پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ با تشدید اجرای سازوکار تعدیل مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) و نظام تجارت انتشار، صنعت خودروسازی اروپا وارد مرحلهای شده که در آن هزینه کربن از یک الزام زیستمحیطی به یک متغیر مستقیم در سودآوری تبدیل شده است. این تحول در حال بازتعریف روابط میان خودروسازان، تأمینکنندگان و ساختار قیمتگذاری مواد اولیه است.
در چارچوب برنامه «Fit for 55»، خودروسازان اروپایی با اهداف سختگیرانه کاهش انتشار مواجه هستند؛ کاهش ۵۵ درصدی تا سال ۲۰۳۰ و رسیدن به انتشار صفر تا ۲۰۳۵ نسبت به سطح ۲۰۲۱. این الزامات نهتنها مسیر توسعه محصولات را تغییر داده، بلکه بهطور مستقیم بر نحوه تأمین فولاد، آلومینیوم و باتریها اثر گذاشته و ساختار هزینه تولید را دگرگون کرده است.
انتقال هزینه کربن به قلب زنجیره تأمین
با اجرای CBAM و EU ETS، هزینههای کربن از سطح حسابداری و انطباقی فراتر رفته و وارد بهای تمامشده قطعات خودرو شدهاند. در این شرایط، مواد اولیه کلیدی مانند فولاد و آلومینیوم دیگر صرفاً یک ورودی صنعتی نیستند، بلکه حامل هزینههای کربنی قابل محاسبهاند. در همین حال، کاهش تدریجی سهمیههای رایگان انتشار، مسیر افزایش قیمت کربن را هموار کرده است؛ بهطوریکه پیشبینیها از رسیدن قیمت هر تن CO₂ به حدود ۱۳۰ یورو تا سال ۲۰۳۰ حکایت دارد.
از سال ۲۰۲۶، CBAM وارد مرحله اجرایی کاملتری میشود و واردات مواد اولیه به اتحادیه اروپا را تحت فشار جدیدی قرار میدهد. یکی از چالشهای اصلی در این مرحله، نبود دادههای دقیق و تأییدشده از میزان انتشار کربن در زنجیره تأمین جهانی است.
در صورت استفاده از دادههای پیشفرض به جای دادههای واقعی، هزینه واردات میتواند بهطور قابل توجهی افزایش یابد. برآوردها نشان میدهد این اختلاف ممکن است تا بیش از ۲۰ درصد در قیمت نهایی مواد اولیه اثر بگذارد و در صورت تأخیر در تأیید دادهها، حتی بیشتر نیز شود.
فرسایش مدلهای سنتی قیمتگذاری در صنعت خودرو
مدلهای سنتی قراردادهای سالانه و قیمتگذاری ثابت در صنعت خودرو دیگر توان پاسخگویی به این شرایط را ندارند. دلیل اصلی، نوسان شدید و سیاستمحور بودن هزینههای کربن است که در زنجیره تأمین بهصورت یکپارچه و شفاف منتقل نمیشود. در بسیاری از موارد، تأمینکنندگان سطح دوم و سوم از روشهای متفاوتی برای انتقال هزینههای CBAM و EU ETS استفاده میکنند؛ موضوعی که به ابهام و اختلاف در قیمتگذاری دامن زده است.
در واکنش به این شرایط، خودروسازان اروپایی به سمت استفاده از بنچمارکهای مستقل بازار حرکت کردهاند. این ابزارها به آنها امکان میدهد تا:قیمت واقعی مواد اولیه را از هزینههای کربنی تفکیک کنند، ادعاهای تأمینکنندگان را راستیآزمایی کنند و تصمیمهای خرید را بر پایه دادههای قابل اتکا اتخاذ کنند. در واقع، بنچمارکها نقش یک مرجع بیطرف را در بازاری ایفا میکنند که قیمتگذاری در آن بهشدت تحت تأثیر سیاست و عدم قطعیت قرار گرفته است.
با گسترش استفاده از دادههای مرجع، ساختار قراردادهای تأمین نیز در حال تغییر است. بندهای تعدیل قیمت اکنون بیش از گذشته به شاخصهای مستقل بازار متصل میشوند و مذاکرات از سطح ادعاهای قیمتی به سطح دادههای قابل سنجش منتقل شده است.
این تغییر به خودروسازان اجازه میدهد تا هزینههای کربنی را بهتر مدیریت کرده و از انتقال غیرشفاف یا مضاعف این هزینهها جلوگیری کنند.
چالش شفافیت در زنجیره تأمین جهانی
یکی از مهمترین چالشها در این مسیر، نبود شفافیت در دادههای انتشار کربن در سطح جهانی است. این موضوع باعث شده اختلافات میان خودروسازان و تأمینکنندگان نه بر سر قیمت پایه، بلکه بر سر «درستی محاسبه کربن» شکل بگیرد. در چنین شرایطی، هرگونه ضعف در اعتبارسنجی دادهها میتواند مستقیماً به افزایش هزینه تولید خودرو منجر شود.
تحولات ناشی از CBAM و EU ETS نشان میدهد که کربن دیگر صرفاً یک موضوع زیستمحیطی نیست، بلکه به یکی از اصلیترین متغیرهای اقتصادی در صنعت خودرو اروپا تبدیل شده است. در این چارچوب، شرکتهایی که بتوانند هزینههای کربنی را دقیقتر اندازهگیری، تحلیل و در مدلهای تصمیمگیری خود ادغام کنند، در رقابت آینده زنجیره تأمین مزیت ساختاری خواهند داشت.
نظر شما