پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ انتقال میلیونها متر مکعب آب از سواحل جنوبی به قلب فلات مرکزی ایران برای خنکسازی کورههای فولادسازی، در نگاه نخست شاید پروژهای شبیه به بلندپروازیهای مهندسی قرن بیستم جلوه کند. اما در عصر کنونی که تغییرات اقلیمی، زنجیرههای تأمین را با تهدیدی جدی مواجه کرده، این اقدام فراتر از یک پروژه عمرانی، ضرورتی برای تداوم حیات تولید است. با نزدیک شدن به افتتاح پروژه انتقال آب دریا به مجتمع فولاد و نورد سبا در پاییز امسال، شاهد آن هستیم که چگونه یک بنگاه صنعتی با تدبیری هوشمندانه، بزرگترین نقطه آسیبپذیری خود را به یک «خندق استراتژیک» برای صیانت از تولید تبدیل کرده است.
تداوم عملیاتی مطلق
در چارچوب استراتژی رقابتی، کنترل نهادههای حیاتی، شرط اول بقا در زنجیره ارزش است. برای دههها، فولادسازان مستقر در مرکز ایران با یک شمشیر داموکلس اقلیمی دستوپنجه نرم میکردند: وابستگی به منابع آب شیرین و سطحی در منطقهای که هر قطره آب در آن آبستن تنشهای اجتماعی و رگولاتوری است. اقدام اخیر فولاد و نورد سبا، در واقع خرید ارزندهترین بیمهنامه صنعتی، یعنی تداوم عملیاتی مطلق است.
تصمیم مدیریت ارشد فولاد و نورد سبا برای اتصال به این شریان آبی را باید از منظر اقتصاد ریسک تحلیل کرد. اگرچه هزینه تمامشده آب شیرینشده و پمپاژ شده از خلیج فارس به مراتب بالاتر از آبهای محلی است و سرمایهگذاری اولیه سنگینی را میطلبد، اما این ارقام در برابر هزینه توقف حتی یک هفتهای خطوط تولید نورد کلاف گرم ناچیز است. در بازاری که رقبا با اولین خشکسالی یا دستورالعمل دولتی مجبور به کاهش ظرفیت میشوند، فولاد و نورد سبا با دسترسی به یک منبع نامحدود، تابآوری خود را به یک مزیت رقابتی غیرقابلکپیبرداری تبدیل کرده است.
زیست مسئولانه با حفظ منابع طبیعی
فراتر از صورتهای مالی، این پروژه یک شاهکار در حوزه مسئولیتپذیری شرکتی محسوب میشود. در جغرافیایی که تخصیص آب همواره محل نزاع کشاورزان، شهروندان و صنایع است، خروج داوطلبانه یک غول فولادی از صف متقاضیان آبهای سطحی منطقه، مجوز اجتماعی فعالیت آن را برای دهههای آینده تضمین میکند. همانطور که پیشگامانی چون آرسلورمیتال در اروپا با سرمایهگذاری در تکنولوژیهای سبز، رقبای سنتی را از میدان به در کردند، فولاد و نورد سبا نیز اکنون استانداردی را تعریف کرده است که دیگر بازیگران داخلی به سختی توان رقابت با آن را خواهند داشت.
نظر شما