پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ موج نسل چهارم صنعت (صنعت ۴.۰) با بهکارگیری هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، تحلیل کلانداده و سیستمهای سایبرفیزیکی، جهشی در پایش برخط و پیشبینیپذیری کیفیت ایجاد کرد. با این حال، پارادایم «صنعت ۵.۰» یادآور آن است که آینده کیفیت در اتوماسیون و دیجیتالیشدنِ صرف خلاصه نمیشود؛ «کیفیت ۵.۰» با تلفیق فناوری، انسانمحوری، پایداری و تابآوری، مفهوم کیفیت را از یک ویژگی محصولی به خصلت بنیادین کل اکوسیستم سازمان ارتقا میدهد. در صنعتی استراتژیک همچون فولاد، این گذار مفهومی به معنای همراستاسازی کیفیت متالورژیکی محصول با بهرهوری فرایندی، بهینهسازی انرژی، کربنزدایی، سلامت دادهها، توسعه منابع انسانی و تابآوری زنجیره ارزش در برابر اختلالات است.
مدیریت کیفیت را نمیتوان جدا از تحولات صنعتی بررسی کرد. در دورههای نخست صنعتیشدن، کیفیت عمدتا وظیفه واحد بازرسی بود و تمرکز بر جداسازی محصول سالم از محصول معیوب قرار داشت. با گسترش روشهای آماری، سازمانها دریافتند که پیشگیری از ایجاد عیب در فرایند، اثربخشتر و اقتصادیتر از شناسایی آن در انتهای خط تولید است. پس از آن، مدیریت جامع کیفیت یا TQM، کیفیت را به مسئولیت همه واحدهای سازمان تبدیل کرد و مفاهیمی چون رضایت مشتری، فرهنگ سازمانی، مشارکت کارکنان و بهبود مستمر را در مرکز توجه قرار داد.
با ظهور صنعت ۴، مدیریت کیفیت وارد مرحله جدیدی شد. حسگرها، اینترنت اشیا، کلانداده، هوش مصنوعی و سیستمهای سایبرفیزیکی امکان مشاهده لحظهای فرایندها، تشخیص سریع انحرافات و پیشبینی عیوب احتمالی را فراهم کردند. «کیفیت ۴.۰» بر استفاده از این فناوریها برای افزایش دقت، سرعت و قابلیت پیشبینی در کنترل کیفیت تمرکز دارد. با این حال، تجربه تحول دیجیتال نشان داده است که برخورداری از فناوریهای پیشرفته، لزوماً به معنای عملکرد بهتر سازمان نیست. یک کارخانه ممکن است دادههای فراوان و سامانههای هوشمند داشته باشد، اما همچنان با ضعف مهارت کارکنان، نبود اعتماد به الگوریتمها، مصرف بالای انرژی، جزیرهای بودن سیستمها یا آسیبپذیری در برابر اختلالات روبهرو باشد.
از کیفیت محصول تا کیفیت سیستم
«کیفیت ۵.۰» تلاش میکند این محدودیتها را برطرف کند. در این دیدگاه، فناوری هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای ساخت سازمانی انسانمحور، پایدار و تابآور است. در صنعت فولاد، کیفیت همچنان با شاخصهایی مانند ترکیب شیمیایی، خواص مکانیکی، ابعاد، کیفیت سطح، عیوب داخلی و انطباق با سفارش مشتری سنجیده میشود. با این حال، «کیفیت ۵.۰» پرسش گستردهتری مطرح میکند: محصول با چه کیفیتی از کل سیستم تولید شده است؟
ممکن است دو محصول از نظر فنی کاملاً مشابه باشند، اما یکی با مصرف انرژی بیشتر، ضایعات بالاتر، ریسک ایمنی بیشتر یا اتکا به دادههای غیرقابل اعتماد تولید شده باشد. در نگاه سنتی، هر دو محصول میتوانند دارای کیفیت یکسان تلقی شوند؛ اما در «کیفیت ۵.۰» کیفیت تنها به نتیجه نهایی محدود نیست. کیفیت سیستم شامل کیفیت محصول و فرایند، کیفیت کار و سرمایه انسانی، کیفیت سازمانی و راهبردی، پایداری زیستمحیطی و اجتماعی، و کیفیت دادهها و سامانههای دیجیتال است.
بنابراین در کارخانه فولاد آینده، شاخصهایی مانند مصرف انرژی به ازای هر تن محصول، شدت انتشار کربن، نرخ ضایعات و دوبارهکاری، قابلیت ردیابی دادهها، پایداری تجهیزات و توان ادامه تولید در شرایط اختلال، در کنار شاخصهای متعارف کیفیت محصول قرار میگیرند. کیفیت دیگر نتیجه عملکرد صرف واحد کنترل کیفیت نیست، بلکه حاصل تعامل انسانها، تجهیزات، دادهها، فرایندها و تصمیمات مدیریتی است.
انسان و فناوری؛ همکاری به جای جایگزینی
یکی از ارکان اصلی «کیفیت ۵.۰» انسانمحوری است. برخلاف برخی برداشتهای اولیه از صنعت ۴ که بر جایگزینی انسان با اتوماسیون تأکید داشتند، کیفیت ۵ انسان و فناوری را مکمل یکدیگر میداند. انسان در این رویکرد فقط مجری دستورهای سیستم هوشمند نیست؛ بلکه تصمیمگیرنده، ناظر، تفسیرکننده و همآفرین سیستم محسوب میشود.
این موضوع در صنعت فولاد اهمیت زیادی دارد. فرایندهای پیچیدهای مانند فولادسازی، ریختهگری، نورد و تعمیرات، تنها مجموعهای از دادههای عددی نیستند. تجربه اپراتورها و کارشناسان درباره رفتار غیرعادی تجهیزات، تغییر کیفیت مواد اولیه یا واکنش مناسب در شرایط بحرانی، نوعی دانش ضمنی ارزشمند است که ممکن است بهطور کامل در پایگاههای داده ثبت نشده باشد. از این رو، مدلهای هوش مصنوعی باید در کنار تجربه انسانی عمل کنند، نه به جای آن.
برای مثال، سامانهای که احتمال خروج دمای مذاب یا ترکیب شیمیایی از محدوده هدف را پیشبینی میکند، تنها زمانی مفید است که متخصص بتواند پیشنهاد آن را درک، ارزیابی، اصلاح یا رد کند. همچنین باید مشخص باشد که مسئولیت تصمیم نهایی با چه کسی است، چگونه تجربه انسان به مدل بازمیگردد و اعتبار مدل در شرایط تغییر مواد اولیه یا شرایط عملیاتی چگونه کنترل میشود. این موضوع نشان میدهد که موفقیت «کیفیت ۵.۰» صرفاً به دقت الگوریتم وابسته نیست، بلکه به کیفیت همکاری انسان و ماشین وابسته است.
پایداری، تابآوری و یکپارچگی سیستمها
پایداری یکی دیگر از ابعاد اصلی «کیفیت ۵.۰» است. در بسیاری از کارخانهها، کیفیت، انرژی، محیطزیست و تولید در داشبوردها و واحدهای جداگانه مدیریت میشوند؛ در حالی که تصمیمات واقعی فرایندی بهطور همزمان بر همه این حوزهها اثر میگذارند. تغییر یک پارامتر تولید ممکن است کیفیت محصول را بهبود دهد، اما مصرف انرژی یا میزان ضایعات را افزایش دهد. بنابراین ارزیابی عملکرد باید به سمت شاخصهای یکپارچه حرکت کند؛ مانند انرژی مصرفی به ازای هر عیب، شدت کربن به ازای هر تن محصول یا نسبت بازیافت و چرخش مواد.
تابآوری نیز به توان سیستم برای حفظ عملکرد در شرایط تغییر، عدم قطعیت و اختلال اشاره دارد. در کارخانه فولاد، تغییر کیفیت مواد اولیه، محدودیت انرژی، خرابی تجهیزات، اختلال زنجیره تأمین، نقص سامانههای اطلاعاتی یا حملات سایبری میتوانند کیفیت و تولید را تحت تأثیر قرار دهند. یک سیستم کیفیت بالغ باید بتواند اختلال را سریع تشخیص دهد، واکنش مناسب نشان دهد، ایمنی و کیفیت را در سطح قابلقبول حفظ کند و از تجربه بحران برای بهبود آینده استفاده کند.
تحقق «کیفیت ۵.۰» نیازمند عبور از فناوریهای جزیرهای است. پروژههایی مانند بینایی ماشین برای تشخیص عیب، تعمیرات پیشبینانه، دوقلوی دیجیتال یا تحلیل انرژی، زمانی ارزش واقعی ایجاد میکنند که به سیستم مدیریت کیفیت متصل شوند. دادههای تجهیزات، آزمایشگاه، تولید، تعمیرات، QMS و MIS باید در یک چرخه یادگیری یکپارچه قرار گیرند: داده جمعآوری شود، تحلیل انجام گیرد، تصمیم اتخاذ شود، اقدام اصلاحی صورت گیرد و نتیجه دوباره به سیستم بازگردد.
کارخانه آینده و بازتعریف ماموریت مدیریت کیفیت
«کیفیت ۵.۰» ادامه ساده «کیفیت ۴.۰» نیست، بلکه بازتعریف مفهوم کیفیت در قالب یک سیستم اجتماعی–فنی است. در این پارادایم، کیفیت محصول، عملکرد فرایند، انسان، فناوری، پایداری، کیفیت داده و تابآوری به یکدیگر وابستهاند. برای صنعت فولاد، این رویکرد به معنای آن است که کیفیت دیگر فقط انطباق محصول با استاندارد نیست؛ بلکه نشاندهنده کیفیت کل سیستم تولید و مدیریت سازمان است.
کارخانه فولاد آینده باید علاوه بر تولید محصول مطابق مشخصات، مصرف بهینه منابع، کاهش انتشار، قابلیت اعتماد دادهها، حکمرانی هوش مصنوعی، مشارکت کارکنان و توان مواجهه با اختلالات را نیز مدیریت کند. نقش مدیر کیفیت نیز از کنترل انطباق و ممیزی فراتر میرود و به معماری یکپارچگی میان داده، فناوری، انسان، پایداری و فرایندهای بهبود مستمر نزدیک میشود. در نتیجه، آینده مدیریت کیفیت نه در افزایش صرف بازرسیها و نه در افزایش تعداد الگوریتمها، بلکه در توان سازمان برای ایجاد ارتباطی هوشمند میان محصول، فرایند، انسان، داده، منابع و محیط پیرامون شکل خواهد گرفت.
*معاون تکنولوژی فولاد هرمزگان
نظر شما