قدرت زنجیره

از معدن تا بندر؛ استراتژی فولادسازان برای عبور از بحران و بقا در بازار جهانی چیست؟
قدرت زنجیره
مجید محققیان
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۰:۵۷

آینده رقابت‌پذیری صنعت فولاد مستقیما به کنترل حلقه‌های کلیدی زنجیره تامین، از معدن و انرژی تا لجستیک، وابسته است. تجربه جهانی آرسلور، پوسکو و نوکور نشان می‌دهد که یکپارچه‌سازی عمودی، تنوع‌بخشی هوشمندانه به انرژی و مواد اولیه و ارتقای لجستیک با فناوری‌های نوین، ریسک‌های عملیاتی را کاهش می‌دهد و توان پاسخ‌گویی به بحران‌های جهانی و ورود به بازارهای جدید را چند برابر می‌کند. با سیاستگذاری شفاف، قراردادهای پایدار و مشارکت بخش خصوصی، این تحول می‌تواند فولاد ایران را به تامین‌کننده استراتژیک و پایدار جهانی تبدیل کند.

ماهنامه کارخانه نوشت: در دنیایی که هر شوک ژئوپلیتیک، بحران انرژی یا حادثه معدنی می‌تواند بازارهای جهانی را در عرض چند روز دچار کمبود و نوسان قیمت کند، امنیت زنجیره تأمین برای فولادسازان دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه شرط بقا و رشد پایدار است. تجربه شرکت‌های فولادی در جهان چون ArcelorMittal، POSCO و Nucor نشان می‌دهد که ترکیب یکپارچه‌سازی عمودی، تنوع‌بخشی هوشمندانه به منابع انرژی و مواد اولیه و ایجاد شبکه لجستیک پیشرفته می‌تواند ریسک وابستگی را به حداقل برساند و موقعیت رقابتی را تثبیت کند. این در حالی است که در ایران، که ساختار تأمین هنوز به چند معدن و شبکه انرژی محدود متکی است، گذار به این مدل‌ها می‌تواند صنعت فولاد را از آسیب‌پذیری در برابر بحران‌های داخلی و خارجی برهاند و آن را به یک بازیگر استراتژیک و پایدار در بازارهای بین‌المللی تبدیل کند.‌

مالکیت معادن و انرژی

در اقتصاد مدرن، امنیت زنجیره تأمین یک الزام حیاتی برای بقا و رشد پایدار محسوب می‌شود. صنعت فولاد که وابستگی شدیدی به مواد اولیه عمده مثل سنگ آهن، زغال سنگ کک‌شو، قراضه و انرژی دارد، بیش از هر بخش دیگری در معرض اختلالات عرضه است. به همین دلیل، بسیاری از فولادسازان بزرگ جهان مسیر یکپارچه‌سازی عمودی (Vertical Integration) را برگزیده‌اند تا کنترل مستقیمی بر معادن، انرژی و شبکه‌های حمل‌ونقل خود داشته باشند. این کنترل به آنها امکان می‌دهد تا در برابر شوک‌های قیمتی، محدودیت‌های صادراتی و وارداتی و تحولات ژئوپلیتیک مقاوم‌تر عمل کنند.

در ایران، مالکیت زنجیره تأمین در صنعت فولاد به‌طور سنتی ترکیبی از کنترل دولتی و شبه‌دولتی بوده است. فولاد مبارکه به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد تخت در منطقه، دسترسی مستقیم به بخش قابل‌توجهی از معادن سنگ آهن کشور ندارد و بخش مهمی از خوراک خود را از طریق قراردادهای بلندمدت با معادن بزرگ مثل چادرملو و گل‌گهر تأمین می‌کند. این مدل اگرچه در شرایط پایدار کارآمد است، اما در مواجهه با بحران‌هایی مانند محدودیت عرضه داخلی، تغییرات ناگهانی سیاست‌های قیمت‌گذاری مواد معدنی، یا افزایش هزینه حمل، آسیب‌پذیری شرکت را بالا می‌برد.‌

مدل‌ها و مزایای یکپارچه‌سازی عمودی

یکپارچه‌سازی عمودی به معنای مالکیت یا کنترل مراحل مختلف زنجیره تولید، از استخراج مواد خام تا تحویل محصول نهایی است. در صنعت فولاد، این یکپارچگی می‌تواند شامل مالکیت معادن سنگ‌آهن، کارخانه‌های گندله‌سازی واحدهای احیای مستقیم (DRI)، کارخانه‌های ذوب، خطوط نورد گرم و سرد و حتی ناوگان حمل‌ونقل اختصاصی باشد. نمونه بارز این مدل، شرکت ArcelorMittal است که علاوه بر داشتن معادن در چند قاره، شبکه کشتیرانی و بنادر اختصاصی برای حمل سنگ‌آهن، زغال‌سنگ و محصولات فولادی دارد. این ساختار باعث می‌شود هزینه لجستیک کاهش یابد، زمان تحویل کوتاه شود و ریسک وابستگی به طرف‌های ثالث کمتر شود.

مزیت دیگر یکپارچه‌سازی عمودی، ثبات قیمت تمام‌شده است. وقتی یک فولادساز صاحب معدن است، افزایش قیمت جهانی سنگ‌آهن اثر مستقیم کمتری بر هزینه نهایی دارد، زیرا مواد اولیه با قیمت تولید داخلی تأمین می‌شود نه قیمت بازار. همین مزیت در انرژی هم وجود دارد؛ مالکیت نیروگاه یا منابع گاز می‌تواند در بحران‌های انرژی، همچون زمستان ۲۰۲۲ اروپا یا محدودیت گاز در ایران، تولید را پایدار نگه دارد.

چالش‌های حقوقی و رقابتی در مالکیت منابع

مالکیت کامل بر معادن و منابع انرژی در ایران با موانع قانونی و ساختاری روبه‌رو است. بسیاری از معادن بزرگ در مالکیت شرکت‌های دولتی یا شبه‌دولتی قرار دارند و انتقال مالکیت به بخش خصوصی یا صنایع پایین‌دستی نیازمند مجوزهای پیچیده و مذاکرات چندمرحله‌ای است. علاوه بر آن، سیاستگذاران برای جلوگیری از شکل‌گیری انحصار، معمولاً تمایل دارند تا مالکیت معادن بین چند بازیگر توزیع شود، نه اینکه یک شرکت کل زنجیره را در اختیار بگیرد. در عین حال، مدل‌های مالکیت جزئی و مشارکتی راه‌حل میانه‌ای هستند که می‌توانند هم منافع فولادساز و هم دغدغه سیاستگذار را پوشش دهند. در این مدل، فولادساز با سرمایه‌گذاری مشترک (Joint Venture) یا قراردادهای ساخت، بهره‌برداری واگذاری (BOT)، سهمی از تولید معدن یا نیروگاه را برای مدت طولانی تضمین می‌کند، بدون اینکه مالکیت صددرصدی داشته باشد. این روش در بسیاری از کشورها برای پروژه‌های انرژی و مواد معدنی با موفقیت اجرا شده است.‌

تجربه جهانی و درس‌هایی برای ایران

شرکت POSCO کره‌جنوبی، با وجود محدودیت منابع معدنی در داخل کشور، از طریق سرمایه‌گذاری در معادن برزیل، استرالیا و هند و همچنین مشارکت در پروژه‌های انرژی در آسیای جنوب‌شرقی، بخش قابل‌توجهی از خوراک خود را تضمین کرده است. این سیاست باعث شده حتی در دوران بحران انرژی و مواد اولیه، POSCO بتواند به تعهدات صادراتی خود پایبند بماند.

در آمریکا، Nucor که عمدتاً از قراضه به‌عنوان خوراک استفاده می‌کند، با خرید شرکت‌های تأمین‌کننده قراضه و ایجاد شبکه بازیافت اختصاصی، کنترل کامل بر مواد اولیه خود پیدا کرده است. این رویکرد نه تنها امنیت تأمین را بالا برده، بلکه مزیت زیست‌محیطی و امتیاز رقابتی در بازار فولاد سبز را برای Nucor ایجاد کرده است.‌

تنوع‌بخشی به منابع برای کاهش ریسک

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که صنایع فولاد از بحران‌های جهانی دهه گذشته گرفته‌اند، این است که وابستگی به یک منبع یا یک مسیر تأمین، ریسکی استراتژیک است. در بازارهای پرنوسان امروز، تنوع‌بخشی به منابع انرژی و مواد اولیه نه تنها یک انتخاب مدیریتی، بلکه بخشی از استراتژی بقا محسوب می‌شود. شوک‌های ناشی از جنگ روسیه و اوکراین، تغییرات ناگهانی سیاست‌های صادراتی چین و محدودیت‌های انرژی در اروپا نمونه‌هایی هستند که ثابت می‌کنند زنجیره‌های تأمین متمرکز، در برابر بحران‌ها به‌شدت آسیب‌پذیر است.

در ایران، بخش عمده انرژی مورد نیاز فولاد از گاز طبیعی شبکه ملی تأمین می‌شود، درحالی‌که بخش مهمی از خوراک مواد اولیه، به‌خصوص سنگ آهن، از چند معدن بزرگ داخلی می‌آید. این ساختار، هرچند از نظر هزینه کوتاه مدت مزیت دارد، اما در صورت بروز بحران مثلاً کاهش فشار گاز در زمستان یا افت تولید یک معدن بزرگ، کل زنجیره تولید را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، حرکت به سمت تنوع‌بخشی هم در انرژی و هم در مواد اولیه برای حفظ ظرفیت تولید و تداوم صادرات ضروری است.‌

تنوع‌بخشی در منابع انرژی

تنوع‌بخشی انرژی برای فولادسازان به معنای داشتن بیش از یک مسیر پایدار برای تأمین برق و حرارت فرآیندی است. در بسیاری از کشورهای پیشرو، این تنوع از طریق ترکیب منابع فسیلی، انرژی‌های تجدیدپذیر و حتی فناوری‌های نو مانند همجوشی هسته‌ای ایجاد می‌شود.

سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های اختصاصی یا مشارکتی: فولادسازانی مانند ArcelorMittal و Tata Steel، با ساخت نیروگاه‌های گازسوز یا زغال‌سوز مشترک، بخشی از برق خود را از شبکه مستقل تأمین می‌کنند. این رویکرد در ایران نیز به‌ویژه با مدل سرمایه‌گذاری مشترک با صنایع هم‌جوار برای توجیه اقتصادی پروژه قابل اجراست.

ورود به انرژی‌های تجدیدپذیر: پروژه‌های خورشیدی و بادی در کنار واحدهای فولاد، به‌ویژه در مناطقی با پتانسیل بالا مانند کرمان و هرمزگان، می‌توانند بخشی از برق روزانه را بدون وابستگی به شبکه ملی فراهم کنند. هرچند این منابع ناپایدار هستند، اما ترکیب آنها با سیستم‌های ذخیره‌سازی (Battery Storage) می‌تواند انعطاف‌پذیری تولید را افزایش دهد.

تنوع در سوخت فرآیند: استفاده از ترکیب گاز طبیعی، هیدروژن و حتی برق مستقیم در کوره‌های احیای جدید، ریسک ناشی از محدودیت یک سوخت را کاهش می‌دهد. پروژه‌های پایلوت احیای مستقیم با هیدروژن در اروپا و خاورمیانه نشان داده‌اند که این مسیر هم از نظر زیست‌محیطی و هم امنیت تأمین، آینده‌دار است.‌

تنوع‌بخشی در مواد اولیه: در بخش مواد اولیه، ریسک اصلی ناشی از تمرکز عرضه در چند معدن یا چند کشور خاص است. نمونه روشن آن بحران ۲۰۱۹ برزیل است که به‌دنبال حادثه سد باطله شرکت Vale، عرضه سنگ‌آهن جهانی دچار کمبود شد و قیمت‌ها جهش کرد.

سرمایه‌گذاری در معادن داخلی کوچک‌تر: تمرکز فعلی صنعت فولاد ایران روی چند معدن بزرگ، باعث نادیده گرفتن پتانسیل ده‌ها معدن متوسط و کوچک شده است. با سرمایه‌گذاری در زیرساخت و فناوری استخراج این معادن، می‌توان بخشی از وابستگی به چند تأمین‌کننده اصلی را کاهش داد.

ورود به معادن خارجی: شرکت‌هایی مانند POSCO و JFE، با خرید یا مشارکت در معادن آفریقا و آمریکای لاتین، تنوع جغرافیایی خوراک خود را تضمین کرده‌اند. ایران نیز می‌تواند با سرمایه‌گذاری مشترک در کشورهای همسایه (افغانستان، عمان، قزاقستان) و کشورهایی با ذخایر اثبات شده (برزیل، آفریقای جنوبی) این مدل را پیاده کند.

بازیافت قراضه و توسعه شبکه جمع‌آوری داخلی: قراضه به‌عنوان یک منبع پایدار و کم‌هزینه‌برای کوره‌های قوس الکتریکی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به سنگ‌آهن دارد. توسعه مراکز بازیافت و ایجاد مشوق‌های اقتصادی برای جمع‌آوری قراضه می‌تواند امنیت تأمین را بالا ببرد.

ابزارهای قراردادی برای تنوع‌بخشی

تنوع‌بخشی صرفاً با سرمایه‌گذاری مستقیم به‌دست نمی‌آید؛ قراردادهای هوشمندانه نیز می‌توانند این هدف را محقق کنند:

قراردادهای بلندمدت با چند عرضه‌کننده: خرید مواد اولیه یا انرژی از چند منبع با دوره‌های زمانی هم‌پوشان، ریسک قطع یک منبع را کاهش می‌دهد.

قراردادهای سوآپ: تبادل مواد اولیه یا انرژی با شرکای منطقه‌ای می‌تواند در مواقع بحران، نقش بیمه را ایفا کند.

قراردادهای قیمت‌گذاری شناور: استفاده از فرمول‌هایی که قیمت خرید را با شاخص‌های جهانی پیوند می‌دهد، مانع از شوک قیمتی ناگهانی می‌شود.‌

درس‌های بین‌المللی برای ایران

تجربه فولادسازان ژاپنی نشان می‌دهد که تنوع جغرافیایی و تکنولوژیکی دو رکن اصلی تاب‌آوری زنجیره تأمین است. این شرکت‌ها علاوه بر داشتن معادن در چند قاره، خطوط تولیدی دارند که می‌توانند با تغییر خوراک از سنگ‌آهن به قراضه یا برعکس، انعطاف‌پذیری تولید را حفظ کنند. برای ایران، پیاده‌سازی این مدل به معنای سرمایه‌گذاری در معادن و انرژی خارج از مرز، توسعه لجستیک مستقل و ایجاد زیرساخت‌های بازیافت داخلی است. این اقدامات، اگر در قالب یک استراتژی ملی زنجیره تأمین فولاد اجرا شود، می‌تواند صنعت را در برابر شوک‌های سیاسی، اقتصادی و زیست‌محیطی مقاوم کند.‌

مدیریت لجستیک و کاهش وابستگی به منابع خارجی

در زنجیره تأمین فولاد، لجستیک حلقه‌ای است که می‌تواند کل سیستم را به حرکت درآورد یا متوقف کند. حتی اگر مواد اولیه و انرژی تأمین شده باشد، هرگونه اختلال در حمل‌ونقل از تأخیر در تخلیه کشتی گرفته تا کمبود واگن ریلی می‌تواند به کاهش تولید و زیان‌های مستقیم مالی منجر شود. در شرایطی که بازار فولاد به‌شدت رقابتی است، سرعت و پایداری لجستیک یکی از مزیت‌های کلیدی برای حفظ سهم بازار محسوب می‌شود.‌

چالش‌های لجستیک داخلی

ایران با وجود موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز و دسترسی به آب‌های آزاد، در بخش لجستیک داخلی فولاد با چند چالش جدی روبه‌رو است:

کمبود ظرفیت ریلی: بخش عمده حمل مواد اولیه از معادن به کارخانه‌ها و حمل محصولات از کارخانه به بنادر، هنوز به کامیون وابسته است. این وابستگی باعث افزایش هزینه، مصرف سوخت و آسیب به جاده‌ها می‌شود. شبکه ریلی موجود نیز به دلیل کمبود واگن‌های باری مناسب و محدودیت ظرفیت خطوط، قادر به پاسخگویی کامل به تقاضا نیست.

توزیع نامتوازن مراکز تولید و مصرف: بخش عمده فولادسازی کشور در مناطق مرکزی متمرکز است، درحالی‌که بازار مصرف و بنادر صادراتی عمدتاً در جنوب و شمال قرار دارند. این فاصله جغرافیایی هزینه و زمان حمل را بالا می‌برد. زیرساخت‌های ناکافی در بنادر: بسیاری از بنادر صادراتی ایران فاقد تجهیزات مدرن تخلیه و بارگیری برای محموله‌های فله سنگین هستند و همین امر سرعت عملیات را کاهش می‌دهد.

راهکارهای ارتقای لجستیک داخلی

ارتقای لجستیک داخلی صنعت فولاد نیازمند رویکردی هماهنگ و سرمایه‌گذاری هدفمند در حلقه‌های کلیدی زنجیره حمل‌ونقل است. تجربه چین و هند نشان می‌دهد که مشارکت مستقیم فولادسازان در خرید و بهره‌برداری از ناوگان ریلی اختصاصی، می‌تواند گلوگاه‌های مزمن حمل ریلی را برطرف و جریان تأمین مواد اولیه و ارسال محصولات را پایدار کند. در همین راستا، تعریف و ایجاد کریدورهای لجستیکی صنعتی میان معادن، کارخانه‌ها و بنادر با مدیریت یکپارچه و برنامه‌ریزی دقیق، زمان و هزینه حمل‌ونقل را به شکل محسوسی کاهش می‌دهد و از ازدحام شبکه‌های عمومی می‌کاهد. همچنین، نوسازی و تجهیز بنادر تخصصی فولاد به جرثقیل‌های پیشرفته، نوار نقاله‌های پرظرفیت و سامانه‌های بارگیری خودکار، بهره‌وری عملیاتی را افزایش داده و سرعت صادرات را بالا می‌برد؛ عاملی که در بازار جهانی پررقابت، می‌تواند مزیت تعیین‌کننده‌ای برای تولیدکنندگان ایجاد کند.‌

توسعه لجستیک منطقه‌ای

کاهش وابستگی به منابع خارجی در صنعت فولاد، نیازمند توسعه یک شبکه لجستیک منطقه‌ای کارآمد با مشارکت کشورهای همسایه است. ایجاد کریدورهای ترانزیتی چندجانبه که مسیرهای ریلی و جاده‌ای را به آسیای مرکزی، قفقاز و حوزه خلیج فارس متصل می‌کند، می‌تواند جریان واردات مواد اولیه و صادرات محصولات فولادی را حتی در شرایط تحریم، بحران‌های ژئوپلیتیک یا محدودیت‌های حمل‌ونقل دریایی حفظ کند. این اتصال، نه‌تنها مسیرهای جایگزین و امن ایجاد می‌کند، بلکه هزینه حمل‌ونقل را از طریق رقابت بین مسیرها کاهش می‌دهد و انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین را افزایش می‌دهد. در کنار این زیرساخت‌ها، ایجاد مراکز لجستیک مرزی به‌عنوان پایگاه‌های ذخیره و توزیع، مزیت مهمی در مواجهه با بحران‌ها و اختلالات ناگهانی ایجاد می‌کند. این مراکز به فولادسازان امکان می‌دهند که در صورت قطع یا تأخیر در حمل‌ونقل، از ذخایر مرزی برای حفظ جریان تولید استفاده کنند. تکمیل این رویکرد با انعقاد قراردادهای بلندمدت حمل‌ونقل با اپراتورهای منطقه‌ای، ظرفیت مطمئن حمل مواد و محصولات را حتی در دوره‌های اوج تقاضا تضمین می‌کند؛ اقدامی که در بازار جهانی پرنوسان، به معنای ثبات عملیاتی و مزیت رقابتی پایدار خواهد بود.‌

فناوری‌های نوین در مدیریت لجستیک فولاد

فناوری‌های نوین در مدیریت لجستیک فولاد، با اتکا به تحول دیجیتال، نقش مهمی در افزایش کارآیی، کاهش هزینه‌ها و بهبود انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین ایفا می‌کنند. به‌کارگیری سامانه‌های ردیابی ماهواره‌ای (GPS) و اینترنت اشیا (IoT) امکان پایش لحظه‌ای محموله‌ها را از محل استخراج در معدن تا تحویل به مشتری نهایی فراهم می‌سازد. این قابلیت، علاوه بر شفافیت در زنجیره حمل‌ونقل، به فولادسازان این فرصت را می‌دهد که در صورت بروز تأخیر یا تغییر شرایط، به‌سرعت مسیر جایگزین انتخاب کرده یا ظرفیت حمل را مجدداً برنامه‌ریزی کنند. چنین رویکردی، به‌ویژه در بازارهای صادراتی پرنوسان، می‌تواند از اختلال‌های پرهزینه جلوگیری کند. در کنار ردیابی هوشمند، استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی مسیر حمل‌ونقل، با در نظر گرفتن عواملی همچون ترافیک، شرایط آب‌وهوایی و هزینه، به کاهش زمان و هزینه حمل کمک می‌کند. همچنین، اجرای مدل مدیریت موجودی لحظه‌ای (Just-In-Time Inventory) با هدف کاهش ذخایر انبار و تأمین به موقع مواد اولیه، باعث آزادسازی سرمایه در گردش و افزایش بهره‌وری عملیاتی می‌شود. این مدل، اگر با ابزارهای دیجیتال و پیش‌بینی تقاضای مبتنی بر داده ترکیب شود، می‌تواند به یکی از مزیت‌های رقابتی کلیدی در صنعت فولاد تبدیل شود.

به طور کلی، تحلیل ساختار زنجیره تأمین و تنوع منابع در صنعت فولاد نشان می‌دهد که آینده رقابت‌پذیری این بخش به‌طور مستقیم به میزان کنترل آن بر حلقه‌های کلیدی از معدن و انرژی تا لجستیک وابسته است. تجربه جهانی شرکت‌هایی مانند ArcelorMittal، POSCO و Nucor ثابت کرده که یکپارچه‌سازی عمودی، تنوع‌بخشی هوشمندانه به انرژی و مواد اولیه و ارتقای لجستیک با فناوری‌های نوین نه‌تنها ریسک‌های عملیاتی را کاهش می‌دهد، بلکه توان پاسخگویی به بحران‌های جهانی و ورود به بازارهای جدید را چند برابرمی‌کند. این تحول، اگر با سیاستگذاری شفاف، ابزارهای قراردادی پایدار و مشارکت بخش خصوصی هدایت شود، می‌تواند صنعت فولاد کشور را از یک بازیگر آسیب‌پذیر در زنجیره جهانی به یک تأمین‌کننده استراتژیک و پایدار در بازارهای بین‌المللی تبدیل کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha