پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در سالهای اخیر، نگاه به قاره آفریقا در ادبیات اقتصادی ایران بهتدریج از سطح «بازار صادراتی سنتی» فراتر رفته و به سطح یک «مکمل اقتصادی راهبردی» ارتقا یافته است؛ مکملی که میتواند همزمان دو نیاز کلیدی اقتصاد ایران یعنی امنیت غذایی و تأمین مواد اولیه معدنی را در ازای صادرات خدمات فنی-مهندسی و انرژی پوشش دهد. در این چارچوب، ظرفیت همکاری میان ایران و آفریقا نه صرفاً در مبادلات ارزی، بلکه در قالب یک تراز تجاری بالقوه ۲۵ میلیارد دلاری مبتنی بر تهاتر قابل تعریف است.
بررسی ظرفیتهای بازار آفریقا نشان میدهد که سه حوزه بیشترین آمادگی را برای جذب محصولات و خدمات ایرانی دارند. نخست، زیرساخت و انرژی است؛ بخشی که با کمبود جدی نیروگاهها، پالایشگاهها و زیرساختهای انتقال انرژی در بسیاری از کشورهای آفریقایی مواجه است.
دوم، صنایع ساختمانی است که با توجه به پروژههای گسترده مسکنسازی و توسعه شهری در غرب و شرق این قاره، تقاضای بالایی برای مصالح و خدمات مهندسی ایجاد کرده است. سوم نیز محصولات شیمیایی و پتروشیمی بهویژه کودهای شیمیایی و قیر است که نقش مهمی در بازسازی زیرساختهای کشاورزی و حملونقل آفریقا دارند.
تحلیل منطقهای نشان میدهد که فرصتهای همکاری ایران با آفریقا در سه ناحیه قابل تفکیک است. در شرق آفریقا کشورهایی مانند اوگانادا، کنیا و تانزانیا با نیازهای گسترده در حوزه انرژی و کشاورزی، ظرفیت بالایی برای همکاری دارند؛ بهویژه در پروژههای زیرساختی نظیر پالایشگاهها.
در غرب آفریقا کشورهایی مانند غنا، بنین و گینه با ذخایر معدنی و محصولات کشاورزی همچون بوکسیت و پنبه، زمینه مناسبی برای تبادل مواد اولیه فراهم میکنند. در جنوب آفریقا نیز بهویژه آفریقای جنوبی، امکان همکاری در حوزه فناوریهای معدنی و صادرات فرآوردههای صنعتی وجود دارد.
مزیتهای رقابتی ایران در برابر بازیگران جهانی
ایران در مقایسه با رقبا، بهویژه کشورهای آسیایی و اروپایی، چند مزیت کلیدی دارد. نخست، هزینه تمامشده پایینتر به دلیل انرژی ارزان داخلی است که امکان رقابتپذیری بالاتری در کالاهای انرژیبر ایجاد میکند.
دوم، انعطاف در مدل تسویه است؛ جایی که مدل تهاتر کالا در برابر خدمات میتواند محدودیت نقدینگی دولتهای آفریقایی را کاهش دهد. سوم، تناسب فناوریهای مهندسی ایران با اقلیم آفریقا است؛ بهگونهای که خدماتی مانند سدسازی، نیروگاههای کوچک و پروژههای انتقال انرژی، از نظر هزینه و اجرا با شرایط این کشورها سازگارتر از نمونههای اروپایی ارزیابی میشود.
در بخش خدمات، صدور خدمات فنی و مهندسی در حوزههایی مانند سدسازی، انتقال برق و پالایشگاههای کوچک (Mini-Refineries) بیشترین ظرفیت را دارد. در بخش کالا نیز محصولات پتروشیمی، مصالح ساختمانی، مواد غذایی فرآوریشده، تراکتور و ادوات کشاورزی از مزیت رقابتی بالاتری برخوردارند.
یکی از مهمترین محورهای تحول در این مسیر، نقش شرکتهای دانشبنیان است. این شرکتها میتوانند با تمرکز بر حوزههایی مانند زیستفناوری (کودهای زیستی و بذرهای اصلاحشده) و فناوری سلامت (تجهیزات پزشکی و دارو)، بخشی از بازار آفریقا را از انحصار بازیگران سنتی اروپایی خارج کنند. در این رویکرد، هدف صرفاً صادرات کالا نیست، بلکه انتقال الگوی تولید و ایجاد ظرفیت صنعتی در مقیاس محلی است؛ به بیان دیگر، صادرات «کارخانه» به جای صرفاً «کالا».
برای تبدیل ظرفیتهای بالقوه به واقعیت اقتصادی، مجموعهای از اقدامات سیاستی ضروری به نظر میرسد. نخست، ایجاد خطوط اعتباری با ضمانت دولتی برای پروژههای بزرگ عمرانی و صنعتی است. دوم، راهاندازی مسیرهای مستقیم حملونقل دریایی و هوایی برای کاهش وابستگی به هابهای واسطهای.
در گام بعد، تأسیس بانک یا صندوق مشترک ایران و آفریقا میتواند بستر تسویههای پایاپای و کاهش وابستگی به نظام مالی بینالمللی را فراهم کند. در نهایت، حرکت به سمت کنسرسیومسازی شرکتهای ایرانی اهمیت دارد تا از رقابت داخلی مخرب در بازارهای هدف جلوگیری شده و حضور ایران با یک راهبرد واحد و منسجم دنبال شود.
در مجموع، آفریقا دیگر صرفاً یک بازار صادراتی در حاشیه اقتصاد جهانی نیست، بلکه بهعنوان یک شریک مکمل میتواند نقش مهمی در بازتعریف جایگاه اقتصادی ایران ایفا کند. ترکیب مزیتهای انرژی، خدمات فنی، فناوریهای نوین و ظرفیتهای معدنی این قاره، زمینهای فراهم کرده که در صورت طراحی یک راهبرد منسجم، امکان شکلگیری یک الگوی همکاری برد-برد و پایدار میان ایران و کشورهای آفریقایی وجود دارد.
رئیس اتاق مشترک ایران و آفریقا*
نظر شما