پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ صنعت فولاد به عنوان یکی از تولیدکنندگان اصلی دیاکسید کربن، در کانون توجهات جهانی برای کاهش ردپای کربنی قرار دارد. محورهای تعیینشده در این حوزه، نشان میدهد صنعت فولاد این فشار را یک فرصت برای جهش فناورانه میبیند. بر اساس گزارش صفاری، تمرکز بر روی موضوعاتی همچون «فناوری جذب و ذخیره کربن (CCUS)»، «توسعه اقتصاد چرخشی» و حرکت به سمت «فولاد هیدروژنی» است. در جهان امروز، «فولاد سبز» به یک برند تجاری و یک شرط ورود به بازارهای پیشرفته تبدیل شده است. اتحادیه اروپا با مکانیسم «عوارض مرزی کربن» (CBAM)، عملاً مالیات بر کربن را در مرزهای خود گسترش داده است. بنابراین، سرمایهگذاری در فناوریهای کاهنده کربن، یک سرمایهگذاری برای حفظ و توسعه بازارهای صادراتی است. حرکت به سمت اقتصاد چرخشی نیز که بر بازیافت و استفاده بهینه از منابع و پسماند تأکید دارد، علاوه بر کاهش هزینههای زیستمحیطی، میتواند با خلق محصولات جانبی جدید، جریانی درآمدزای جدیدی برای شرکتها ایجاد کند. در این جبهه، همکاری با دانشگاهها برای توسعه و بومیسازی فناوریهای پیچیدهای مانند الکترولیز آب برای تولید هیدروژن سبز یا طراحی سیستمهای کارآمد جذب کربن، حیاتی است.
جبهه دوم: هوشمندسازی؛ وقتی دادهها جدیدترین ماده اولیه میشوند
صنعت چهارم که امروز در کارخانههای فولاد در حال اجرایی شدن است، ابزاری برای بقا در رقابتی است که بر مبنای دقت، سرعت و بهرهوری تعریف میشود. سه محور کلیدی در این حوزه که در گزارش به آنها اشاره شد، عبارتاند از: «استفاده از هوش مصنوعی در صنعت فولاد»، «توسعه زیرساختهای اینترنت اشیای صنعتی (IIoT)» و «یکپارچهسازی سامانههای انرژی». کاربرد هوش مصنوعی میتواند از پیشبینی کیفیت فولاد بر اساس دادههای کوره، بهینهسازی ترکیب شیمیایی، پیشبینی خرابی تجهیزات (نگهداشت پیشگویانه) تا مدیریت زنجیره تأمین را متحول کند. اینترنت اشیای صنعتی نیز با نصب سنسورها بر روی کلیه تجهیزات، یک سیستم عصبی دیجیتال برای کارخانه ایجاد میکند که امکان نظارت لحظهای و کنترل بهینه فرایندها را فراهم میآورد. یکپارچهسازی سامانههای انرژی نیز پاسخ هوشمندانه به یکی از بزرگترین هزینههای تولید است. این سیستم میتواند با تحلیل الگوی مصرف و تولید انرژی، توزیع بهینه و خرید و فروش هوشمند برق را ممکن ساخته و میلیاردها تومان در هزینههای انرژی صرفهجویی کند. موفقیت در این جبهه مستلزم ایجاد زیرساخت داده، جذب و تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزههای میانرشتهای و همکاری تنگاتنگ با دانشگاهها در پروژههای اثبات مفهوم (PoC) است.
جبهه سوم: محصولات نوین؛ خلق ارزش در لبه فناوری
رقابت آینده در صنعت فولاد، نه بر سر تولید انبوه فولاد معمولی، بلکه بر سر تولید فولادهای با کارایی خاص و ارزش افزوده فوقالعاده بالا است. محورهای این حوزه که در گزارش از آنها نام برده شده، نشان از یک جهش کیفی در نگاه محصولمحور شرکت دارد: «ژنوم مواد»، «تولید فولادهای الکتریکی با کیفیت بالا» و «توسعه فولادهای پیشرفته با استحکام بالا». «ژنوم مواد» یک رویکرد انقلابی است که با شبیهسازی رایانهای و دادهکاوی، فرایند کشف و توسعه آلیاژهای جدید را سرعت میبخشد و از هزینهها میکاهد. فولادهای الکتریکی با کیفیت بالا، قلب ترانسفورماتورها و موتورهای الکتریکی نسل جدید هستند که برای صنایع برق و خودروهای الکتریکی حیاتیاند. فولادهای پیشرفته با استحکام بالا (AHSS) نیز کاهش وزن و افزایش ایمنی در خودروسازی و سازهها را ممکن میسازند. توسعه این محصولات نیازمند تحقیقات بنیادی و کاربردی عمیق در زمینه متالورژی، نانو فناوری و مهندسی سطح است که نمونه بارزی از نیاز به همکاری بلندمدت و ساختاریافته با مراکز علمی تراز اول کشور است.
نقشه عملیاتی: از محورهای کاغذی تا مراکز پژوهشی زنده
نکته کلیدی در این گزارش آنجاست که این ۹ محور «پایهای برای شکلگیری مراکز پژوهشی مشترک» قلمداد شدهاند. برای پنج محور، فراخوانی با استانداردهای بینالمللی تدوین شده است. این یعنی صنعت به دنبال ایجاد نهادهای پایدار (Research Centers) است که در آنها پژوهشگران دانشگاهی و مهندسان شرکتها، شانه به شانه بر روی چالشهای مشخص کار میکنند. پیشنهاد راهاندازی یک مرکز آزمایشی در دانشگاه اصفهان نیز گام اول هوشمندانهای برای آزمودن این مدل و رفع ایرادات آن قبل از تعمیم به سطح ملی است.
جمعبندی
نبرد آینده فولاد مبارکه در ۹ محور تعیینشده، نبردی بر سر تغییر ماهیت شرکت از یک تولیدکننده کمّی به یک خلقکننده ارزش کیفی و فناوریمحور است. موفقیت در جبهه پایداری، مجوز ورود به بازارهای آینده را صادر میکند. پیروزی در جبهه هوشمندسازی، سلاح رقابت در بهرهوری و هزینه را میسازد و پیشتازی در جبهه محصولات نوین، سودآوری و جایگاه برند شرکت را تعیین میکند. این مسیر، بدون ایجاد پلهای مستحکم با دانشگاهها و تبدیل رابطه سنتی «کارفرما-پیمانکار» به یک «شراکت در خلق دانش» ممکن نخواهد بود. نقشه راه ترسیمشده در دانشگاه اصفهان، آغازگر این تحول راهبردی است. اکنون نوبت گامهای عملی، سرمایهگذاری پایدار و مدیریت خردمندانه این گذار تاریخی است.
نظر شما