ماهنامه کارخانه نوشت: نسل زد متولدین حدود سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۹، در جهانی رشد یافتهاند که فناوری دیجیتال، شبکههای اجتماعی، ارتباطات جهانی و تغییرات سریع، عناصر بنیادین زندگی روزمره را تشکیل میدهند. آنان نخستین نسلی هستند که اینترنت و فضای مجازی را نه بهعنوان یک نوآوری تازه، بلکه بهعنوان بخشی طبیعی و همیشگی از واقعیت خود تجربه کردهاند. این نسل با سرعت به تغییرات واکنش نشان میدهد، مهارتهای چندرسانهای را از سنین پایین آموخته و در محیطی اجتماعیشده که مرزهای جغرافیایی و فرهنگی در آن کمرنگتر شده، پرورش یافته است. در سوی دیگر این طیف، صنایع سنگینی مانند فولاد قرار دارند که در ذهن بسیاری، تصویری سنتی، ایستا و با روندهای کند تغییر دارند؛ کارخانههایی با خطوط تولید پرصدا، ساختمانهای عظیم صنعتی و ساختارهای بوروکراتیک که بیشتر با ثبات و تکرار شناخته میشوند تا پویایی و نوآوری.
این تضاد میان تجربه زیسته نسل زد و تصویر غالب از صنعت فولاد، شکافی عمیق در ذهنیت نیروی کار جوان ایجاد کرده است. بسیاری از افراد این نسل، حتی بدون تجربه مستقیم، تصور میکنند ورود به صنعت فولاد یعنی پیوستن به فضایی خشن، پرخطر و غیرمنعطف که با روحیات و سبک زندگی آنان ناسازگار است. این ذهنیت، کار جذب و نگهداشت استعدادهای تازه را برای این صنعت دشوار میسازد و تهدیدی برای آینده منابع انسانی آن به شمار میرود.
تفاوت بنیادی در انگیزهها و ارزشها، ریشه اصلی این چالش است. نسل زد برخلاف نسلهای پیشین که در بسیاری موارد امنیت شغلی و درآمد پایدار را بر سایر عوامل ترجیح میدادند، به دنبال معنا، اثرگذاری اجتماعی و همسویی با ارزشهای فردی است. آنان از خود میپرسند که شغلی که انتخاب میکنند چگونه به بهبود کیفیت زندگی دیگران، حفاظت از محیطزیست و توسعه پایدار کمک میکند. برای این نسل، شغل تنها وسیله تأمین معیشت نیست، بلکه بخشی از هویت فردی و اجتماعی به شمار میآید.
صنعت فولاد در این نقطه با پرسشی حیاتی روبهروست: چگونه میتواند روایت خود را بهگونهای بازنویسی کند که نهتنها برای نسل زد قابل درک باشد، بلکه با ارزشها و انگیزههای این نسل همخوانی پیدا کند؟ پاسخ این پرسش تنها در تبلیغات یا کمپینهای رسانهای خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند تغییرات ساختاری و فرهنگی درون سازمانی است. باید بتوان به این نسل نشان داد که فولاد، صنعتی ایستا و آلاینده نیست، بلکه ستون فقرات توسعه زیرساختها، پیشرفت فناوریهای نوین و حتی گذار به انرژیهای پاک به شمار میرود.
یکی از نقاط ضعف کنونی، فقدان روایتگری مؤثر در فضای دیجیتال است. بسیاری از شرکتهای فولادی در ایران هنوز نتوانستهاند در شبکههای اجتماعی، محتوایی بسازند که برای نسل زد جذاب باشد. حتی فرصتهای شغلی و مسیرهای رشد حرفهای در این صنعت، کمتر با زبانی ساده، بصری و قابلدسترس معرفی میشوند. این در حالی است که رقبای بینالمللی در سالهای اخیر با تولید محتوای ویدئویی از خطوط تولید هوشمند، مصاحبه با کارکنان جوان و نمایش پروژههای نوآورانه، تصویر خود را نزد این نسل بازسازی کردهاند. با این حال، ظرفیتهای مهمی برای تغییر این تصویر وجود دارد. تحولات فناورانه در صنعت فولاد – از جمله استفاده از روباتیک، اینترنت اشیا ( IoT) و هوش مصنوعی در کنترل کیفیت و بهینهسازی مصرف انرژی – میتواند پلی برای ارتباط با نسل زد باشد. این نسل که با فناوری رشد کرده، بهخوبی میتواند ارزش استفاده از دادههای عظیم ( Big Data) در بهبود عملکرد تولید یا نقش فناوری در کاهش آلایندگی را درک کند. اگر صنایع بزرگ بتوانند این جنبههای نوآورانه را برجسته کنند، زمینه برای جذب استعدادهای فناورانه در میان جوانان فراهم خواهد شد.
البته بازطراحی تصویر بیرونی بدون تغییر واقعی در محیط کار، اثر پایداری نخواهد داشت. نسل زد انتظار دارد محیط کاری شفاف، منعطف و مشارکتی باشد؛ جایی که ایدههای تازه شنیده شود، مسیر پیشرفت شغلی روشن باشد و آموزشهای مداوم برای ارتقای مهارتها فراهم آید. این نسل به ساختارهای سختگیرانه و ارتباطات یکطرفه واکنش منفی نشان میدهد و ترجیح میدهد در فضایی فعالیت کند که نوآوری تشویق میشود و اشتباه، بخشی از فرآیند یادگیری محسوب میشود. صنایع فولاد، اگر میخواهند استعدادهای جوان را حفظ کنند، باید نهتنها فناوری و زیرساختهای خود را بهروز کنند، بلکه فرهنگ سازمانی خود را نیز با معیارهای نسل زد همسو سازند.
موضوع دیگری که باید در نظر گرفت، پیوند میان مسئولیت اجتماعی شرکتها ( CSR) و ارزشهای این نسل است. نسل زد توجه ویژهای به مسائل محیطزیستی و عدالت اجتماعی دارد. اگر شرکتهای فولادی بتوانند پروژههای کاهش آلایندگی، بازیافت ضایعات یا سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را نه فقط اجرا، بلکه با شفافیت گزارش کنند، میتوانند بخشی از اعتماد و علاقه این نسل را جلب کنند. این کار علاوه بر بهبود تصویر عمومی، نشان میدهد که صنعت فولاد میتواند بخشی از راهحل مشکلات زیستمحیطی باشد.
تغییر نسل نیروی کار، فرصتی استثنایی برای بازاندیشی در راهبردهای منابع انسانی به شمار میآید. استفاده از برنامههای کارآموزی هدفمند، همکاری با دانشگاهها، و برگزاری رویدادهای نوآوری که جوانان را به ارائه راهحلهای فناورانه برای چالشهای واقعی صنعت دعوت کند، میتواند به شکلگیری یک رابطه دوسویه کمک کند. چنین اقداماتی نهتنها به جذب نیروهای مستعد منجر میشود، بلکه احساس تعلق و انگیزه را در میان آنان تقویت میکند.
در نهایت، باید پذیرفت که شکاف میان صنعت فولاد و نسل زد تنها زمانی پر خواهد شد که دو طرف بتوانند یکدیگر را نه از طریق کلیشهها، بلکه از مسیر تجربه واقعی بشناسند. نسل زد باید فرصت پیدا کند تا ببیند فولاد امروز تا چه اندازه با فناوری، پایداری و نوآوری گره خورده است، و صنعت فولاد باید آماده باشد تا از انرژی، نگاه تازه و مهارتهای دیجیتال این نسل برای ساخت آیندهای پایدار بهره بگیرد. این رابطه، اگر بر پایه احترام متقابل و همسویی ارزشها شکل گیرد، میتواند آیندهای متفاوت و موفقیتآمیز را برای هر دو رقم بزند؛ نسلی که تشنه تحول است و صنعتی که به بازآفرینی نیاز دارد.
*رئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران
نظر شما