ماهنامه کارخانه؛ در افق برنامهریزی بلندمدت سازمان، مسیر تعالی تنها با افزایش حجم تولید تعریف نمیشود؛ بلکه هدف، ساختن کارخانهای است که هم در سطح عملکرد اقتصادی بدرخشد و هم در سطح پایداری و بهرهوری، استانداردهای جدید را محقق کند. در چنین چشماندازی، استراتژی «تعالی عملیات و تولید سبز با توسعه نوآوری و فناوریهای هوشمند» به عنوان یک محور پیشران، نقش اتصالدهنده میان رشد، کیفیت، بهرهوری و تابآوری عملیاتی را ایفا میکند. تعالی عملیات و تولید سبز، زمانی تحقق مییابد که فرایندهای تولید بر پایه داده، فناوری و بهرهوری مستمر بازطراحی شوند. در این رویکرد، هدف صرفاً افزایش تولید نیست؛ بلکه سازمان میکوشد با هوشمندسازی فرایندها، مصرف منابع را مدیریت کند، اتلافها را کاهش دهد و عملکردی پایدار، کارآمد و رقابتپذیر ایجاد کند.
مجید باقری
رییس دفتر استراتژی و اهداف فولادمبارکه
بر اساس اهداف کلان سازمان، توسعه فرایندهای هوشمند یکی از محورهای اصلی این مسیر است و دستیابی به نسبت ۶۰ درصدی فرایندهای هوشمند، بیانگر حرکت سازمان به سمت استفاده گستردهتر از فناوریهای نوین در عملیات تولید و پشتیبانی است. فرایند هوشمند، فرایندی است که در آن دادهها بهصورت مستمر جمعآوری و تحلیل میشوند و تصمیمگیری بر مبنای اطلاعات دقیق، بههنگام و قابل اتکا صورت میگیرد. چنین رویکردی میتواند زمینه شناسایی سریعتر انحرافات، پیشبینی وضعیت فرایندها، کاهش نوسانهای تولید و بهبود هماهنگی میان واحدهای مختلف را فراهم کند.
در این میان، فناوریهای هوشمند باید به نتایج ملموس عملیاتی منجر شوند. از این رو، در اهداف کلان سازمان، سهم ۸ درصدی فناوریهای هوشمند در ارتقای بهرهوری و سهم 10 درصدی این فناوریها در کاهش مصرف انرژی پیشبینی شده است. این اهداف نشان میدهند که هوشمندسازی، نه یک هدف مستقل و فناورانه، بلکه ابزاری برای بهبود واقعی عملکرد سازمان است. سامانههای پایش هوشمند، تحلیل دادههای تولید، نگهداری پیشبینانه، کنترل خودکار فرایندها و الگوریتمهای بهینهسازی میتوانند از طریق کاهش توقفها، مدیریت بهتر ظرفیتها و استفاده مؤثرتر از مواد و انرژی، بهرهوری را ارتقا دهند.
بخش دیگر این استراتژی به تولید سبز و کاهش آثار زیستمحیطی فعالیتهای تولیدی مربوط میشود. هدفگذاری برای کاهش ۳۰ درصدی شدت انتشار گازهای گلخانهای و کاهش ۱۰ درصدی شدت مصرف انرژی، ضرورت حرکت از مدیریت سنتی مصرف به مدیریت هوشمند و یکپارچه منابع را نشان میدهد. تحقق این اهداف نیازمند پایش دقیق مصارف، شناسایی نقاط پرمصرف، بهینهسازی تجهیزات و فرایندها و استفاده از فناوریهایی است که بتوانند میان میزان تولید، مصرف انرژی و آثار زیستمحیطی ارتباطی روشن و قابل اندازهگیری ایجاد کنند.
تحقق تولید ۱۸ میلیون تن فولاد خام، فراتر از توسعه ظرفیتهای فیزیکی، در گرو ارتقای قابلیت اطمینان تجهیزات، مهار نوسانات فرایندی، بهینهسازی مصرف منابع و بهکارگیری نظام تصمیمگیری سریع و دادهمحور است
در کنار انرژی، مدیریت مواد نیز جایگاه مهمی در تولید سبز دارد. دستیابی به نسبت ۹۸ درصدی کارایی مواد بیانگر آن است که کاهش اتلاف مواد اولیه و استفاده حداکثری از نهادههای تولید باید به یکی از اصول اساسی عملیات تبدیل شود. همچنین هدفگذاری تراز یک میلیون تن قراضه فلزی فرآوریشده در شرکتهای فولادی گروه، بر اهمیت بازگشت مواد به چرخه تولید و تقویت رویکرد اقتصاد چرخشی تأکید دارد. فرآوری و استفاده مؤثر از قراضه میتواند ضمن کاهش نیاز به مواد اولیه، به کاهش مصرف انرژی و محدود شدن آثار زیستمحیطی فرایندهای تولید کمک کند.
توسعه منابع انرژی پاک نیز بخش مهمی از این مسیر است. افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد انرژی مصرفی گروه به ۳۰ درصد، نشاندهنده جهتگیری سازمان برای متنوعسازی منابع انرژی و کاهش وابستگی به الگوهای پرکربن مصرف است. این هدف در کنار کاهش شدت مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای، تصویری منسجم از رویکرد سازمان به تولید سبز ارائه میکند؛ رویکردی که در آن کاهش مصرف، بهبود بهرهوری و تغییر ترکیب منابع انرژی بهصورت همزمان دنبال میشوند.
تعالی عملیات همچنین باید در توان تحقق اهداف تولیدی سازمان نمود پیدا کند. دستیابی به تولید ۱۸ میلیون تن فولاد خام، در کنار اهداف هوشمندسازی و سبز، نیازمند فرایندهایی پایدار، هماهنگ و کماتلاف است. تحقق این میزان تولید تنها با افزایش ظرفیت امکانپذیر نیست؛ بلکه به بهبود قابلیت اطمینان تجهیزات، کنترل نوسانهای فرایندی، استفاده بهینه از مواد و انرژی و تصمیمگیری سریع و مبتنی بر داده نیاز دارد. از این منظر، فناوری هوشمند و تولید سبز، دو مسیر جداگانه نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگر و در خدمت ارتقای عملکرد تولید قرار دارند.
در مجموع، استراتژی «تعالی عملیات و تولید سبز با توسعه نوآوری و فناوریهای هوشمند» سازمان را به سمت الگویی از تولید هدایت میکند که در آن افزایش بهرهوری، کاهش مصرف منابع، کنترل آثار زیستمحیطی و توسعه فناوری بهصورت یکپارچه دنبال میشوند. نسبت ۶۰ درصدی فرایندهای هوشمند، ارتقای بهرهوری با اتکا به فناوری، کاهش شدت انتشار و مصرف انرژی، کارایی ۹۸ درصدی مواد، توسعه استفاده از قراضه و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر، اجزای اصلی این مسیر را شکل میدهند. نتیجه مورد انتظار، شکلگیری عملیاتی است که هوشمندتر، کماتلافتر، بهرهورتر و سبزتر عمل میکند و ظرفیت لازم برای تحقق اهداف تولیدی و توسعه پایدار سازمان را فراهم میسازد.
در نهایت، استراتژی «تعالی عملیات و تولید سبز با توسعه نوآوری و فناوریهای هوشمند» در افق اهداف کلان سازمان، یک نتیجه مشخص را دنبال میکند: ساختن کارخانهای که کماتلافتر، کاراتر، پایداریپذیرتر و رقابتیتر عمل میکند. این مسیر با اتکا به نوآوری علمی و مهندسی، فناوریهای هوشمند و مدیریت مبتنی بر داده، کارخانه را به سمت تولید آیندهنگر سوق میدهد؛ تولیدی که همزمان به رشد اقتصادی و بهبود پایدار عملکرد فرایندی پاسخ میدهد. جمعبندی آن است که استراتژی «تعالی عملیات و تولید سبز با توسعه نوآوری و فناوریهای هوشمند» در افق ۱۴۱۴، یک نقشه راه برای رسیدن به تولید رقابتی و پایدار است: «تولیدی که با اندازهگیری و تحلیل دقیق، از اتلاف میکاهد؛ با پایش و کنترل هوشمند، کیفیت را تثبیت میکند؛ با مدیریت انرژی و محیطزیست بر مبنای داده، سبز بودن را قابل تحقق و قابل دفاع میسازد؛ و در نهایت با نوآوری و حکمرانی دادهمحور، ظرفیت تحقق اهداف کلان سازمان در سطح جهانی را افزایش میدهد.»

نظر شما