در دهههای آینده تبدیل شود.
کارشناس انرژی*
نظر شما