-
چرا بازآرایی حقوق دولتی، لازمه تحقق رشد ۱۳ درصدی است؟
موازنه نابرابر
دستیابی به رشد ۱۳ درصدی در بخش معدن، منوط به بازآرایی قوانین و مقررات مربوط به اخذ حقوق دولتی است. فعالان معدنی تاکید دارند، نحوه محاسبه و میزان حقوق دولتی معادن، باید با رویکرد حمایت از معادن کوچک و متوسط، بازآرایی شود و نباید تنها جنبه درآمدی برای دولت داشته باشد، بلکه باید به عنوان ابزار سیاستگذاری در خصوص تکمیل زنجیره ارزش صنایع معدنی استفاده شود.
-
دولت چگونه میتواند تسهیلگر ارزشآفرینی بنگاهها شود؟
بازی هوشمند
این گزارش به طور جامع نقش حیاتی دولت در جذب سرمایهگذاریهای زیرساختی را نشان میدهد. با درک چرایی سهم بالای بخش خصوصی در کشورهای توسعهیافته و اینکه چگونه سیاستهای پایدار و مشوقهای هدفمند ریسک سرمایهگذاری را کاهش میدهند، خواننده تفاوتهای عملکرد اقتصادی کشورها را بهتر میفهمد. همچنین، توضیح درباره اصلاحات نهادی و تغییر نقش دولت به تسهیلگری، اهمیت همکاری هوشمندانه دولت و بنگاهها را در مسیر توسعه پایدار روشن میکند.
-
سیاستهای درست، چگونه سنگاپور را از دل بحران به اوج موفقیت رساند؟
استراتژی هوشمندانه
سنگاپور دیگر آن کشور کوچک و فقیر دهه ۱۹۶۰ نیست. این کشور با تبدیل شدن به یکی از قطبهای مهم صنعتی و مالی جهان، الگویی برای سایر کشورهای در حال توسعه شده است. اما نکته قابل توجه آن است که موفقیت سنگاپور صرفاً حاصل شانس یا موقعیت جغرافیایی نبود، بلکه نتیجه یک تصمیم استراتژیک هوشمندانه و اجرای دقیق آن بود. تجربه سنگاپور نشان میدهد که حتی در شرایط به ظاهر ناامیدکننده نیز میتوان با اتخاذ سیاستهای درست و اجرای دقیق آنها، مسیر توسعه را هموار کرد.
-
الزامات انتقال موفق فناوری در کشور چیست؟
دود استهلاک در چشم صنعت
امروزه فناوری نه تنها در دنیای کسبوکار، کلیدی طلایی رشد و تعالی محسوب میشود، بلکه به سلاح اصلی رقابت بین شرکتها تبدیل شده است. بدون تردید، استقبال و پذیرش فناوریهای نوپدید و سرمایهگذاری هدفمند، محرک اصلی پیشرفت و شکوفایی ایران در سالهای آتی خواهد بود. اما ایران چه جایگاهی به لحاظ انتخاب و توسعه فناوری در میان کشورهای جهان و منطقه برخوردار است؟ و الزامات انتقال موفق فناوری در کشور چیست؟
-
کلان روندها چگونه تزریق فناوری به صنعت را متاثر میسازند؟
چرخههای کارآمد
انقلاب صنعتی پنجم در راه است و بهرهمندی از فرصتهای نسل چهارم، مستلزم تدوین اسناد و سیاستهای بالادستی، سنجش توان توسعه فناوری، تدوین و بازنگری قوانین، توسعه دانش و پرورش نیروهای انسانی ضروری است. اما مهمترین سیاستها و راهبردها برای تزریق فناوری و نوآوری به بخشهای مختلف صنعتی و اقتصادی کشور چیست؟
-
دولت چگونه میتواند به توسعه نوآوری و تحول تولید کمک کند؟
سیاست نوآوری
تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی توسعهیافتهترین دولتها هم برای تحقق نوآوری سیاستگذاری میکنند و این سیاستگذاریها نقشی اساسی در پیشبرد توسعه صنعتی دارند. این درحالی است که در ایران، الزامات تحقق نوآوری به درستی شناخته نشده یا در نتیجه بیثباتیهای اقتصادی و درگیری دولت با مسائل پیچیدهتر، این مهم به فراموشی سپرده شده است. دست آخر اینکه برای تحقق نوآوری در ایران، تحقق برخی الزامات نهادی اهمیت ویژهای دارد. این نوشتار، برخی از این الزامات را بیان میکند.
-
چرا سیاستهای صنعتی جدید، از گسترش جریان نوآوری حمایت میکنند؟
درسهای موج نوآوری
از سال ۲۰۲۳ در پارادایم جدید سیاست صنعتی در عرصه جهانی، دولتهای صنعتی گوی سبقت در مداخله و اعطای یارانهها را از کشورهای نوظهور و در حال توسعه ربودهاند؛ دخالتی که هدف از آن، ورود به بازار صنایع هدف، گذار سبز و امنیت اقتصادی است. در این مداخلهها محصولات صنعتی دارای کاربردهای دوگانه (صنعتی-نظامی) و فناوریهای پیشرفته بهویژه در حوزه نیمههادیها و فناوریهای کمکربن و زیرمجموعههای آنها مانند مواد راهبردی معدنی فعالیتهایی بودهاند که در سیاستهای صنعتی سال ۲۰۲۳ در سراسر جهان موضوع حمایتها قرار گرفتهاند.
-
چرا تنظیم درست سیاست تجاری حمایتگرایانه اهمیت دارد؟
جانبداری جانانه
«حمایتگرایی» نوعی سیاست تجاری است، که به صورت ساده به مفهوم حمایت موقت و مشروط از فعالیتهای تولیدی نوپای داخلی در برابر رقابت خارجی تا هنگام دستیابی به بلوغ است در ایران اما، حمایتگرایی مصداقی روشن از نوزادی است که بهرغم دههها حمایت، هنوز به بلوغ و توان رقابتپذیری دست نیافته و همچنان متکی به دیوار تعرفه و حیات آن به گرانفروشی محصولات مشابه خارجی گره خورده است. اما آیا واقعیت همینطور است؟ این نوشته چند ملاحظه مختصر اما مهم در این زمینه را مطرح میکند.
-
چرا حضور بنگاههای بزرگ در پروژههای زیربنایی، حیاتی است؟
راهبرد مقیاس
در هیچ جای جهان، توسعه زیرساخت بدون تکیه بر بنگاههای بزرگ محقق نشده است. اگر قرار است ایران از توسعه حداقلی به جهشی پایدار برسد، راهی جز آزادسازی ظرفیت غولهای اقتصادی نیست. اما این مسیر، نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاری و برداشتن موانع ساختاری است؛ چراکه بدون اصلاح این قواعد، حضور بنگاههای بزرگ نه فراگیر خواهد شد و نه ماندگار؛ و توسعه، همچنان رویایی دستنیافتنی باقی میماند.
-
اعتمادسازی معدنی
آرژانتین، پس از دو دهه سیاستهای مالی سهلانگارانه و کسری بودجهای که در دهه 2010 بهطور متوسط 5درصد تولید ناخالص داخلی بود، در حال بازنویسی داستان اقتصادی خود است. رژیم تشویقی سرمایهگذاری برای پروژههای کلان (RIGI)، با معافیتهای مالیاتی 10ساله و تضمینهای ارزی برای پروژههای بالای 200 میلیون دلار، سیگنالی قوی به سرمایهگذاران جهانی ارسال کرده است. طبق گزارش بانک جهانی، جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی در بخش معدن آرژانتین در سال 2024 به 2/3 میلیارد دلار رسیده؛ رشدی 40درصدی نسبت به سال قبل. اما این معجزه چطور اتفاق افتاد؟
-
تنگنای تامین مالی از بانکها، چگونه به مانعی فراروی تولید تبدیل شد؟
تله تسهیلات تولید
یکی از تنگناهای ساختاری بخش تولید کشور، عدم تغذیه مناسب از نظام تامین مالی است و فعالان اقتصادی در پیمایشهای آماری و اظهار نظرهای مکرر، محدودیت دسترسی به اعتبارات بانکی را یکی از محدودیتهای اساسی تولید عنوان میکنند. در این نوشتار سعی شده، به روند سرمایهگذاری در اقتصاد کشور و نحوه تامین مالی سرمایهگذاری در امور تولیدی توسط شبکه بانکی پرداخته شود.
-
چگونه خندق استراتژیک به تله انحصار تبدیل میشود؟
مزیت مقیاس یا شکنندگی انحصار؟
خندق استراتژیک همواره بهعنوان نماد قدرت و پایداری بنگاهها در برابر رقبا معرفی شده است؛ اما واقعیت این است که خندق، اگر بیش از حد عمیق و بسته طراحی شود، میتواند خود به «تله» بدل شود. در چنین وضعیتی، مزیت مقیاس جای خود را به شکنندگی انحصار میدهد و همان عاملی که قرار بود ضامن تابآوری و پیشرفت باشد، به تهدیدی برای نوآوری، رقابت و حتی امنیت صنعتی کشور تبدیل میشود. تجربههایی مثل بحران برق چین یا فروپاشی صنعت نفت ونزوئلا نشان دادهاند که تمرکز بیش از حد در دست چند بازیگر بزرگ، هرچند در کوتاهمدت مزیت میآفریند اما در بلندمدت اقتصاد را آسیبپذیر میکند. در مقابل، کشورهایی مانند کرهجنوبی با ایجاد تعادل میان غولهای صنعتی و بازیگران مکمل، از این تله گریختهاند. در پرونده «خندق استراتژیک»، لازم بود علاوه بر نگاه مثبت به مزایای خندق، نگاه نقادانه به روی دیگر این سکه نیز گنجانده شود. مقالهای که در ادامه میخوانید دقیقا بر این بُعد تمرکز دارد: هشدار درباره آنکه خندق استراتژیک، اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به نقطهضعفی بزرگ برای صنعت و اقتصاد بدل شود. این یادآوری ضروری است تا مدیران و سیاستگذاران بدانند که خندق، تنها زمانی ارزشمند است که تعادل میان مقیاس و تنوع، تمرکز و رقابت بهدرستی برقرار باشد.
-
قدرت زنجیره
آینده رقابتپذیری صنعت فولاد مستقیما به کنترل حلقههای کلیدی زنجیره تامین، از معدن و انرژی تا لجستیک، وابسته است. تجربه جهانی آرسلور، پوسکو و نوکور نشان میدهد که یکپارچهسازی عمودی، تنوعبخشی هوشمندانه به انرژی و مواد اولیه و ارتقای لجستیک با فناوریهای نوین، ریسکهای عملیاتی را کاهش میدهد و توان پاسخگویی به بحرانهای جهانی و ورود به بازارهای جدید را چند برابر میکند. با سیاستگذاری شفاف، قراردادهای پایدار و مشارکت بخش خصوصی، این تحول میتواند فولاد ایران را به تامینکننده استراتژیک و پایدار جهانی تبدیل کند.
-
قدرت سپر
صنایع بزرگ، با سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختها، زنجیره تامین، فناوری، مدیریت و نیروی انسانی، بیش از آنکه صرفا ظرفیت تولید را افزایش دهند، یک خندق استراتژیک چندبُعدی ایجاد میکنند. در این خندق، اندازه و گستره سرمایه، توان فناورانه، شبکههای لجستیک و مهارت مدیریتی تعیینکننده جایگاه است، نه صرفا خلاقیت یا ایده نو. این سپر پیچیده، مسیر رقابت را از پیش مهندسی میکند و بازیگران کوچک را به حاشیه میراند، همزمان با آن امنیت و تابآوری زنجیره تولید را برای شرکتهای بزرگ تضمین میکند. اما فرصتها و تهدیدهای پیشروی فولاد و معدن ایران در مسیر ایجاد خندق استراتژیک چیست؟
-
معامله جسورانه
تجربه نوکور آمریکا درس روشنی دارد: فولادسازانی که مالک منابع گاز و مشارکت در فناوریهای نوین برق پایدار هستند، در برابر نوسانات بازار و فشارهای سیاستی مصون میمانند. برای ایران، پیام روشن است؛ تکیه صرف بر نیروگاهداری یا قراردادهای کوتاهمدت کافی نیست. صنایع بزرگ باید مسیر سرمایهگذاری مشترک در میادین گازی، توسعه فناوریهای ذخیرهسازی و ورود به انرژیهای پاک را بهعنوان یک سیاست ملی و راهبردی دنبال کنند تا تابآوری و رقابتپذیری زنجیره فولاد تضمین شود.
-
خندق مزیت
در صنعتی که نوسانات جهانی و محدودیتهای انرژی حاشیه سود را بهسرعت فرسوده میکند، مزیت رقابتی پایدار شرط بقاست. مفهوم «خندق استراتژیک» همان سپری است که شرکتها را مانند قلعهای مستحکم در برابر فشار رقبا و شوکهای بازار حفظ میکند. فولادسازان بزرگ جهانی، با تکیه بر یکپارچگی زنجیره ارزش، مالکیت منابع، فناوری پیشرفته و شبکه توزیع گسترده توانستهاند نهتنها جریان نقدی خود را محافظت کنند، بلکه مسیر توسعه پایدار و تابآوری عملیاتی خود را هموار سازند. این خندق، مرز میان بقای واقعی و شکست آنهاست.
-
دولت چگونه میتواند مسیر نوآوری را در بنگاههای بزرگ تسهیل کند؟
رشد مبتنی بر تخریب خلاق
تخریب خلاق، فرآیند ریزش و رویش در یک اقتصاد آزاد و سالم است که باید دائماً اتفاق بیفتد. شرکتهای کارآمدتر جای شرکتهای ناکارآمد و ضعیف را بگیرند تا بهترین خدمات با کمترین قیمت در اختیار مصرفکنندگان قرار بگیرد. بسیاری معتقدند، دولت باید جلوی ورشکستگی و شکست کسبوکارها را بگیرد، اما شومپیتر تاکید دارد که حمایت دولت به بهای از بین رفتن نوآوری و رقابت در اقتصاد است.
-
چرا تدوین استراتژی صنعتی در تقابل با سیاست رقابت قرار ندارد؟
تنظیمگری در سیاستهای صنعتی
دیدگاه سنتی تمایل دارد، سیاست صنعتی و سیاست رقابت را در تقابل با یکدیگر قرار دهد. با وجود این، بسیاری معتقدند، میتوان آنها را با هم آشتی داد و بهعنوان مکمل یکدیگر در نظر گرفت. مشکلات اقتصادی کنونی جهان همچون تغییرات آب و هوایی و رشد اندک بهرهوری، مجموعهای از چالشها را ارائه میدهد که نیازمند طراحی استراتژی صنعتی و مداخله صحیح دولت برای طراحی این سیاستها است. بنابراین مهم است که علاوه بر درک نقایص رویکردی دولتها، دلایل اساسی شکستهای مکرر در اجرای استراتژیهای صنعتی را بررسی کنیم.
-
ارزیابی برنامه توسعه عمان چه آیندهای را برای این کشور ترسیم میکند؟
عمان ۲۰۴۰
عمان در برنامه ۲۰۴۰ خود که سندی منطبق بر واقعیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این کشور است در پی این است تا با ابزار اقتصاد بتواند قدرت خود را به عنوان یک بازیگر منطقهای مسجل و به عنوان یک بازیگر فرامنطقهای تقویت بخشد؛ رویکردی مهم که برای ارزیابی شایسته آن نباید از نقش رقبای منطقهای این کشور همچون امارات متحده عربی و عربستان سعودی غافل شد. نگارنده در این یادداشت بر آن است تا به این پرسش، پاسخ دهد.
-
نقش دولت در تضمین بازگشت سرمایه بنگاهها در پروژههای نیروگاهی چیست؟
سرمایهگذاری راهبردی
چشمانداز امروز بخش انرژی در ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند اصلاحات ساختاری و بازنگری در مدل حکمرانی است. تداوم یارانههای گسترده، قیمتگذاری غیرواقعی و مداخلات مستقیم دولت، پایداری عرضه انرژی را با چالش روبهرو کرده و انگیزه بنگاههای بزرگ صنعتی را برای ورود به حوزه تولید انرژی کاهش داده است. در چنین شرایطی، اصلاح تدریجی نظام تعرفهگذاری و حذف یارانههای پنهان، نهتنها به ایجاد بستر جذب سرمایهگذاری خصوصی کمک میکند، بلکه مسیر شکلگیری بازار رقابتی و پایدار انرژی را نیز هموار میسازد.
-
چگونه شرکتهای بزرگ، زیرساختها را بازطراحی کردهاند؟
بنگاههای توسعهساز
در اقتصاد نوین، شرکتهای بزرگ صنعتی و خدماتی نقش فراتر از کسبوکار صرف ایفا میکنند. این «بنگاههای توسعهساز» در کشورهایی چون کرهجنوبی، هند، چین و عربستان سعودی، به پیشران تحولهای راهبردی تبدیل شدهاند. آنها با همسویی اهداف تجاری با برنامههای ملی، از گذار به انرژیهای پاک تا نوسازی زیرساختها، نشان میدهند رشد اقتصادی و توسعه فناورانه میتواند همزمان با پیشرفت اجتماعی و زیستمحیطی پیش برود و موتور توسعه پایدار باشند.
-
چالشهای فراروی بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی چیست؟
فرسودگی تولید
هرچند برنامههای توسعه، بر نوسازی ماشینآلات خطوط تولید با هدف افزایش کیفیت، کاهش هزینهها و ارتقای رقابتپذیری صنایع تاکید دارد، اما بهرغم گذشت سالها از تصویب، شواهد موجود از عدم اجرای کامل آن و وضعیت نامساعد ماشینآلات و فناوریهای خطوط تولید اغلب واحدهای صنعتی کشور حکایت میکند. اما چرا بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی در عمل محقق نمیشود؟ و چه چالشهایی باعث فرسودگی بخش تولید کشور شده است؟
-
فناوریهای نوین، چگونه به کاهش تلفات حوادث معدنی کمک میکند؟
خاکریز آخر
ترکیه به عنوان یکی از مصرفکنندگان عمده زغالسنگ در نیروگاهها و صنایع فولادی، سابقه طولانی در استخراج زغالسنگ از معادن زیرزمینی دارد. این کشور که زمانی شاهد فاجعهای با هزار کشته در یک حادثه معدنی بود، امروز با بهرهگیری از فناوریهای نوین توانسته تلفات را به حداقل برساند. این گزارش به بررسی تجربه موفق کشور ترکیه که به میزان قابل توجهی با بهرهگیری از فناوریهای نوین، تلفات حوادث معدنی را به کاهش داد، میپردازد.
-
آمارها چه وضعیتی از ایمنی معادن را در ایران نشان میدهد؟
ناترازی اقتصاد معادن
ارتقای ایمنی معادن زغال سنگ، نیازمند حمایت از تولید داخلی زغال سنگ و در نظر گرفتن حمایت مالی مشخص برای آن دسته از واحدهایی است، که درارتقای ایمنی سرمایه گذاری کردهاند. این گزارش تاکید دارد، علت اصلی پایین بودن سطح ایمنی معادن ایران، ناترازی اقتصادی معادن است و تا زمانی که این ناترازیها مرتفع نشود، هرگونه برنامه برای ارتقای ایمنی معادن کشور تحقق پیدا نخواهد کرد.
-
دوگانه سخت نوسازی ناوگان ماشینآلات معدنی؛ راه چاره چیست؟
تولید داخل یا واردات؟!
بهرهگیری از ظرفیتهای معدنی کشور، مانند دیگر حوزههای تولیدی، علاه بر آنکه مستلزم وجود نیروی انسانی و مدیریت کارآمد است، نیازمند بهکارگیری فناوریهای بهروز و ماشینآلات پیشرفته است. با این حال، شواهد موجود حاکی از وضعیت بسیار نامساعد ماشینآلات معدنی در کشور دارد. کارشناسان تاکید دارند، برقراری تعادل میان تولید ماشینآلات معدنی و واردات آن، لازمه تحقق رشد ۱۳ درصدی در بخش معدن محسوب میشود.
-
چرا تحقق رشد معدن، در گرو بازنگری در سیاستهای کلان اقتصاد است؟
رویای رشد ۱۳ درصدی
فقدان سرمایهگذاری کافی در بخش معدن، که خود معلول سیاستهای نامتوازن اقتصادی است، به عنوان مانعی جدی در مسیر توسعه این بخش عمل میکند. با این وصف، اگرچه تکمیل حلقههای زنجیره ارزش میتواند به افزایش درآمدزایی منجر شود، اما این مهم مستلزم سرمایهگذاری قابل توجه است که در شرایط کنونی، منابع آن چه از محل درآمدهای صادراتی و چه از محل فروش داخلی، به سختی قابل تأمین است.
-
میدان مین
این گزارش با تکیه بر تحلیلهای متخصصان مککنزی و تجربیات شرکتهای پیشرو در بازارهای جهانی تهیه شده و نشان میدهد که بازار جهانی ادغام و تملک در سال ۲۰۲۴ تا حدودی بهبود یافته، اما همچنان فاصله قابلتوجهی با سطح انتظارات سرمایهگذاران دارد. بر اساس این تحلیل، بسیاری از صنایع با چالشهای متعددی مواجهند و برای رشد و توسعه پایدار، نیازمند تصمیمگیریهای هوشمندانه و راهبردیتری هستند.
-
جهش زنجیره
موفقیت یا شکست در ادغام و تملک، به مجموعهای از عوامل بستگی دارد. از ارزیابی دقیق شرکتهای هدف و همراستایی استراتژیک میان آنها گرفته تا مدیریت کارآمد فرآیند یکپارچهسازی و توانایی واکنش سریع به نوسانات دینامیک بازار. ادغامهای موفق اما معمولاً نتیجه برنامهریزی دقیق، رهبری قوی و درک عمیق از شرایط بازار هستند. در مقابل، شکستها اغلب به دلیل ارزیابیهای سطحی، انطباق ضعیف استراتژیها و عدم مدیریت صحیح و به موقع به وقوع میپیوندند.
-
دماسنج تولید
«سرمایهگذاری برای تولید» وقتی معنا پیدا میکند که زمین بازی اقتصاد، امن و قابل پیشبینی باشد. بدون ثبات، حتی بهترین شعارها هم راه به جایی نمیبرند. اقتصاد ایران، سالهاست زیر بار تصمیمهای لحظهای، نرخهای پرنوسان و مقررات متغیر، سرمایه را فراری داده است. اگر قرار است تولید جان بگیرد، باید آغوش اقتصاد را برای سرمایهگذار امن و قابل پیشبینی کرد؛ وگرنه فرصتها باز هم به سمت مقصدی دیگر کوچ خواهند کرد.
-
چگونه انرژی پاک ترکیه، رفاه را برای دو میلیون خانوار به ارمغان آورد؟
تعامل معنادار
زمانی که ترکیه برای ساخت بزرگترین مزرعه خورشیدی خود به فناوریهای پیشرفته نیاز داشت، شرکتهای بریتانیایی با تأمین تجهیزات حیاتی نقش کلیدی ایفا کردند. این همکاری با پشتیبانی نهاد اعتباری صادرات بریتانیا (UKEF)، زیرساخت فنی پروژه ۱.۳۵ گیگاواتی «کاراپینار» را فراهم کرد. تجهیزات شامل اینورتر، کابلهای تخصصی و ترانسفورماتور بود. این پروژه ضمن ایجاد دهها هزار شغل محلی و تضمین قراردادهای صادراتی برای بریتانیا، اکنون انرژی پاک برای دو میلیون خانوار ترکیهای تولید میکند.