ثروت زیرزمینی
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۴

در کوه‌های دورافتاده میشیگان، مسی زیر جنگل‌ها خوابیده که آمریکا برای آینده صنعتی خود به آن نیاز دارد. اما استخراج آن فقط مسئله معدن نیست؛ آزمونی برای سیاست صنعتی جدید آمریکاست. کاپروود نشان می‌دهد در عصر مواد معدنی حیاتی، داشتن ذخیره کافی نیست؛ سرمایه، محیط‌زیست، امنیت زنجیره تأمین و منطق بازار باید هم‌زمان کنار هم قرار گیرند.

ماهنامه فولاد آینده؛ در اعماق جنگل‌های میشیگان، مسی نهفته است که آمریکا به آن نیاز دارد؛ اما میان «داشتن معدن» و «ساختن معدن» شکافی به عمق اقتصاد، محیط‌زیست و سیاست صنعتی وجود دارد.

در شبه‌جزیره بالایی میشیگان، یا همان «یوپی»، جنگل‌ها از هر سو گسترده‌اند و زمستان گاهی تا ۹ متر برف بر زمین می‌نشاند. گرگ و گوزن شمالی در این منطقه پرسه می‌زنند و بیش از ۸۰ درصد خرس‌های میشیگان در همین پهنه زندگی می‌کنند؛ منطقه‌ای که کمتر از ۳ درصد جمعیت ایالت را در خود جای داده است. اما زیر این طبیعت دست‌نخورده، چیزی صنعتی‌تر پنهان است: مس.

یوپی در قرن نوزدهم با معدن‌کاری ساخته شد. نام شهرهایی مانند Copper Harbor و Ironwood هنوز یادگار همان دوران‌اند. پس از جنگ جهانی دوم، معادن هزاران نفر را به کار گرفتند. امروز اما سهم معدن بیشتر در موزه‌ها دیده می‌شود تا در اقتصاد. حالا مس دوباره بازگشته است؛ نه برای تلگراف‌های قرن نوزدهم، بلکه برای شبکه‌های برق، خودروهای برقی، تجهیزات نظامی و مراکز داده‌ای که اقتصاد هوش مصنوعی را تغذیه می‌کنند.

دولت آمریکا در سال‌های اخیر کاهش وابستگی به واردات مواد معدنی حیاتی را به یکی از محورهای سیاست صنعتی خود تبدیل کرده است. مس در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. رشد تقاضا برای شبکه‌های برق و مراکز داده، هم‌زمان با محدودیت عرضه، قیمت مس را طی سه سال حدود ۶۰ درصد افزایش داده است. از این منظر، کاپروود فقط یک معدن نیست؛ آزمونی است برای اینکه آیا «ساخت آمریکا» می‌تواند از شعار به زنجیره تأمین واقعی تبدیل شود. اما معدن‌کاری با شعار ساخته نمی‌شود.

پروژه کاپروود، متعلق به Highland Copper، یکی از پیشرفته‌ترین پروژه‌های مس آمریکا است و بخش بزرگی از مجوزهای لازم را دریافت کرده است. بااین‌حال، سال‌هاست در آستانه ساخت مانده است. طبق برنامه فعلی، ساخت‌وساز زودتر از ۲۰۲۸ آغاز نمی‌شود و تولید نیز حدود ۲۰۳۰ شروع خواهد شد. همین فاصله، پارادوکس پروژه را آشکار می‌کند: آمریکا به مس نیاز دارد، ذخیره وجود دارد، قیمت‌ها جذاب‌اند؛ اما معدن هنوز ساخته نشده است.

۹۴ درصد باطله

در محل پروژه، مایک فولی، مدیر سایت، زمینی را نشان می‌دهد که قرار است به یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات ذخیره باطله معدن تبدیل شود. عیار سنگ معدن کاپروود حدود ۱.۵ درصد مس است. پس از فرآوری، تنها بخش کوچکی از ماده استخراج‌شده به ذوب می‌رسد و حدود ۹۴ درصد باقی می‌ماند؛ حجمی که قرار است در تأسیساتی به وسعت حدود ۳۵۰ زمین فوتبال انباشته شود. مخالفان پروژه نگرانند که شکست سد باطله، اکوسیستم منطقه و دریاچه سوپریور را تهدید کند. این احتمال هرچند بسیار پایین است اما در معدن‌کاری، ریسک‌های کوچک نیز می‌توانند پیامدهای بزرگی داشته باشند.

معدن می‌تواند بخشی از اقتصاد ازدست‌رفته را بازگرداند؛ اما یک پرسش باقی می‌ماند: چند شغل؟ معدن‌کاری امروز بسیار بهره‌ورتر از گذشته است و به نیروی انسانی کمتری نیاز دارد. بازگشت معدن، الزاماً بازگشت اشتغال قرن بیستم نیست.

دولت آمریکا کاهش وابستگی به واردات مواد معدنی حیاتی را به یکی از محورهای سیاست صنعتی خود تبدیل کرده است؛ مس در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد

مسئله‌ای به نام اقتصاد

شاید بزرگ‌ترین مانع کاپروود نه محیط‌زیست، بلکه اقتصاد پروژه باشد. عیار ۱.۵ درصدی مس، در مقایسه با معادنی در جمهوری دموکراتیک کنگو که عیار آنها می‌تواند به ۶ درصد یا بیشتر برسد، چندان بالا نیست. هزینه نیروی کار، ساخت‌وساز و زیرساخت در آمریکا نیز بر هزینه نهایی می‌افزاید. اینجاست که سیاست صنعتی وارد محاسبات معدن می‌شود.

میشیگان برای زیرساخت پروژه به دنبال کمک ۵۰ میلیون دلاری بوده و Highland Copper امیدوار است وامی ۲۵۰ میلیون دلاری از بانک صادرات و واردات آمریکا دریافت کند؛ حمایتی که می‌تواند بخش بزرگی از نیاز مالی پروژه را پوشش دهد. منطق سیاست صنعتی روشن است: اگر کشورها امنیت زنجیره تأمین مس را می‌خواهد، شاید ناچار باشد بخشی از هزینه تولید داخلی را نیز بپردازد. اما اینجا پرسش دشوارتری مطرح می‌شود: امنیت زنجیره تأمین، چه قیمتی دارد؟

مسئله از کاپروود بزرگ‌تر است. مطالعه آزمایشگاه ملی لارنس برکلی نشان می‌دهد تولید مس آمریکا در صورت توسعه پروژه‌های جدید می‌تواند به بیش از ۲.۵ میلیون تن در سال برسد؛ رقمی تقریباً معادل حجم فعلی واردات کشور. به همین دلیل، کاپروود را باید بخشی از رقابت تازه بر سر مواد معدنی حیاتی دانست؛ رقابتی که در آن معدن به حلقه‌ای از امنیت صنعتی، انرژی، فناوری و سیاست تجاری تبدیل شده است. بااین‌حال، بازار منتظر سیاستمداران نمی‌ماند.

قیمت ممکن است بالا بماند، اما ممکن است مسیر دیگری نیز در پیش بگیرد. کاپروود در نهایت یک حقیقت ساده اما مهم را نشان می‌دهد: برای ساختن معدن، داشتن ذخیره کافی نیست؛ مجوز، سرمایه، زیرساخت، فناوری، قیمت جهانی و پذیرش اجتماعی باید هم‌زمان کنار هم قرار گیرند. در کوه‌های پورکوپاین، مس هنوز زیر خاک است. چالش واقعی اما یافتن آن نیست؛ ساختن اقتصادی است که استخراجش را توجیه کند.

منبع: اکونومیست

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای فولادآینده

یادداشت

تازه‌ترین‌ها فولادآینده

ویدیوی صفحه

دیدگاه