پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ مقاله «چارچوب عملیاتی مدیریت جنبههای انسانی تداوم کسبوکار در بازسازی صنایع فولاد پس از اختلالات شدید؛ مطالعه موردی مجتمع فولاد مبارکه بر پایه ISO/TS 22330 در سمپوزیوم فولاد اصفهان ارائه شد. این مقاله با تمرکز بر تجربه مجتمع فولاد مبارکه، به بررسی راهکارهای مدیریت سرمایه انسانی در شرایط اختلالات شدید و نقش نیروی انسانی در بازگشت پایدار سازمان به فعالیت میپردازد.
پرنیان ایلبگ بهرامآبادی، ارائهدهنده این مقاله، در گفتوگو با ایراسین با تشریح فرایند تدوین این چارچوب عملیاتی اظهار کرد: تداوم کسبوکار به معنای جلوگیری مطلق از وقوع اختلال نیست، بلکه به توانایی یک سازمان برای مدیریت پیامدهای اختلال، حفظ کارکردهای ضروری و بازگشت به فعالیتهای پایدار پس از وقوع بحران اشاره دارد.
وی با اشاره به تجربه فولاد مبارکه در استقرار نظام مدیریت تداوم کسبوکار افزود: فولاد مبارکه پیش از وقوع اختلالات مورد بررسی، در سال ۱۴۰۴ موفق به استقرار استاندارد مدیریت تداوم کسبوکار در مجتمع شده بود. این استاندارد عمدتاً بر ابعاد عملیاتی تداوم کسبوکار تمرکز دارد؛ بااینحال، مدیریت جنبههای انسانی و حمایت از کارکنان در شرایط بحران نیز از موضوعات مهمی است که باید در کنار الزامات عملیاتی مورد توجه قرار گیرد.
ایلبگ بهرامآبادی ادامه داد: پس از حملات رخداده در روزهای هفتم و یازدهم فروردینماه، فولاد مبارکه با چالشهای متنوعی در حوزه سرمایه انسانی مواجه شد. در چنین شرایطی، این مجموعه با اتکا به زیرساختهای موجود و با هدف شناسایی زمینههای قابل بهبود، به سراغ منابع و راهنماهای بینالمللی رفت تا ضمن بررسی تجربه خود، آموختههای حاصل از این شرایط را مستندسازی و در سازمان تثبیت کند.
وی با اشاره به نقش راهنمای ISO/TS 22330 در تدوین مقاله بیان کرد: مبنای اصلی این پژوهش، راهنمای مرتبط با جنبههای انسانی مدیریت تداوم کسبوکار بود. هدف ما این بود که الزامات و توصیههای مطرحشده در این راهنما را با شرایط واقعی مجتمع فولاد مبارکه تطبیق دهیم و از دل آن، مجموعهای از اقدامات اجرایی مشخص، قابل پیگیری و متناسب با ساختار سازمان استخراج کنیم.
از بررسی ۵۲۰ اقدام اجرایی تا تدوین چارچوبی متناسب با فولاد مبارکه
ارائهدهنده مقاله در تشریح روش انجام این مطالعه گفت: این پژوهش یک مطالعه موردی کاربردی است که بر مبنای بررسی بندبهبند راهنمای موردنظر انجام شد. در مرحله نخست، حدود ۵۲۰ اقدام اجرایی از متن راهنما استخراج کردیم. سپس با بررسیهای کارشناسی، اقداماتی را که از نظر ماهیت و هدف شباهت داشتند، دستهبندی و تجمیع کردیم و به حدود ۵۰ اقدام رسیدیم.
وی افزود: در مرحله بعد، این اقدامات از نظر قابلیت پیادهسازی در فولاد مبارکه، امکان تعیین مسئول مشخص و قابلیت تفویض مسئولیت بررسی شدند. حاصل این فرایند، دستیابی به ۴۱ اقدام اجرایی بود که میتوان آنها را در قالب یک چارچوب عملیاتی متناسب با نیازهای مجتمع دنبال کرد.
ایلبگ بهرامآبادی با اشاره به مراحل تکمیل این چارچوب توضیح داد: برای هر یک از ۴۱ اقدام، مسئولیتها و نقشهای سازمانی با استفاده از ماتریس RACI مشخص شد. بر این اساس، افراد مسئول اجرای اقدام، افراد پاسخگو، افرادی که باید با آنها مشورت شود و افرادی که لازم است در جریان فرایند قرار گیرند، تعیین شدند. همچنین، دستورالعملها و سازوکارهای مرتبط با اقدامات مورد بررسی قرار گرفت و نتایج مورد انتظار از اجرای هر اقدام و شاخصهای کاربردی برای ارزیابی آنها تدوین شد.
وی تأکید کرد: اهمیت این کار در آن است که موضوع مدیریت جنبههای انسانی از سطح توصیههای کلی فراتر میرود و به اقداماتی تبدیل میشود که مسئولیت اجرای آنها مشخص است، امکان پیگیری دارند و میتوان میزان تحقق آنها را ارزیابی کرد.
توجه به آموزش، ارتباطات و سلامت کارکنان در شرایط اختلال
این پژوهشگر با اشاره به دستاوردهای حاصل از مطالعه گفت: نتایج مقاله را میتوان در هفت حوزه اصلی جمعبندی کرد. این حوزهها طیفی از موضوعات مرتبط با آمادگی سازمان و اهمیت آموزش تا مدیریت پیامدهای اختلال و بازیابی پس از آن را در بر میگیرند. همچنین، نقش پیمانکاران و ضرورت توجه به گروههای مختلف نیروی انسانی در برنامهریزی برای تداوم کسبوکار از جمله موضوعات مورد توجه در این چارچوب است.
وی ادامه داد: یکی از محورهای مهم، موضوع ارتباطات با کارکنان در زمان اختلال و پس از آن است. در چنین شرایطی، دسترسی کارکنان به اطلاعات مناسب، برقراری ارتباط مؤثر با سازمان و فراهم بودن سازوکارهای ارتباطی قابل اتکا میتواند در مدیریت شرایط و بازگشت پایدار افراد به فعالیت نقش مهمی داشته باشد.
ایلبگ بهرامآبادی افزود: حفاظت از سلامت روان کارکنان نیز از دیگر موضوعات مهم این حوزه است. تجربه شرایط بحرانی نشان میدهد که بازگشت سازمان به فعالیت صرفاً به معنای برقراری مجدد فرایندهای عملیاتی نیست؛ بلکه وضعیت روانی و جسمی کارکنان، احساس امنیت و برخورداری آنها از حمایتهای لازم نیز باید در برنامههای بازیابی مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به اهمیت حمایتهای مرتبط با سلامت جسمانی کارکنان اظهار کرد: در شرایط اختلال، ممکن است برخی افراد در جریان حادثه یا پیامدهای پس از آن دچار آسیبهای جسمی شوند. بنابراین، پیشبینی سازوکارهای حمایتی مناسب و توجه به نیازهای این افراد، بخشی از مدیریت مسئولانه سرمایه انسانی در فرایند بازیابی سازمان است.
تبدیل تجربه فولاد مبارکه به آموختههای قابل استفاده برای صنعت فولاد
ارائهدهنده مقاله در ادامه با تأکید بر اینکه فرایند تدوین چارچوب با مشارکت کارشناسان فولاد مبارکه پیش رفته است، گفت: این مقاله بر پایه تجربه عملی مجتمع فولاد مبارکه شکل گرفته و تلاش دارد میان الزامات راهنمای بینالمللی و نیازهای واقعی یک مجموعه صنعتی بزرگ ارتباط برقرار کند. در واقع، هدف تنها شناسایی موضوعات مهم نیست، بلکه تدوین اقداماتی است که بتوان آنها را در ساختار سازمانی تعریف، اجرا و ارزیابی کرد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از اهداف اصلی این مطالعه، مستندسازی تجربهها و تثبیت یادگیریهای حاصل از مواجهه با اختلالات شدید است؛ بهگونهای که این آموختهها در سازمان باقی بمانند و در برنامهریزیهای آینده مورد استفاده قرار گیرند.
ایلبگ بهرامآبادی در پایان تأکید کرد: تجربه فولاد مبارکه میتواند برای دیگر شرکتهای فولادی نیز آموزنده باشد؛ بهویژه برای مجموعههایی که هنوز چارچوب مشخص و مدونی برای مدیریت جنبههای انسانی تداوم کسبوکار ندارند. امیدواریم نتایج این مطالعه بتواند به توسعه نگاه جامعتری به تداوم کسبوکار در صنعت فولاد کمک کند؛ نگاهی که در آن، در کنار زیرساختها، تجهیزات و فرایندهای عملیاتی، نیروی انسانی نیز بهعنوان یکی از ارکان اصلی تابآوری و بازیابی پایدار سازمان مورد توجه قرار گیرد.
نظر شما