پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در ادبیات توسعه صنعتی، برخی فناوریها صرفاً یک ابزار جدید هستند، اما برخی دیگر قواعد بازی را تغییر میدهند. هوش مصنوعی، پردازش تصویر و تحلیل داده از جمله فناوریهایی هستند که در سالهای اخیر نه تنها شیوه تولید، بلکه منطق تصمیمگیری در صنایع مختلف را متحول کردهاند. صنعت معدن نیز از این قاعده مستثنی نیست. امروزه رقابت میان شرکتهای معدنی جهان دیگر صرفاً بر سر حجم ذخایر یا تعداد ماشینآلات نیست؛ رقابت اصلی بر سر توانایی تبدیل داده به تصمیم و تصمیم به مزیت رقابتی است.
در همین چارچوب، طرح «سامانه هوشمند تشخیص کیفیت بار معدن مبتنی بر پردازش تصویر» که توسط شرکت فولادسنگ مبارکه مطرح و توسعه داده شده، را میتوان یکی از نمونههای جدی ورود صنعت معدن ایران به زیستبوم معدنکاری دادهمحور دانست. این پروژه در ظاهر یک ابزار کنترل کیفیت است، اما در واقع نشانهای از یک تغییر پارادایم در نحوه نگاه به استخراج و ارزیابی ماده معدنی محسوب میشود.
سالهاست که در بسیاری از معادن، ارزیابی کیفیت بار استخراجی بر پایه تجربه کارشناسان و مشاهده چشمی انجام میشود. روشی که اگرچه حاصل دههها دانش میدانی و تجربه عملی است، اما به همان اندازه در معرض خطای انسانی، تفاوت برداشت افراد و نبود شاخصهای استاندارد قرار دارد. پژوهش انجامشده در فولادسنگ مبارکه نیز به همین چالش اشاره میکند؛ جایی که کیفیت بار همچنان در بسیاری از موارد بر اساس مشاهده ظاهری و تجربه فردی تعیین میشود و همین موضوع میتواند موجب ناهمگونی در نتایج ارزیابی شود.
در نگاه نخست، این مسئله شاید یک موضوع فنی و محدود به واحد استخراج به نظر برسد، اما واقعیت آن است که کیفیت بار معدن، نقطه آغاز زنجیره ارزش در صنایع معدنی و فولادی است. هرگونه خطا در تشخیص کیفیت ماده معدنی، در ادامه مسیر به کاهش راندمان فرآوری، افزایش مصرف انرژی، کاهش بازیابی مواد و تحمیل هزینههای مضاعف منجر میشود. به بیان دیگر، یک تصمیم اشتباه در معدن میتواند دهها تصمیم بعدی را در کارخانه تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، طراحی و توسعه نرمافزار بومی تشخیص کیفیت بار معدن مبتنی بر پردازش تصویر توسط شرکت فولادسنگ مبارکه را باید فراتر از یک پروژه فناورانه ارزیابی کرد. اهمیت این دستاورد در آن است که یک فرآیند مبتنی بر قضاوت انسانی را به یک فرآیند مبتنی بر داده تبدیل میکند. این سامانه با استفاده از تصاویر ثبتشده توسط تلفن همراه، طیف رنگی بار استخراجی را با نمونه مرجع مقایسه کرده و میزان تطابق را بهصورت کمی محاسبه میکند. بدون نیاز به اینترنت، بدون تجهیزات پیچیده و بدون وابستگی به زیرساختهای گرانقیمت.
اما ارزش واقعی این فناوری در «تشخیص رنگ» خلاصه نمیشود. آنچه اهمیت دارد، تولید دادههای استاندارد و قابل استناد از دل عملیات روزمره معدن است. هر بار که یک تصویر ثبت میشود و یک شاخص عددی تولید میگردد، در واقع بخشی از حافظه دیجیتال معدن شکل میگیرد. این دادهها در آینده میتوانند مبنای تحلیل روندها، ارزیابی عملکرد جبهههای کاری، پایش کیفیت استخراج و حتی پیشبینی رفتار ذخیره معدنی باشند.
جهان امروز معدنکاری دقیقاً در همین مسیر حرکت میکند. شرکتهای بزرگ معدنی دنیا با بهرهگیری از فناوریهای بینایی ماشین و تحلیل داده تلاش میکنند تا تصمیمگیری را از سطح تجربه فردی به سطح تحلیل سیستمی ارتقا دهند. هدف نهایی، ایجاد معدنی است که بتواند خود را بسنجد، عملکرد خود را تحلیل کند و پیش از بروز خطا، نسبت به آن هشدار دهد.
نکته قابل تأمل در طرح ارائهشده توسط فولادسنگ مبارکه، رویکرد بومی و اقتصادی آن است. بسیاری از سامانههای پیشرفته کنترل کیفیت در جهان مبتنی بر دوربینهای صنعتی، تجهیزات تخصصی و زیرساختهای پرهزینه هستند؛ موضوعی که پیادهسازی گسترده آنها را در بسیاری از معادن دشوار میسازد. اما راهکار ارائهشده در این پروژه بر استفاده از امکانات موجود و در دسترس تمرکز دارد؛ رویکردی که میتواند سرعت توسعه فناوری در معادن کشور را به شکل محسوسی افزایش دهد.
از منظر کلان، این دستاورد یک پیام مهم برای صنعت معدن ایران دارد؛ آینده بهرهوری الزاماً در گرو خرید تجهیزات گرانقیمت خارجی نیست. گاهی یک ایده بومی که مسئلهای واقعی را حل کند، میتواند ارزشآفرینی بیشتری نسبت به پیچیدهترین فناوریهای وارداتی داشته باشد. تجربه بسیاری از کشورهای پیشرو نیز نشان میدهد که تحول دیجیتال از پروژههای کوچک اما اثربخش آغاز میشود و سپس به یک اکوسیستم هوشمند توسعه مییابد.
آنچه این پروژه را برای آینده جذابتر میکند، ظرفیت توسعه آن در مسیر هوش مصنوعی است. معماری سامانه به گونهای طراحی شده که در نسخههای بعدی بتوان از الگوریتمهای یادگیری ماشین و یادگیری عمیق برای افزایش دقت تشخیص، تحلیل همزمان رنگ و بافت سنگ، پیشبینی کیفیت بار و اتصال به سامانههای مدیریت معدن استفاده کرد.
در واقع، این نرمافزار را میتوان نقطه آغاز یک مسیر دانست؛ مسیری که در آن معدن از یک محیط صرفاً عملیاتی به یک سامانه هوشمند تولید داده تبدیل میشود. در چنین مدلی، هر تصویر، هر اندازهگیری و هر تحلیل، بخشی از سرمایه دانشی سازمان خواهد بود.
شاید مهمترین دستاورد این پروژه نه یک نرمافزار، بلکه تغییر یک نگرش باشد؛ نگرشی که باور دارد تصمیمگیری در معدن باید از اتکا به حدس و گمان فاصله بگیرد و بر پایه داده، تحلیل و فناوری استوار شود. این همان مسیری است که امروز رهبران صنعت معدن جهان در آن گام برمیدارند و بیتردید آینده معدنکاری ایران نیز از همین مسیر عبور خواهد کرد.
معدنکاری هوشمند از لحظهای آغاز میشود که یک تصمیم تجربی به یک تصمیم دادهمحور تبدیل شود؛ و گاهی این تحول بزرگ، تنها با دوربین یک تلفن همراه آغاز میشود.
*کارشناس دفتر فنی بهرهبرداری شرکت فولادسنگ
نظر شما