پایگاه تحلیلیخبری ایراسین به نقل از روابط عمومی فولادسنگ، ایرج سلطانی، مدرس حوزه منابع انسانی، در این نشست با اشاره به شرایط متغیر و پیچیده محیط کسبوکار اظهار کرد: مدیریت در سازمانهای امروزی بیش از هر زمان دیگری با چالشهای متنوع، تغییرات مستمر و تصمیمگیریهای دشوار مواجه است و مدیران ناگزیرند در کنار دانش تخصصی، توانایی هدایت سازمان در شرایط ابهام و پیچیدگی را نیز در خود تقویت کنند.
وی با بیان اینکه توانمندی مدیران در شرایط دشوار بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد، افزود: بسیاری از تصمیمات مدیریتی در فضایی اتخاذ میشود که اطلاعات کامل در دسترس نیست و شرایط به سرعت تغییر میکند؛ از این رو مدیران باید ضمن برخورداری از دانش و تجربه، قدرت تحلیل، انعطافپذیری و تصمیمگیری اثربخش را نیز در خود توسعه دهند.
مدرس حوزه منابع انسانی در ادامه با تأکید بر اهمیت توسعه فردی در سطوح مدیریتی بیان کرد: یکی از مهمترین مسئولیتهای مدیران، سرمایهگذاری مستمر بر توسعه فردی خود و دیگران است؛ چرا که بخش قابل توجهی از موفقیت یک مدیر به میزان توانمندی، انگیزه، دانش، همدلی و اثربخشی اعضای تیم او وابسته است.
سلطانی افزود: هر اندازه کارکنان یک سازمان باسوادتر، توانمندتر، متعهدتر و دارای انگیزه بیشتری باشند، مدیران نیز با سهولت بیشتری میتوانند اهداف سازمان را محقق کنند. از همین رو توسعه منابع انسانی نباید به عنوان یک فعالیت جانبی، بلکه به عنوان یکی از مهمترین وظایف مدیریتی مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به ضرورت انجام صحیح امور خاطرنشان کرد: کارها باید در چهارچوب چهار اصل اساسی «بهموقع بودن»، «دقت»، «حرفهایگری» و «تناسب با شرایط» انجام شوند؛ زیرا انجام یک کار ارزشمند در زمان نامناسب یا با کیفیت پایین، نمیتواند نتایج مورد انتظار را به همراه داشته باشد.
مدرس حوزه منابع انسانی حرفهایگری را فراتر از انجام یک فعالیت دانست و گفت: حرفهای بودن به معنای قابلیت تکرار موفقیت، بهبود مستمر روشها و یادگیری مداوم از تجربیات گذشته است. سازمانهای حرفهای همواره تلاش میکنند هر بار کاری را بهتر از قبل انجام دهند.
سلطانی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات رویکردهای مدیریتی در جهان اشاره کرد و گفت: در دهههای گذشته تصور غالب این بود که سازمانهای موفق، سازمانهایی هستند که دارای چشمانداز، مأموریت، استراتژی، اهداف و شاخصهای عملکردی مشخص باشند؛ اما تجربه بحرانهای بزرگ جهانی نشان داد که این مؤلفهها به تنهایی برای موفقیت کافی نیستند.
وی افزود: بسیاری از سازمانها دارای برنامههای راهبردی دقیق بودند، اما در مواجهه با بحرانهای پیشبینینشده، توان لازم برای مدیریت شرایط را نداشتند. به همین دلیل در کنار مفهوم سازمانهای استراتژیمحور، مفهوم «سازمانهای قابلیتمحور» نیز مطرح شد.
مدرس حوزه منابع انسانی تأکید کرد: در سازمانهای قابلیتمحور، تمرکز اصلی بر ایجاد و تقویت تواناییهایی است که امکان واکنش سریع، تصمیمگیری اثربخش، یادگیری مستمر و سازگاری با شرایط . جدید را فراهم میکنند.
بلوغ حرفهای؛ فراتر از تخصص
وی «سرعت» را یکی از مهمترین قابلیتهای سازمانی دانست و اظهار کرد: سرعت در تصمیمگیری، پاسخگویی، اجرای ایدهها، حل مسائل و اصلاح فرآیندها، امروزه به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است.
سلطانی ادامه داد: فاصله زمانی میان طرح یک ایده تا اجرای آن، فاصله زمانی میان دریافت بازخورد مشتری تا اصلاح فرآیندها و همچنین زمان مورد نیاز برای حل مسائل سازمانی، شاخصهای مهمی برای سنجش چابکی و کارآمدی سازمانها به شمار میروند.
وی خاطرنشان کرد: سرعت واقعی از دل تسلط، دانش و مهارت شکل میگیرد. افراد توانمند و حرفهای معمولاً تصمیمات دقیقتر و سریعتری اتخاذ میکنند و قادرند در زمان کوتاهتری نتایج مطلوبتری به دست آورند.
سلطانی با تشریح مفهوم بلوغ حرفهای و بلوغ روانی ـ اجتماعی گفت: دانش، مهارت و تجربه، سه مؤلفه اصلی بلوغ حرفهای هستند؛ اما برای ایفای نقشهای مدیریتی، برخورداری از بلوغ انسانی و اجتماعی نیز ضروری است.
وی افزود: تعهد، خودباوری، انگیزه، مهارتهای ارتباطی، توانایی شنیدن دیدگاههای دیگران، درک مسائل انسانی و مدیریت روابط، از مهمترین مؤلفههای بلوغ روانی و اجتماعی محسوب میشوند.
مدرس حوزه منابع انسانی تصریح کرد: بسیاری از مدیران از دانش فنی و تخصصی بالایی برخوردارند، اما به دلیل ضعف در مهارتهای انسانی و ارتباطی، نمیتوانند ظرفیتهای موجود در سازمان را به خوبی فعال کنند. در حالی که مدیریت موفق، تلفیقی از دانش فنی و مهارتهای انسانی است.
وی با اشاره به اهمیت خودباوری در موفقیت فردی و سازمانی اظهار داشت: خودباوری به معنای اعتماد به تواناییهای خود و جرأت اقدام در شرایط دشوار است. افراد اثرگذار منتظر فراهم شدن شرایط ایدهآل نمیمانند، بلکه مسئولیتپذیرانه برای حل مسائل اقدام میکنند.
مدیریت؛ از کنترل تا اعتماد
سلطانی، همچنین بر اهمیت داشتن چشمانداز شخصی تأکید کرد و گفت: افرادی که برای زندگی و آینده خود هدف و چشمانداز روشنی دارند، بهتر میتوانند در مسیر تحقق اهداف سازمانی نیز نقشآفرینی کنند.
وی در ادامه به تشریح ویژگیهای سطوح مختلف مدیریت پرداخت و گفت: مدیران معمولی عمدتاً کنترلمحور هستند، بیش از اندازه بر قدرت سازمانی تکیه میکنند، اهداف را بهصورت شفاف تبیین نمیکنند و اغلب بر نتایج کوتاهمدت تمرکز دارند.
سلطانی افزود: مدیران خوب به جای دستور دادن، شنیدن را در اولویت قرار میدهند، کارکنان را توانمند میسازند، مسئولیت اشتباهات را میپذیرند، بازخورد سازنده ارائه میکنند و با تفویض اختیار مناسب، زمینه رشد افراد را فراهم میآورند.
وی ادامه داد: مدیران عالی فراتر از مدیریت روزمره عمل میکنند. آنان فضای گفتوگو و تعامل را جایگزین گزارشهای طولانی و یکطرفه میکنند، جلسات کوتاه، خلاقانه و اثربخش برگزار میکنند، فرهنگ قدردانی و دیده شدن کارکنان را توسعه میدهند و به جای کنترل مداوم، اعتماد هوشمندانه را مبنای تعاملات سازمانی قرار میدهند.
مدرس حوزه منابع انسانی در پایان با تأکید بر نقش سرمایه انسانی در موفقیت سازمانها گفت: آینده سازمانها بیش از هر زمان دیگری به کیفیت رهبری، میزان اعتماد میان مدیران و کارکنان و توانایی توسعه سرمایه انسانی وابسته است.
وی خاطرنشان کرد: رهبران اثرگذار تنها به دنبال دستیابی به نتایج کوتاهمدت نیستند، بلکه تلاش میکنند محیطی ایجاد کنند که افراد در آن رشد کنند، انگیزه بگیرند، مسئولیتپذیر شوند و در مسیر تحقق اهداف سازمانی نقشآفرینی مؤثرتری داشته باشند.
سلطانی تأکید کرد: سازمانهایی که بتوانند همزمان بر توسعه قابلیتهای حرفهای و انسانی تمرکز کنند، از آمادگی بیشتری برای مواجهه با چالشهای آینده برخوردار خواهند بود و مسیر پایدارتری را در تحقق اهداف خود طی خواهند کرد.
نظر شما