پایگاه خبری تحلیلی ایراسین؛ اگر استراتژی را «انتخابِ کارهایی که نباید انجام داد» بدانیم، فولاد مبارکه در افق ۱۴۰۴ انتخاب کرده است که دیگر اسیر ناترازیهای انرژی و زیرساخت نباشد. اینفوگرافیک «پروژههای اولویتدار» نشان میدهد که مبارکه در کوتاهمدت به دنبال تابآوری عملیاتی است.

-
خنثیسازی ریسک انرژی و آب: تمرکز بر نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی و نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی، به همراه ابرپروژه انتقال آب از دریا، یک پیام روشن دارد: مبارکه میخواهد شریانهای حیاتی خود را از نوسانات شبکه ملی جدا کند. در صنعت فولاد، انرژی دیگر یک «یوتیلیتی» نیست؛ یک «مزیت رقابتی» است.
-
تعمیق زنجیره ارزش: پروژههایی نظیر «نورد گرم ۲» و «خط تولید ورقهای آلیاژی الکتریکی و DP»، تلاش برای فرار از تلهی کالایی شدن است. در بازاری که حاشیه سود فولادهای ساختمانی رو به کاهش است، تولید ورقهای خاص برای صنایع خودرو و لوازم خانگی، حاشیه امن سودآوری را تضمین میکند. همانطور که سعید زرندی اشاره کرده است: «نگاه کاریکاتوری به توسعه، آفت صنعت است. ما در ۱۴۰۴ به دنبال توازنی هستیم که در آن تولید، انرژی و زیرساخت همگن رشد کنند.»
افق ۱۴۱۴: استراتژی تمایز و رهبری
اگر برنامه ۱۴۰۴ را محکم کردن جای پای فعلی بدانیم، سند ۱۴۱۴، پرش به لیگ برتر جهانی است. هدفگذاری برای رسیدن به رتبه ۲۰ در میان برترینهای جهان و کسب درآمد سالانه ۱۵ میلیارد دلار، نشان میدهد که مبارکه الگوی خود را از شرکتهای منطقهای به غولهایی نظیر پوسکو و نیپون استیل تغییر داده است.
-
تغییر سبد محصول: هدفگذاری برای اینکه ۵۰ درصد از سبد تولید به محصولات فولادی ویژه اختصاص یابد، قلب تپنده این استراتژی است. در اقتصاد جهانی فولاد، برنده کسی نیست که بیشتر تولید کند، بلکه کسی است که پیچیدهتر تولید کند.
-
هوشمندی فرایندها: رسیدن به سهم ۶۰ درصدی فرآیندهای هوشمند، پاسخی به انقلاب صنعتی چهارم است. این یعنی مبارکه میخواهد دادهها را به اندازه سنگآهن در فرآیند تولید خود دخیل کند.

هدف مبارکه برای استفاده از هوش مصنوعی در «تحول دیجیتال» (که در اینفوگرافی پروژههای اولویتدار ذکر شده)، همراستا با لبه تکنولوژی دنیاست. اما چالش اصلی در اینجا سختافزار نیست، بلکه فرهنگ دادهمحور است.
پارادایم سبز: مجوز ورود به بازارهای آینده
شاید حیاتیترین بخش این گزارش، تمرکز بر فولاد سبز باشد. کاهش ۳۰ درصدی انتشار گازهای گلخانهای و اختصاص ۳۰ درصد از سبد انرژی به تجدیدپذیرها، یک ژست محیطزیستی نیست؛ بلکه یک ضرورت تجاری است. با اعمال قوانین سختگیرانهای مانند CBAM (مکانیزم تنظیم مرزی کربن) در اروپا و بازارهای جهانی، فولادسازانی که نتوانند ردپای کربن خود را کاهش دهند، عملاً از بازار حذف خواهند شد. فولاد مبارکه با درک این تهدید، آن را به یک فرصت برای «تمایز پایدار» تبدیل کرده است. این همان مسیری است که رهبران صنعت فولاد در اسکاندیناوی و شرق آسیا طی میکنند.

امروز، «فولاد سبز» یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه شرط ورود به بازار است.
-
هدف مبارکه: کاهش ۳۰٪ انتشار گازهای گلخانهای و تأمین ۳۰٪ انرژی از منابع تجدیدپذیر.
-
بنچمارک جهانی (تاتا استیل): هدفگذاری Net Zero تا سال ۲۰۴۵. تاتا در حال جایگزینی کورههای بلند (Blast Furnace) با کورههای قوس الکتریکی (EAF) در انگلستان است.
در اینجا مبارکه یک مزیت طبیعی دارد. برخلاف تاتا و پوسکو که میراثدار تکنولوژی قدیمی و آلاینده «کوره بلند» (بر پایه زغالسنگ) هستند، مبارکه بر پایه «احیا مستقیم و قوس الکتریکی» (بر پایه گاز) بنا شده است. اگر مبارکه بتواند برق مورد نیاز خود را (طبق برنامه ۶۰۰ مگاواتی خورشیدی) از خورشید بگیرد، مسیرش برای رسیدن به فولاد سبز بسیار کوتاهتر و ارزانتر از رقبای جهانی است. این یک فرصت تاریخی برای ایران است.
از کارخانه به اکوسیستم
برنامههای ارائه شده نشان میدهد که فولاد مبارکه در حال پوستاندازی است. گذار از یک تولیدکننده فولاد به یک اکوسیستم صنعتی هوشمند و سبز. تحقق این اهداف، نیازمند ثبات مدیریتی و پایبندی به دیسیپلین اجرای استراتژی است. اگر سعید زرندی و تیمش بتوانند شکاف میان برنامههای روی کاغذ و واقعیت کف کارخانه را با همین دقت پر کنند، فولاد مبارکه در سال ۱۴۱۴ نه تنها بزرگترین فولادساز منطقه، بلکه یکی از بازیگران تعیینکننده در زنجیره ارزش جهانی فولاد خواهد بود.
برنامه ۱۴۱۴ فولاد مبارکه، یک سند «بلندپروازانه اما قابل دستیابی» است. مبارکه نمیخواهد «بزرگترین» باشد (که در برابر چین غیرممکن است)، بلکه میخواهد «هوشمندترین و منعطفترین» بازیگر منطقه باشد. همانطور که پیتر دراکر میگوید: «بهترین راه پیشبینی آینده، ساختن آن است.» به نظر میرسد فولاد مبارکه با پروژههایی نظیر انتقال آب از دریا و سرمایهگذاری در تأمین برق و گاز، تصمیم گرفته است آیندهاش را مستقل از ناترازیهای ملی بسازد.
ارسال نظر