پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر در حال نفوذ به بازارهای مالی، صنعت ساختوساز و برنامهریزی شرکتهاست؛ اما تأثیر آن بر دو دسته از دادههایی که بیش از همه مورد توجه فدرال رزرو آمریکا قرار دارند، یعنی تورم و اشتغال، همچنان محدود، پراکنده و متناقض است. به همین دلیل، دستکم در شرایط فعلی، هوش مصنوعی هنوز نتوانسته مسیر سیاست پولی بانک مرکزی آمریکا را تغییر دهد.
رویترز گزارش داد که نادیده گرفتن رونق هوش مصنوعی برای بیشتر بازارهای مالی تقریباً غیرممکن شده است. سهام شرکتهای تولیدکننده تراشه در سراسر جهان طی سال جاری جهش کرده و نوسانات شدیدی را تجربه کردهاند. رشد سود شرکتهای فناوری نیز شتاب گرفته و شرکتهایی که از آنها با عنوان ابرشرکتهای هوش مصنوعی یا AI hyperscalers یاد میشود، برای تأمین مالی توسعه زیرساختهای خود به استقراض گسترده روی آوردهاند و صدها میلیارد دلار منابع مالی برای توسعه این زیرساختها بسیج کردهاند. با این حال، اثر مستقیم این رونق بر شاخصهای کلان اقتصادی که برای سیاستگذاران پولی اهمیت دارد، هنوز چندان بزرگ نیست.
فدرال رزرو چشمانتظار اثرات بلندمدت AI
تردیدی وجود ندارد که سیاستگذاران فدرال رزرو با دقت تحولات هوش مصنوعی را دنبال میکنند؛ زیرا انتظار میرود پذیرش گسترده این فناوری در بلندمدت بر تقاضا برای نیروی کار، بهرهوری، رشد اقتصادی و در نهایت ظرفیت رشد اقتصاد آمریکا تأثیر بگذارد. یکی از کارگروههای کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، که برای بازنگری بلندمدت در چارچوب فکری بانک مرکزی تشکیل شده، بر موضوع بهرهوری و اشتغال تمرکز دارد و قرار است انقلاب هوش مصنوعی را از منظر سیاستگذاری پولی بررسی کند.
با این حال، بیش از نیمی از سال ۲۰۲۶ گذشته و دادههای تورم و بازار کار آمریکا تاکنون تنها نشانههایی محدود از اثرگذاری هوش مصنوعی نشان دادهاند؛ ضمن اینکه نحوه اندازهگیری این آثار نیز خود به یک چالش جدی تبدیل شده است.
گزارش تورم قیمت مصرفکننده آمریکا در ماه ژوئیه که این هفته منتشر شد، افزایش برخی فشارهای قیمتی در بخش رایانه و تجهیزات را نشان داد.
همچنین طی ماههای گذشته در داخل فدرال رزرو بحثهایی درباره نحوه اندازهگیری قیمت «نرمافزار و لوازم جانبی» و تأثیر این گروه بر تورم کالاهای هسته در شاخص مورد علاقه بانک مرکزی، یعنی شاخص مخارج مصرف شخصی (PCE)، شکل گرفته است.
اگرچه روش محاسبه این بخش با انتقادهایی مواجه است، وزن گروه نرمافزار و لوازم جانبی در سبد شاخص PCE حدود ۳۰ برابر وزن آن در شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) است.این گروه در اوایل سال جاری بیش از نیمی از تورم سالانه کالاهای هسته را تشکیل میداد؛ تورمی که در آن مقطع بالاتر از ۵ درصد قرار داشت. با این حال، نکته مهم این است که سهم واقعی نرمافزار و لوازم جانبی از کل سبد PCE تنها ۱.۲ درصد است.
«تورم تراشهای» در کمین کالاها
در همین حال، کمبود تراشههای حافظه در پی رقابت برای توسعه مراکز داده هوش مصنوعی میتواند به سایر کالاهای مجهز به تراشه نیز سرایت کند؛ پدیدهای که میتوان از آن با عنوان «تورم تراشهای» یا Chipflation یاد کرد.افزایش قیمت محصولات شرکت اپل نمونهای از این روند است. این شرکت ماه گذشته قیمت برخی محصولات خود را افزایش داد؛ اقدامی که در بحبوحه جهش هزینه تراشههای حافظه صورت گرفت.
از سوی دیگر، گلوگاههای عرضه در بازار رایانههای فیزیکی و تجهیزات مرتبط با آنها نیز میتواند فشار قیمتی ایجاد کند. اقتصاددانان مورگان استنلی معتقدند گزارش CPI ماه ژوئیه نشان داد افزایش قیمت کالاهای مرتبط با تعرفهها در حال رسیدن به نقطه اوج است؛ اما همزمان قیمتهایی که تحت تأثیر رونق هوش مصنوعی قرار دارند، افزایش یافته و باعث شدهاند برخی گروههای کالایی دوباره با فشار صعودی مواجه شوند.
به گفته آنها، فشار قیمتی ناشی از هوش مصنوعی در حال گسترش به بخشهایی فراتر از نرمافزار و لوازم جانبی است. گزارش تورم ژوئیه نیز افزایش قیمت لوازم الکترونیکی را نشان داد و قیمت رایانههای شخصی و تجهیزات جانبی ۳.۵ درصد در یک ماه افزایش یافت؛ افزایشی که احتمالاً با رشد قیمت محصولات اپل مرتبط بوده است.
وزن ناچیز فناوری در سبد تورم
با وجود این تحولات، سهم بخش فناوری اطلاعات، سختافزار و خدمات در سبد CPI کمتر از ۲ درصد است؛ رقمی که در مقایسه با وزن بسیار بالای بخشهایی مانند مسکن، هزینههای سرپناه و حملونقل ناچیز محسوب میشود و حتی از سهم پوشاک نیز کمتر است.
البته اثر گستردهتر افزایش قیمت تراشهها و فناوری اطلاعات فراتر از این گروهها باید مورد توجه قرار گیرد. هزینه این نهادهها برای شرکتها و همچنین بخشهایی از شاخص قیمت تولیدکننده، مانند کرایه حملونقل هوایی، میتواند مستقیماً در محاسبه شاخص PCE اثرگذار باشد. با این حال، برای فدرال رزرو تفکیک اثر هوش مصنوعی از سایر عوامل اقتصادی و شناسایی آن بهعنوان یک عامل مستقل، کار دشواری خواهد بود.
اما در افق بلندمدت، شاید مهمترین اثر هوش مصنوعی بر بخش دوم ماموریت دوگانه فدرال رزرو، یعنی دستیابی به حداکثر اشتغال، نمایان شود. اگر همانطور که برخی کارشناسان نگرانند، هوش مصنوعی به جای آنکه صرفاً مکمل نیروی انسانی باشد، به جایگزینی کارکنان منجر شود، میتواند رشد دستمزدها و تقاضای خانوارها را کاهش دهد؛ هرچند همزمان بهرهوری شرکتها را افزایش خواهد داد.
در صورت تحقق چنین سناریویی، تأثیر هوش مصنوعی بر سیاست پولی میتواند در جهتی متفاوت از اثر آن بر بهرهوری باشد.
نشانههای تعدیل اشتغال در بخش فناوری
همانند تورم، آثار هوش مصنوعی در برخی نظرسنجیها و دادههای مربوط به استخدام و بازار کار قابل مشاهده است؛ اما اثبات تأثیر آن بر شاخصهای گستردهتر اشتغال و بیکاری همچنان دشوار است.
شرکت جهانی کاریابی و برونسپاری نیروی انسانی Challenger, Gray & Christmas پنجشنبه گذشته اعلام کرد برنامههای کاهش نیروی کار توسط کارفرمایان مستقر در آمریکا در ماه ژوئیه ۲۷ درصد کاهش یافته و به ۳۳ هزار و ۴۲۹ مورد رسیده است؛ این پایینترین سطح طی دو سال گذشته محسوب میشود.
با این حال، این شرکت اعلام کرد برنامههای تعدیل نیرو همچنان عمدتاً در بخش فناوری اعلام میشوند. اندی چلنجر، از مدیران این شرکت، در گزارش مذکور گفت: «هوش مصنوعی همچنان داستان اصلی است، زیرا سرمایهگذاری در این فناوری در حال بازطراحی سازمانهاست.»
البته تأثیر هوش مصنوعی ممکن است فراتر از صنعت فناوری باشد. بخشهایی مانند بیمه و سایر خدمات مالی نیز با کاهش تعداد کارکنان مواجه شدهاند.بر اساس جدیدترین دادههای اشتغال، تعداد مشاغل بخش بیمه طی یک سال گذشته بیش از ۸۰ هزار مورد کاهش یافته است.
استراتژیستهای دویچهبانک نیز به این نکته اشاره کردهاند که نظرسنجی Challenger اکنون هوش مصنوعی را عامل ۳۰ تا ۴۰ درصد از تمام تعدیل نیروهای سه ماه گذشته میداند؛ البته در مواردی که علت تعدیل نیرو مشخص شده باشد.
گزارش Challenger نیز اعلام کرده بود که هوش مصنوعی با سهمی در حدود یکسوم کل تعدیل نیروهای اعلامشده، اصلیترین دلیل کاهش مشاغل بوده است. این پنجمین ماه متوالی بود که هوش مصنوعی در صدر دلایل اعلامشده برای تعدیل نیرو قرار گرفت.
مشکل اندازهگیری همچنان پابرجاست
با این حال، در این بخش نیز مسئله اندازهگیری دقیق میتواند بر برداشت فدرال رزرو از دادهها تأثیر بگذارد. هوش مصنوعی ممکن است در برخی بخشها فشار قابل توجهی بر اشتغال وارد کرده باشد، اما این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که تصویر کلی بازار کار آمریکا همچنان نسبتاً باثبات است؛ از جمله کاهش نرخ بیکاری، پایین بودن درخواستهای بیمه بیکاری و استخدام مناسب در سایر بخشهای اقتصاد.
به همین دلیل، تشخیص اینکه چه میزان از تغییرات بازار کار مستقیماً ناشی از هوش مصنوعی است و چه میزان به سایر عوامل اقتصادی مربوط میشود، برای سیاستگذاران دشوار است.
هوش مصنوعی تقریباً بهطور قطع در سالهای آینده آثار بزرگی بر اقتصاد آمریکا خواهد داشت، اما کارگروه کوین وارش برای دستیابی به تصویری روشن از این تحولات، احتمالاً بیش از آنکه بتواند به دادههای فعلی تکیه کند، ناچار خواهد بود به پیشبینی آینده متوسل شود. در حال حاضر، دادههای اقتصادی آنقدر روشن نیستند که بتوانند در آستانه نشست سیاستگذاری سپتامبر فدرال رزرو، کفه تصمیمگیری را به نفع تغییر مسیر سیاست پولی سنگین کنند.
به این ترتیب، اگرچه هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال تغییر ساختار شرکتها، بازارهای مالی و شیوه تولید است، ردپای آن در دادههای کلیدی تورم و اشتغال هنوز برای تغییر مسیر سیاست پولی فدرال رزرو به اندازه کافی بزرگ و قابل تفکیک نیست.
نظر شما