ماهنامه کارخانه نوشت: صنعت سیمان در ماههای اخیر شرایطی را تجربه کرده است که بسیاری از فعالان آن را بحرانی و تهدیدکننده آینده تولید توصیف میکنند، زیرا در مردادماه سال جاری این صنعت با محدودیتهایی کمسابقه در تأمین انرژی روبهرو شد، بهگونهای که حدود ۷۵ درصد از سهمیه گاز و برق واحدهای سیمانی به دلیل کسری در شبکه سراسری کاهش یافت و کارخانهها ناگزیر شدند برای تداوم فعالیت خود به استفاده از سوخت جایگزین روی بیاورند.
انتخاب مازوت به عنوان راهحل اضطراری، هرچند امکان حفظ حداقلی از تولید را فراهم کرد، اما به دلیل هزینه بسیار سنگین حملونقل و توزیع این سوخت، فشار مضاعفی بر بنگاههای تولیدی تحمیل شد و همزمان هزینه خرید برق آزاد برای جبران کسری عرضه، بهای تمامشده تولید را به شکلی چشمگیر افزایش داد، به نحوی که بسیاری از شرکتها اعلام کردند ادامه این وضعیت میتواند مزیت اقتصادی تولید سیمان را در ایران به کلی متزلزل سازد.
مشکل صنعت سیمان اما در حوزه انرژی خلاصه نمیشود، زیرا دخالتهای دستوری دولت در سازوکار قیمتگذاری این محصول، سالهاست که حاشیه سود شرکتها را تحت فشار قرار داده و منافع ناشی از فعالیت تولیدکنندگان را به جای آنکه به سرمایهگذاری مجدد در این صنعت بازگردد، به جیب واسطهها و دلالان و همچنین برخی انبوهسازان هدایت کرده است. این روند نهتنها توان مالی شرکتها را برای نوسازی خطوط تولید و ارتقای بهرهوری کاهش داده، بلکه سرمایهگذاری در این صنعت بزرگ و راهبردی را به گزینهای ضعیف و پرریسک تبدیل کرده و بسیاری از فعالان اقتصادی را از ورود جدی به آن بازداشته است. با وجود این مشکلات، اهمیت صنعت سیمان در ساختوساز، زیرساختهای عمرانی و حتی توسعه صادرات غیرنفتی به اندازهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت، به همین دلیل انتظار میرود دولت رویکردی متفاوت از گذشته اتخاذ کند و به جای تمرکز صرف بر کنترل قیمتها، به دنبال ایجاد بسترهایی باشد که تولیدکنندگان بتوانند با ثبات بیشتری برنامهریزی کرده و سرمایهگذاریهای خود را گسترش دهند. یکی از مهمترین اولویتها در این زمینه، تدوین برنامهای روشن و پایدار برای تأمین انرژی برق و گاز به صورت سالانه است تا واحدهای سیمانی مجبور نباشند هر سال در ماههای گرم و سرد کشور با قطعهای مکرر و محدودیتهای سنگین مواجه شوند. چنین برنامهای میتواند به کاهش ریسک تولید کمک کند و انگیزه لازم را برای حفظ و حتی افزایش ظرفیتها در اختیار صنعت قرار دهد.
علاوه بر آن، مساله نوسازی و بازسازی خطوط تولید از اهمیتی ویژه برخوردار است، زیرا بسیاری از کارخانههای سیمان کشور با فناوریهایی فعالیت میکنند که نهتنها مصرف انرژی بالایی دارند، بلکه میزان آلایندگی آنها نیز قابلتوجه است و اگر سرمایهگذاری در این بخش صورت نگیرد، هزینههای جانبی صنعت به مرور افزایش خواهد یافت. پیشنهاد اختصاص بخشی از سود سالانه شرکتها طی چند سال متوالی به نوسازی خطوط تولید میتواند راهکاری عملی باشد، اما چنین طرحی تنها زمانی موفق خواهد بود که دولت سازوکاری شفاف و منظم برای حمایت از آن طراحی کند تا منابع حاصل از این سود در مسیر واقعی توسعه و نوسازی مصرف شود و صرف هزینههای جاری نشود.
از سوی دیگر، اگر صنعت سیمان بخواهد در آینده جایگاهی پایدار و رقابتی داشته باشد، ناگزیر است به سمت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و تولید سیمانهای نوین حرکت کند. تجربه جهانی نشان میدهد که صنایع انرژیبر بدون بهرهگیری از فناوریهای جدید قادر به بقا در بازارهای رقابتی نیستند، بنابراین سرمایهگذاری در حوزههایی مانند انرژی خورشیدی و بادی برای تأمین بخشی از نیاز برق و همچنین تولید سیمانهای کممصرف و دوستدار محیطزیست باید در دستور کار شرکتها قرار گیرد. در این مسیر نقش دولت به تعیین سیاستهای کلان محدود نمیشود، بلکه لازم است مشوقهای مالی و قانونی مشخصی برای حمایت از چنین سرمایهگذاریهایی ارائه شود.
یکی از گزینههای مهم در این حوزه، فراهمسازی شرایط برای استفاده از سوختهای جایگزین نظیر زباله سوختی یا همان RDF است که میتواند هم در کاهش مصرف سوختهای فسیلی مؤثر باشد و هم از منظر زیستمحیطی دستاوردهای مهمی به همراه آورد. به بیان دیگر، صنعت سیمان امروز در نقطهای قرار گرفته است که ادامه روند کنونی به معنای افزایش تدریجی هزینهها، کاهش رقابتپذیری و فرسایش سرمایهگذاری خواهد بود، اما با اتخاذ سیاستهای هوشمندانه و ایجاد هماهنگی میان دولت و بخش خصوصی میتوان مسیر متفاوتی را رقم زد؛ مسیری که ضمن تضمین تأمین انرژی و اصلاح نظام قیمتگذاری، امکان نوسازی و تحول فناورانه را فراهم کرده و جایگاه این صنعت راهبردی را در اقتصاد ملی تثبیت کند.
*رئیس سابق انجمن سیمان ایران
نظر شما