در گفتگو با کارشناس هلدینگ فولاد متیل مطرح شد؛

آینده تجارت فولاد تخت ایران؛ از مازاد تولید تا نیازهای وارداتی

آینده تجارت فولاد تخت ایران؛ از مازاد تولید تا نیازهای وارداتی
نرگس کاظمی
شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۰

آینده تجارت محصولات فولاد تخت ایران تا افق ۱۴۱۰، از یک عدم‌توازن ساختاری در زنجیره تولید حکایت دارد؛ به‌گونه‌ای که در برخی گروه‌های محصول، ظرفیت بالقوه صادراتی شکل می‌گیرد، اما تأمین نیاز بازار به ورق‌های ویژه و پیشرفته همچنان به واردات وابسته خواهد بود. نتایج پژوهشی با مشارکت کارشناسان شرکت فولاد متیل نشان می‌دهد که توسعه ظرفیت تولید به‌تنهایی پاسخ‌گوی نیاز صنعت نیست و بازآرایی ترکیب محصولات، متناسب با تقاضای بازار، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ صنعت فولاد ایران در سال‌های اخیر با توسعه ظرفیت‌های تولیدی، فرصت‌های تازه‌ای برای حضور در بازارهای داخلی و خارجی به دست آورده است؛ با این حال، افزایش ظرفیت تولید در همه حلقه‌های زنجیره فولاد به یک اندازه با نیاز بازار هم‌راستا نبوده است. در نتیجه، در کنار ظرفیت بالقوه صادرات برخی محصولات، همچنان نیاز به واردات گروهی از ورق‌های فولادی، به‌ویژه محصولات ویژه و پیشرفته، وجود دارد. شناخت این عدم‌توازن و ترسیم مسیر پیش‌روی بازار فولاد، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند به تصمیم‌گیری دقیق‌تر در زمینه تولید، سرمایه‌گذاری و تجارت کمک کند.

در همین راستا، مقاله «چشم‌انداز تجارت محصولات فولاد تخت ایران تا افق ۱۴۱۰: رویکرد سناریومحور» با مشارکت رضا قدمی، محمود صفری و ابراهیم دادخواه تهرانی، از کارکنان شرکت فولاد متیل، به بررسی روند تولید، مصرف، واردات و صادرات محصولات فولاد تخت ایران می‌پردازد. این پژوهش با تحلیل داده‌های سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۴ و بررسی دو سناریوی تحقق ۷۵ و ۱۰۰ درصدی طرح‌های توسعه، تلاش کرده است تصویری از تراز عرضه و تقاضای این محصولات تا افق ۱۴۱۰ ارائه دهد.

در گفت‌وگو با رضا قدمی، نویسنده اول این مقاله، درباره ضرورت انجام این پژوهش، روش بررسی توازن زنجیره فولاد تخت، چشم‌انداز تقاضای محصولات و فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌روی تجارت این گروه از محصولات فولادی صحبت کرده‌ایم.

تمرکز بر تجارت فولاد تخت؛ از کجا آغاز کردیم؟

قدمی با اشاره به دغدغه اصلی شکل‌گیری این پژوهش گفت: «موضوع اصلی مقاله، بررسی توازن زنجیره فولاد تخت از منظر تجارت است. در این پژوهش تلاش کردیم مشخص کنیم با توجه به روند تولید، تقاضای آینده و طرح‌های توسعه‌ای که برای صنعت فولاد در نظر گرفته شده‌اند، در افق ۱۴۱۰ چه وضعیتی خواهیم داشت؛ به این معنا که در کدام محصولات با مازاد تولید و ظرفیت بالقوه صادرات مواجه می‌شویم و در کدام محصولات همچنان به واردات نیاز خواهیم داشت.»

وی افزود: «یکی از ویژگی‌های این پژوهش، تمرکز تخصصی بر محصولات فولاد تخت است. در واقع، به‌جای بررسی کلی صنعت فولاد یا قرار دادن محصولات تخت و طویل در یک چارچوب عمومی، زنجیره فولاد تخت را به‌صورت مستقل بررسی کردیم. از طرف دیگر، نگاه مقاله صرفاً تولیدمحور نیست؛ بلکه تولید داخلی، تقاضا، واردات و صادرات را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد تا تصویری روشن‌تر از وضعیت آینده تجارت این محصولات به دست آید.»

به گفته وی، دامنه پژوهش طیف اصلی محصولات فولاد تخت، از جمله پلیت و ورق عریض، ورق گرم، اسیدشویی، ورق سرد، گالوانیزه، ورق رنگی، قلع‌اندود، فولاد زنگ‌نزن و ورق الکتریکی را در بر می‌گیرد.

پیش‌بینی آینده؛ تقاضای صنعت به کدام سمت می‌رود؟

نویسنده اول مقاله درباره مبنای برآورد تقاضای آینده توضیح داد: «برای پیش‌بینی تقاضا تا افق ۱۴۱۰، روند مصرف محصولات در سال‌های گذشته را بررسی کردیم و در کنار آن، وضعیت صنایع مصرف‌کننده و جهت‌گیری توسعه آنها را در نظر گرفتیم. صنایعی مانند خودروسازی، لوازم خانگی، ساختمان، برق و تجهیزات صنعتی بر ترکیب تقاضای فولاد تخت اثرگذارند و طبیعتاً نیاز آن‌ها به محصولات مختلف یکسان نیست.»

وی افزود: «برای مثال، در حوزه فولاد زنگ‌نزن، تغییرات نیاز صنایع مصرف‌کننده و حرکت به سمت استفاده از برخی قطعات و محصولات با ویژگی‌های خاص اهمیت دارد. در حوزه ورق الکتریکی نیز توسعه خودروهای برقی و نیازهای شبکه برق می‌توانند بر روند تقاضا اثر بگذارند. بنابراین، در پیش‌بینی آینده نمی‌توان برای همه محصولات یک نرخ رشد واحد در نظر گرفت؛ هر محصول باید متناسب با بازار مصرف و شرایط توسعه آن بررسی شود.»

قدمی با تأکید بر اینکه پیش‌بینی‌ها لزوماً به معنای تحقق قطعی ارقام نیستند، گفت: «آینده صنعت به عوامل مختلفی وابسته است و ممکن است همه برنامه‌های توسعه مطابق پیش‌بینی‌ها به بهره‌برداری نرسند. به همین دلیل، در پژوهش حاضر تلاش کردیم عدم‌قطعیت در سمت تولید را نیز در نظر بگیریم تا نتایج صرفاً بر مبنای یک فرض ثابت ارائه نشوند.»

دو سناریو برای تولید؛ تحقق ۷۵ یا ۱۰۰ درصد طرح‌های توسعه

وی درباره روش بررسی ظرفیت تولید در افق ۱۴۱۰ گفت: «در بخش تولید، عملکرد و روند تولید محصولات از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۴ را بررسی کردیم و سپس طرح‌های توسعه‌ای مصوب و ظرفیت تولید قابل‌دستیابی را در محاسبات وارد کردیم. برای اینکه اثر تفاوت در میزان تحقق طرح‌ها مشخص شود، دو سناریو در نظر گرفتیم: تحقق ۷۵ درصدی و تحقق ۱۰۰ درصدی طرح‌های توسعه.»

قدمی افزود: «در ادامه، تولید قابل‌دستیابی در هر سناریو را با تقاضای پیش‌بینی‌شده مقایسه کردیم. حاصل این مقایسه نشان می‌دهد که در هر گروه محصول، چه میزان مازاد بالقوه برای صادرات وجود دارد و چه مقدار از نیاز بازار باید از طریق واردات تأمین شود. اهمیت این روش در آن است که به ما کمک می‌کند اثر اجرای طرح‌های توسعه را بر توازن زنجیره ببینیم، نه اینکه صرفاً افزایش ظرفیت اسمی را به‌عنوان نشانه‌ای از بهبود وضعیت صنعت در نظر بگیریم.»

محاسبه مصرف واقعی؛ توجه به جریان مواد در زنجیره

قدمی با اشاره به یکی از جنبه‌های روش‌شناختی مقاله گفت: «برای محاسبه مصرف، ابتدا از رابطه متعارف تولید به‌علاوه واردات و منهای صادرات استفاده کردیم که مصرف ظاهری محصول را نشان می‌دهد. اما در زنجیره فولاد تخت، همه محصول تولیدشده مستقیماً به مصرف‌کننده نهایی نمی‌رسد و بخشی از آن به‌عنوان ماده اولیه در حلقه‌های بعدی تولید استفاده می‌شود.»

وی افزود: «برای مثال، بخشی از ورق گرم می‌تواند در فرآیند تولید محصولات پایین‌دستی به کار گرفته شود. اگر این جریان‌ها را در محاسبات لحاظ نکنیم، ممکن است مصرف یک محصول را بیش از مقدار واقعی برآورد کنیم یا در ارزیابی تراز زنجیره با شمارش مضاعف مواجه شویم. به همین دلیل، در این پژوهش جریان مواد و مصرف بین‌حلقه‌ای را نیز بررسی کردیم تا بتوانیم مصرف نهایی را دقیق‌تر از مصرف ظاهری تفکیک کنیم.»

به گفته وی، ترکیب تحلیل جریان مواد با پیش‌بینی تقاضا و سناریوهای تولید، امکان مقایسه منسجم‌تر وضعیت محصولات مختلف را فراهم کرده است.

مازاد تولید در برخی محصولات و تداوم نیاز وارداتی در برخی دیگر

وی افزود: «در محصولات پلیت و ورق عریض، ورق گرم، اسیدشویی، ورق سرد و ورق رنگی، در هر دو سناریوی بررسی‌شده ظرفیت بالقوه صادراتی وجود دارد. در مقابل، برای برخی محصولات، از جمله گالوانیزه و قلع‌اندود، همچنان کسری عرضه پیش‌بینی می‌شود. همچنین در حوزه فولاد زنگ‌نزن و ورق الکتریکی، با توجه به نبود تولید داخلی قابل اتکا در چارچوب محاسبات پژوهش، نیاز بازار باید از طریق واردات تأمین شود.»

وی ادامه داد: «براوردها نشان می‌دهد که مسئله صنعت فولاد تخت را نمی‌توان صرفاً با افزایش ظرفیت تولید حل کرد. ممکن است در یک بخش از زنجیره مازاد قابل توجهی داشته باشیم، اما در بخش دیگری همچنان نیازمند واردات باشیم. بنابراین، ترکیب محصولات تولیدی و میزان بهره‌برداری از ظرفیت‌ها به اندازه توسعه ظرفیت اهمیت دارد.»

ورق الکتریکی و فولاد زنگ‌نزن؛ چالش محصولات ویژه

قدمی در تشریح وضعیت محصولات ویژه گفت: «ورق الکتریکی از جمله محصولاتی است که تولید آن به فناوری و تجهیزات تخصصی نیاز دارد. در شرایطی که تولید داخلی این محصول در مقیاس مورد نیاز بازار شکل نگرفته است، وابستگی به واردات همچنان وجود دارد. از سوی دیگر، فولاد زنگ‌نزن نیز با وجود برخی تلاش‌ها و تولیدات محدود، در تأمین نیاز بازار همچنان به واردات وابسته است.»

وی افزود: «در چنین شرایطی، باید موضوع تأمین این محصولات را با نگاه بلندمدت بررسی کرد. از یک طرف، تأمین پایدار و متنوع واردات برای پاسخ‌گویی به نیاز صنایع اهمیت دارد و از طرف دیگر، امکان تولید داخلی باید از نظر فنی و اقتصادی و متناسب با گریدها و مقیاس مورد نیاز بازار ارزیابی شود. به‌ویژه در محصولاتی که فناوری تولید آنها محدودتر و تخصصی‌تر است، تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری و ایجاد ظرفیت داخلی به بررسی دقیق‌تری نیاز دارد.»

صادرات مازاد تولید؛ ضرورت شناسایی بازارهای هدف

نویسنده اول مقاله درباره پیامدهای مازاد تولید در برخی حلقه‌های زنجیره اظهار کرد: «مازاد محاسبه‌شده در مقاله به معنای صادرات قطعی نیست؛ بلکه ظرفیت بالقوه‌ای است که پس از تأمین تقاضای داخلی می‌تواند به صادرات اختصاص پیدا کند. برای تبدیل این ظرفیت به صادرات واقعی، باید عواملی مانند کیفیت محصول، گرید، قیمت تمام‌شده، هزینه حمل‌ونقل و دسترسی به بازارهای هدف را در نظر گرفت.»

وی افزود: «به همین دلیل، یکی از موضوعات مهم پس از شناسایی مازاد محصولات، بررسی بازارهای صادراتی مناسب است. باید مشخص کنیم هر محصول با توجه به ویژگی‌های فنی و شرایط رقابتی، در کدام بازارها امکان حضور مؤثرتری دارد. این موضوع می‌تواند در ادامه پژوهش دنبال شود تا علاوه بر تعیین میزان مازاد، درباره مقصدهای مناسب صادراتی و نحوه استفاده از ظرفیت موجود نیز برنامه‌ریزی دقیق‌تری صورت گیرد»

قدمی تأکید کرد: «اگر توسعه ظرفیت تولید بدون توجه به تقاضای واقعی و امکان فروش محصولات انجام شود، ممکن است به افزایش مازاد و فشار بر بازار منجر شود. بنابراین، لازم است تصمیم‌گیری درباره طرح‌های توسعه، علاوه بر ظرفیت تولید، بر اساس نیاز آینده بازار، قابلیت فروش و فرصت‌های صادراتی صورت گیرد.»

توازن زنجیره؛ فراتر از افزایش ظرفیت تولید

قدمی در جمع‌بندی نتایج پژوهش گفت: «پیام اصلی این مقاله آن است که در بررسی آینده صنعت فولاد تخت، باید به توازن میان تولید و تقاضا در سطح محصولات مختلف توجه کنیم. افزایش ظرفیت در همه بخش‌ها الزاماً به معنای رفع نیازهای وارداتی نیست؛ همان‌طور که وجود مازاد تولید نیز به‌تنهایی تضمین‌کننده صادرات موفق نخواهد بود.»

وی افزود: «امیدواریم این پژوهش بتواند به‌عنوان مبنایی برای بررسی دقیق‌تر وضعیت تجارت محصولات فولاد تخت، اولویت‌بندی طرح‌های توسعه و برنامه‌ریزی برای تأمین نیاز بازار مورد استفاده قرار گیرد. در ادامه نیز می‌توان با بررسی بازارهای هدف، مشخصات محصولات و شرایط تجارت خارجی، تصویر دقیق‌تری از فرصت‌های پیش‌روی این صنعت به دست آورد.»

قدمی در پایان از همکاران خود، محمود صفری و ابراهیم دادخواه تهرانی، که در انجام این پژوهش مشارکت داشته‌اند، تشکر کرد و از همراهی و همکاری آنان در تدوین مقاله قدردانی کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای فولاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها فولاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه