یادداشت؛

ناترازی برق و ضرورت تغییر پارادایم

مسعود سرپاک*
ناترازی برق و ضرورت تغییر پارادایم
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۶

با آغاز هر تابستان، بحث کمبود انرژی‌الکتریکی و محدودیت صنایع دوباره به یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران تبدیل می‌شود؛ اما مسئله تنها کمبود ظرفیت نیروگاهی نیست، بلکه نبود یک معماری پایدار برای «امنیت انرژی صنعتی» است. تجربه جهانی نشان می‌دهد عبور از ناترازی انرژی تنها با ساخت نیروگاه ممکن نیست و نیازمند حرکت به سمت اکوسیستم‌های انرژی صنعتی، توسعه تجدیدپذیرها، ذخیره‌سازی و مشارکت فعال صنایع در تولید و مدیریت انرژی است.

پایگاه تحلیلی‌خبری ایراسین؛ هر سال با آغاز تابستان و در سال‌های اخیر حتی در زمستان، بحث کمبود انرژی الکتریکی(برق) و محدودیت صنایع دوباره به صدر اخبار باز گشته است؛ فولادسازان از کاهش تولید سخن می‌گویند، صنایع معدنی از توقف خطوط فرآوری گلایه دارند، واحدهای سیمانی و پتروشیمی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌شوند و در نهایت، همه نگاه‌ها به صنعت انرژی‌الکتریکی(برق) دوخته می‌شود؛ اما شاید بزرگ‌ترین خطای سیاست‌گذاری در سال‌های گذشته، تعریف نادرست مسئله بوده است.

مسئله اصلی کشور، صرفاً کمبود برق نیست، اگر مسئله تنها کمبود برق بود، با احداث چند نیروگاه جدید باید بخش عمده مشکلات حل می‌شد؛ در حالی که تجربه سال‌های اخیر نشان داده است حتی با افزایش ظرفیت نصب‌شده، اقتصاد ایران همچنان با بحران تأمین پایدار انرژی روبه‌رو است، بلکه مسئله واقعی، فقدان یک معماری پایدار برای تاب‌آوری انرژی صنعتی است؛ در جهان امروز، امنیت انرژی دیگر به معنای تولید هرچه بیشتر برق نیست؛ بلکه به معنای توانایی اقتصاد برای حفظ تولید در شرایط بحران، اختلال، تغییرات اقلیمی، محدودیت سوخت و رشد سریع تقاضاست.

از اقتصاد برق ارزان تا اقتصاد امنیت انرژی

مدل تاریخی توسعه صنعتی ایران بر این فرض استوار بود که دولت برق تولید کند و صنعت مصرف‌کننده آن باشد؛ الگویی که در دوره جمعیت کمتر، شدت مصرف پایین‌تر، امکان سرمایه‌گذاری دولتی در زیرساخت‌ها و محدود بودن ریسک‌های اقلیمی و ژئوپلیتیکی کارآمد بود؛ اما امروز با رشد تقاضای برق فراتر از توسعه زیرساخت‌ها، محدودیت سوخت و آب نیروگاه‌ها، فراتر رفتن نیاز سرمایه‌گذاری صنعت برق از ظرفیت بودجه عمومی و تبدیل خاموشی از مسئله‌ای فنی به تهدیدی اقتصادی و راهبردی، ایران ناگزیر است از «اقتصاد برق ارزان» به «اقتصاد امنیت انرژی» مهاجرت کند.

جهان چگونه با ناترازی انرژی مواجه شد

تجربه کشورهایی مانند آلمان، آمریکا، چین، هند و کره‌جنوبی نشان می‌دهد ناترازی انرژی صرفاً با ساخت نیروگاه حل نمی‌شود. آلمان پس از بحران انرژی جنگ اوکراین، هم‌زمان توسعه تجدیدپذیرها، ذخیره‌سازی، قراردادهای بلندمدت خرید برق و مدیریت مصرف را دنبال کرد. چین در کنار افزایش عظیم ظرفیت نیروگاهی، صنایع بزرگ را به سرمایه‌گذاری مستقیم در تولید برق و ایجاد اکوسیستم‌های انرژی صنعتی سوق داد. هند با اصلاح بازار برق و جذب سرمایه خصوصی ظرفیت تولید را افزایش داد و آمریکا نیز پس از خاموشی‌های گسترده، توسعه ریزشبکه‌ها، ذخیره‌سازها و تاب‌آوری محلی را در دستور کار قرار داد؛ وجه مشترک همه این تجربه‌ها، عبور از نگاه صرف به «انرژی الکتریکی» و حرکت به سمت «امنیت انرژی» است.

در ایران نیز توسعه نیروگاه‌های اختصاصی صنایع گامی درست و ضروری است، اما کافی نیست. در دهه آینده، کارخانه‌های موفق تنها مالک نیروگاه نخواهند بود، بلکه به یک اکوسیستم کامل انرژی مجهز می‌شوند؛ اکوسیستمی شامل نیروگاه حرارتی پربازده، ظرفیت خورشیدی یا بادی، سامانه ذخیره‌سازی انرژی، مدیریت هوشمند مصرف و اتصال فعال به بازار برق. به این ترتیب، کارخانه آینده صرفاً مصرف‌کننده انرژی نیست، بلکه به بازیگری مؤثر در بازار انرژی تبدیل می‌شود.

تاب‌آوری بیشتر با شهرک‌های انرژی

یکی از مهم‌ترین خلأهای سیاست‌گذاری انرژی در ایران، نگاه منفرد به تأمین برق صنایع است؛ در حالی که آینده متعلق به شهرک‌های انرژی صنعتی است. در این الگو، مجموعه‌ای از صنایع همجوار به‌جای سرمایه‌گذاری پراکنده، یک زیرساخت مشترک انرژی ایجاد می‌کنند. این زیرساخت می‌تواند شامل نیروگاه‌های مقیاس بزرگ مشترک، مزارع خورشیدی منطقه‌ای، ذخیره‌سازهای انرژی، سامانه‌های مدیریت بار و شبکه تبادل انرژی درون‌منطقه‌ای باشد.

مزیت این مدل، کاهش هزینه سرمایه‌گذاری، افزایش قابلیت اطمینان و کاهش فشار بر شبکه سراسری است. چنین الگویی می‌تواند در مناطق صنعتی بزرگ کشور از جمله زنجیره فولاد اصفهان، صنایع معدنی کرمان، صنایع فلزی یزد، صنایع انرژی‌بر خوزستان و کریدور صنعتی سواحل جنوبی کشور اجرا شود.

*کارشناس انرژی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای باشگاه‌تحلیلگران

یادداشت

تازه‌ترین‌ها باشگاه‌تحلیلگران

ویدیوی صفحه

دیدگاه