بنگاهداری پلتفرمی
مجید محققیان
شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۲۴

در شرایط اقتصادی پرتلاطم و پیچیده امروز، مدل‌های سنتی مدیریتی دیگر قادر به پاسخگویی به نیازهای یک هلدینگ بزرگ و چندبعدی مانند فولاد مبارکه نیستند. به همین دلیل، تحول به بنگاهداری پلتفرمی ضروری شده است؛ مدلی که با تمرکز بر یکپارچگی میان واحدها، داده‌محوری، هوشمندسازی مالی، چابکی در تصمیم‌گیری و مدیریت مؤثر ریسک، امکان هماهنگی کامل، افزایش بهره‌وری و واکنش سریع به تغییرات بازار را فراهم می‌کند و مسیر رشد پایدار و خلق ارزش بلندمدت هلدینگ را تضمین می‌کند.

ماهنامه کارخانه؛ فولاد مبارکه امروز فراتر از یک بنگاه تولیدی ساده است؛ با دارا بودن ۱۳۲ شرکت فرعی و ۵۶ شرکت وابسته، ابعاد مدیریتی و عملیاتی آن بسیار گسترده و پیچیده شده است. در چنین ساختاری، مدل‌های سنتی مدیریت قادر به پاسخگویی به نیازهای اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی در شرایط پرتلاطم کنونی نیستند. بنابراین، تحول به سمت بنگاهداری پلتفرمی، نه تنها یک ضرورت استراتژیک بلکه محور اصلی بهبود کارایی، هم‌افزایی میان واحدها و بهره‌وری کل مجموعه به شمار می‌رود. این رویکرد امکان مدیریت یکپارچه، تصمیم‌گیری سریع و انعطاف‌پذیری بالاتر در مواجهه با چالش‌های داخلی و جهانی را فراهم می‌کند و مسیر رشد پایدار فولاد مبارکه را تضمین می‌کند.

مفهوم هلدینگ پلتفرمی و یکپارچگی

هلدینگ پلتفرمی مدلی است که در آن شرکت مادر به‌جای تمرکز بر کنترل و مدیریت عملیاتی، با ایجاد پلتفرم های مشترک داده، سرمایه، تخصص، فناوری و شبکه برای تمام شرکت‌های زیرمجموعه، نقش موتور خلق ارزش یکپارچه را ایفا می‌کند. در هلدینگ‌های پلتفرمی، واژه «یکپارچگی» جایگزین «تمرکزگرایی» می‌شود. در مدل سنتی، تصمیم‌گیری‌ها معمولاً متمرکز در هلدینگ مادر انجام می‌شد، اما در مدل پلتفرمی، هدف اصلی، ایجاد هماهنگی میان شرکت‌های تابعه و فرعی است. این رویکرد باعث می‌شود تصمیماتی که در یک بخش گرفته می‌شود، به ضرر سایر بخش‌ها نباشد و منابع به شکل بهینه بین واحدها تخصیص یابد. به عبارت دیگر، پلتفرم‌های مدیریتی بر مدیریت کل زنجیره ارزش تمرکز دارند و تلاش می‌کنند با همسویی فرآیندها و هماهنگی منابع، تعارض منافع را کاهش دهند. اجرای حاکمیت شرکتی نسل چهارم، که محور آن تنظیم روابط تمامی ذی‌نفعان است، در این مدل اهمیت ویژه‌ای دارد. در سیستم‌های سنتی، تصمیمات یک ذی‌نفع ممکن است به ضرر گروه‌های دیگر تمام شود؛ اما با حاکمیت نسل چهارم، امکان پیشگیری از این تعارضات فراهم می‌شود. این رویکرد باعث شفافیت، ارتقای اعتماد داخلی و مدیریت ریسک بهتر در مجموعه می‌شود.

بنگاهداری پلتفرمی

مغز مالی هوشمند: پایه تصمیم‌گیری داده‌محور

یکی از مولفه‌های کلیدی در هلدینگ پلتفرمی، ایجاد «مغز مالی هوشمند» یا Digital Financial است. این مغز مالی، مرکزی برای تفکر، تصمیم‌گیری و هدایت کل مجموعه است و چند اصل بنیادین دارد:

اول: تصمیمات مبتنی بر داده و اطلاعات: هر تصمیم مدیریتی باید بر اساس داده‌های به‌روز و قابل اعتماد اتخاذ شود.

دوم: مدل‌سازی مالی و اقتصادی: استفاده مداوم از مدل‌های مالی و اقتصادی که بر پایه داده‌ها طراحی شده‌اند، امکان سنجش سناریوهای مختلف و کاهش ریسک تصمیمات را فراهم می‌کند.

سوم: هوش مصنوعی و پیش‌بینی‌های تحلیلی: به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی، کمک می‌کند تا مغز مالی بتواند در محیط‌های پر تلاطم، واکنش سریع و دقیق داشته باشد و تصمیمات بهینه را اتخاذ کند.

می‌توان گفت مغز مالی هوشمند، مشابه سیستم عصبی یک بنگاه زنده است. هر چه این سیستم قوی‌تر باشد، بنگاه توانایی بیشتری در مدیریت تغییرات و شوک‌های خارجی خواهد داشت و از ضربات جبران‌ناپذیر اقتصادی جلوگیری می‌کند.

فولاد مبارکه در مسیر تحول به بنگاهداری پلتفرمی، بر چند ویژگی کلیدی تمرکز دارد:

نخست، یکپارچه‌سازی به جای متمرکزسازی؛ ایجاد پلتفرم‌هایی که همه شرکت‌ها روی آن سوار شوند، شامل مالی، داده، ریسک، SCF و سایر حوزه‌ها، امکان هماهنگی و هم‌افزایی کامل میان واحدها را فراهم می‌کند.

دوم، داده‌محوری و هوشمندسازی؛ تصمیم‌گیری بر مبنای داده، مدل‌سازی پیشرفته و بهره‌گیری از هوش مصنوعی، کیفیت و سرعت تصمیم‌گیری را ارتقا می‌دهد.

سوم، حاکمیت شرکتی شفاف و چابک؛ با ساختارهای ساده‌تر و پاسخ‌گوتر نسل چهارم، توان مدیریتی و نظارت تقویت می‌شود.

چهارم، تمرکز بر خلق ارزش چندبُعدی شامل عملیاتی، مالی، فناورانه و اکوسیستمی. و نهایتاً، مدیریت پورتفوی مبتنی بر ROIC و EVA، سرمایه‌گذاری هدفمند و خروج از کسب‌وکارهای کم‌بازده را تضمین می‌کند.

تجربه جهانی و نمونه‌های موفق

تجربه جهانی نشان می‌دهد که بنگاه‌های موفق دیگر صرفاً فولاد یا محصول نمی‌فروشند؛ بلکه «راهکار» ارائه می‌دهند. به عنوان نمونه، شرکت ArcelorMittal با تعریف مفهوم «Steel Plus Solution» نشان داده است که فروش محصول همراه با ارائه راهکارهای تخصصی، نه تنها ارزش افزوده ایجاد می‌کند بلکه امکان توسعه پایدار و چابک‌سازی فرآیندهای داخلی را فراهم می‌آورد.

در آرسلورمیتال، دیگر صرفاً فروش فولاد محور نیست؛ این شرکت مسیر خود را به سمت فروش راهکارهای جامع باز کرده است. همین رویکرد باعث شده است که زنجیره‌ای از محصولات و خدمات مکمل کنار محصول اصلی شکل گیرد و اکنون به پلتفرم‌های چندوجهی تبدیل شود؛ ساختاری که سرعت تصمیم‌گیری و پاسخ به نیاز بازار را افزایش می‌دهد. مسئله چابک‌سازی در آرسلورمیتال فراتر از شعار است؛ به معنای واقعی کوتاه کردن چرخه تصمیم‌سازی و رسیدن به نتیجه ملموس است. یکی از شاخص‌های کلیدی، زمان بین اتخاذ تصمیم و اجرای کامل آن است. بدون کاهش این فاصله، چابکی تحقق نمی‌یابد. در حوزه مالی و عملیاتی، گردش منابع و فرآیندها به گونه‌ای طراحی شده که تحقیق، تصمیم و اجرا در یک چرخه پیوسته و هماهنگ انجام شود. تجربه آرسلورمیتال نشان می‌دهد که یکپارچه‌سازی و تمرکز بر پلتفرم‌ها، کلید افزایش بهره‌وری، سرعت عمل و ایجاد مزیت رقابتی پایدار در بنگاه‌های بزرگ صنعتی است. این تجربه برای فولاد مبارکه نیز قابل اقتباس است؛ به ویژه در شرایطی که هلدینگ وارد حوزه‌های متنوعی از معدن و انرژی تا فناوری و زنجیره تأمین شده است. این تنوع فعالیت‌ها، اگر با استراتژی پلتفرمی مدیریت شود، می‌تواند مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد کند.

بنگاهداری پلتفرمی

هفت حوزه کلیدی گروه مالی

برای مدیریت بهینه هلدینگ، فولاد مبارکه هفت حوزه کلیدی را تعریف کرده است که نقش محوری در ایجاد ارزش و پایداری مجموعه دارند:

اول: هزینه سرمایه: کاهش هزینه تامین مالی، حتی به میزان یک درصد، اثر مستقیم و قابل توجهی بر سودآوری دارد. بهینه‌سازی ساختار سرمایه و تامین مالی درون گروهی از ابزارهای کلیدی این حوزه است.

دوم: سودآوری: مدیریت سودآوری تنها شامل عملکرد عملیاتی نیست؛ بلکه مدیریت نقدینگی، تخصیص منابع و کنترل هزینه‌ها نقش تعیین‌کننده دارد.

سوم: مدیریت نقدینگی: اطمینان از جریان نقدینگی کافی و مدیریت موثر وجوه نقد، تضمین‌کننده پایداری مالی در شرایط پر نوسان اقتصادی است.

چهارم: سرمایه‌گذاری: تخصیص منابع محدود به پروژه‌ها و حوزه‌هایی که بیشترین ارزش افزوده را ایجاد می‌کنند، از محورهای اصلی تصمیمات سرمایه‌گذاری است.

پنجم: زنجیره تأمین: با مدیریت مالی زنجیره تأمین، هلدینگ می‌تواند هزینه‌ها را کاهش داده، کارایی عملیات را افزایش دهد و ریسک‌ها را به حداقل برساند.

ششم: هوشمندسازی مالی: همان مغز مالی هوشمند که تصمیمات را مبتنی بر داده، مدل‌سازی و تحلیل پیش‌بینی می‌کند. این سیستم کمک می‌کند تصمیمات شهودی و شخصی کاهش یافته و تصمیمات مبتنی بر شواهد جایگزین شود.

هفتم: حاکمیت و شفافیت: گزارش‌دهی دقیق، شفافیت مالی و مدیریت تعارض منافع، پایه‌ای برای اعتماد داخلی و تصمیم‌گیری‌های استراتژیک است.

تمرکز بر دو سوال کلیدی مدیران

یکی از ابزارهای عملیاتی برای مدیریت بنگاه در مدل پلتفرمی، تمرکز بر دو سوال اساسی برای هر مدیر است:

الف- آیا تصمیمی که می‌گیرم، ایجاد ارزش می‌کند؟

ب- منابع اجرای آن تصمیم از کجا تأمین خواهد شد؟

پاسخ به این دو سوال، بنیان سیاست‌های سرمایه‌گذاری، تامین مالی و تقسیم سود را شکل می‌دهد. این رویکرد باعث می‌شود که هر تصمیم مدیریتی با نگاه بلندمدت و ارزش‌آفرینی اتخاذ شود و همسو با استراتژی کل مجموعه باشد.

بنگاهداری پلتفرمی

چابک‌سازی و زمان‌بندی تصمیمات

یکی دیگر از مؤلفه‌های مهم در مدیریت هلدینگ، سنجش چابکی است. برای هر تصمیم مدیریتی، لازم است زمان لازم برای رسیدن به نتیجه مشخص شود. این شاخص، نشان می‌دهد که بنگاه تا چه حد توانایی واکنش سریع به تغییرات محیطی دارد. در مدل پلتفرمی، فرآیندها با محوریت داده و تصمیم‌گیری هوشمند، کوتاه و منعطف طراحی می‌شوند تا زمان پاسخگویی کاهش یابد و عملکرد مجموعه بهینه شود.

مدیریت سرمایه انسانی و فناوری

در هلدینگ‌های بزرگ، منابع انسانی و فناوری نیز به عنوان سرمایه‌های استراتژیک شناخته می‌شوند. استفاده از داده‌ها، ابزارهای تحلیلی و هوش مصنوعی نه تنها به تصمیم‌گیری بهتر کمک می‌کند، بلکه مهارت‌ها و توانمندی‌های کارکنان را تقویت می‌کند. ترکیب نیروی انسانی توانمند و فناوری پیشرفته، امکان مدیریت بهینه ریسک‌ها و افزایش بازده سرمایه‌گذاری را فراهم می‌آورد.

یکپارچگی زنجیره ارزش

فولاد مبارکه با تمرکز بر یکپارچگی زنجیره ارزش، از معدن تا محصول نهایی، توانسته است هماهنگی میان بخش‌ها را افزایش دهد. این یکپارچگی باعث می‌شود که هر تصمیم استراتژیک در یک بخش، اثر مثبت خود را بر سایر بخش‌ها نیز داشته باشد. به عبارت دیگر، پلتفرم مدیریتی نه تنها تصمیمات را همسو می‌کند، بلکه ظرفیت پاسخگویی سریع و انعطاف‌پذیری را در کل هلدینگ تقویت می‌کند.

مدیریت ریسک و پیش‌بینی آینده

هوش مالی و مدل‌سازی داده‌محور، ابزارهایی کلیدی برای مدیریت ریسک در محیط‌های پر تلاطم هستند. استفاده از پیش‌بینی‌های مالی و اقتصادی، مدیران را قادر می‌سازد تا سناریوهای مختلف را شبیه‌سازی کنند و راهکارهای جایگزین برای مقابله با شوک‌ها و تغییرات سریع بازار داشته باشند. این سیستم، مشابه سیستم عصبی یک بنگاه زنده عمل می‌کند و امکان واکنش سریع و بهینه را فراهم می‌کند.

نقش هلدینگ در سرمایه‌گذاری و خروج از پروژه‌ها

یکی از ویژگی‌های مهم پلتفرم مدیریتی، انعطاف‌پذیری در سرمایه‌گذاری و خروج از پروژه‌هاست. هلدینگ می‌تواند بر اساس ارزش‌آفرینی، منابع را به حوزه‌های مختلف تخصیص دهد و در صورت نیاز، از پروژه‌هایی که بازده کافی ندارند خارج شود. این رویکرد، از تعصب بر بخش خاصی جلوگیری می‌کند و تمرکز را بر ایجاد ارزش کل گروه معطوف می‌سازد.

جمع‌بندی و توصیه‌ها

تحول از بنگاهداری سنتی به مدل پلتفرمی در فولاد مبارکه، نه تنها پاسخگوی پیچیدگی‌های داخلی است، بلکه امکان چابک‌سازی، هوشمندسازی و افزایش ارزش پایدار را فراهم می‌آورد. تمرکز بر داده، مدل‌سازی مالی، هوش مصنوعی، مدیریت سرمایه انسانی و یکپارچگی زنجیره ارزش، بنیان یک هلدینگ رقابت‌پذیر و مقاوم در محیط‌های پرتلاطم اقتصادی را شکل می‌دهد.

مدیران هلدینگ باید همواره دو پرسش اساسی را مد نظر قرار دهند: تصمیماتشان آیا ایجاد ارزش می‌کند؟ و منابع لازم برای تحقق اهداف از کجا تأمین می‌شود؟ پاسخ به این دو پرسش، مسیر سیاست‌های سرمایه‌گذاری، تامین مالی و تقسیم سود را مشخص می‌کند و تضمین می‌کند که هلدینگ در مسیر رشد پایدار و ایجاد ارزش بلندمدت حرکت کند.

با چنین رویکردی، فولاد مبارکه می‌تواند از یک بنگاه صنعتی سنتی به یک هلدینگ پلتفرمی نوآور، چابک و ارزش‌آفرین تبدیل شود، که توانایی پاسخگویی به تحولات داخلی و بین‌المللی را دارد و مسیر توسعه اقتصادی کشور را با ثبات و استحکام همراه می‌سازد.

*مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری توسعه توکا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha