به گزارش خبرنگار ایراسین، پنجم اسفند از تقویم برمیخیزد، اما در کورههای داغ فولاد، تقویمها با نرخِ ذوب شدنِ سنگآهن و شکلگیریِ اسلبهای سرخ، سنجیده میشوند. اینجا، در میان غرشِ نوردگرها و بخارِ بلند شده از بویِ گوگرد و روغنِ صنعتی، روز مهندس معنای دیگری دارد؛ معنایی که در آمار و ارقام خلاصه نمیشود، بلکه در عرقِ پیشانیِ کسانی نهفته است که تصمیم گرفتهاند ایران را با آهن بسازند.
گذار از کارگرمَحوری به دانشمَحوری؛ داستانی ناتمام
بیایید صادق باشیم؛ سالهای نهچندان دور، تصویر یک مهندس در کارخانه، تصویر مردی بود با کلاهِ ایمنی و گرهکجِ کلیدی که نگاهی به نقشهها میانداخت و دستور کار میداد. اما امروز، روایت تغییر کرده است. در اکوسیستمِ پیچیده و تحت فشارِ فولاد مبارکه، مهندس دیگر فقط یک ناظر نیست؛ او «معمارِ مقاومت» است. وقتی تحریمها درهای واردات را بستند، مهندسان ما به جای تسلیم شدن، آستینها را بالا زدند. آنها به جای سفارش قطعه از اروپا، خود دست به آچار شدند و با «مهندسی معکوس»، قلب تپندهی خطوط تولید را دوباره به کار انداختند. این داستان، داستان گذار از یک صنعتِ کارگرمحور به یک صنعتِ دانشمحور است؛ جایی که دانشِ بومی، جایگزین دلارهای نفتی شده است.
وقتی اسلب به طلا تبدیل میشود
اما مهندسان فولاد مبارکه فقط به فکرِ دوام آوردن نبودند؛ آنها رویایِ رشد کردن داشتند. روایتِ تحول در این شرکت، روایتِ تغییرِ ذهنیت است. مهندسان متالورژی و تولید در سالهای اخیر به این نتیجه رسیدند که فروشِ سنگِ آهن و اسلب خام، مثل فروشِ هویتِ ملی است. آنها با تغییرِ پارامترهای دما و فشار در کورهها و خطوط نورد، جادو کردند. اسلبهایی که روزی قرار بود به قیمتِ نازل فروخته شوند، اکنون به ورقهای گالوانیزه، رنگی و گریدهای خاصِ خودرویی تبدیل شدهاند که حرفِ اول را در صنایع لوازم خانگی و خودروسازی کشور میزنند. این تغییرِ پارادایم، دستاوردِ نگاهِ مهندسی است که میداند ارزشِ واقعی فولاد در فرآوری آن است، نه در استخراجش.

مهندسی در میدان مینِ تحریمها
تصور کنید خط تولیدی که برای چرخش، به قطعهای حساس از یک شرکت آلمانی نیاز دارد، اما تحریمها اجازهی ورود نمیدهند. اینجا دقیقاً جایی است که مهندسی ایرانی معنا پیدا میکند. مهندسان مکانیک و برقِ فولاد مبارکه، در شرایطی که همه منتظرِ توقفِ چرخها بودند، با خلاقیت و استقامت، قطعات را در داخل کشور بازطراحی و ساختند. آنها ثابت کردند که مهندسی در ایران، فقط علمِ حلِ مسئله نیست؛ بلکه هنرِ «خلقِ راهکار در بنبست» است. آنها با بومیسازی تکنولوژی، وابستگی را به یک افسانه تبدیل کردند و به صنعت آموختند که میتوان روی پای خود ایستاد.
نگاهی به آینده؛ مهندسانِ هوشمند و سبز
این داستان هنوز پایان نیافته است. امروز، چالشهای جدیدی در افق نمایان شدهاند. نوسانات ارزی، الزامات زیستمحیطی سختگیرانه و تهدیداتی مانند «مکانیزم کربن مرزی» اروپا، مهندسان ایرانی را بر آن میدارد که به سطح بالاتری از تفکر برسند. مهندسِ آیندهی فولاد، کسی است که با استفاده از هوش مصنوعی و دادههای کلان، نه تنها محصول میسازد، بلکه انرژی مصرفی را بهینه میکند و ردپای کربن را کاهش میدهد تا فولاد ایران در بازارهای جهانی، نه به خاطر ارزانی، بلکه به خاطر کیفیت و پایداری، شناخته شود.
در نهایت، پنجم اسفند برای جامعه مهندسی فولاد، روزِ گرفتنِ هدیه نیست؛ روزِ تکریمِ کسانی است که در سکوت، ستونهای صنعت را نگه داشتهاند. مهندسان فولاد مبارکه و سایر صنایع، با علم و ایمان خود، ثابت کردهاند که میتوان در طوفانِ تحریمها، نه تنها کشتی را غرق نکرد، بلکه آن را به ساحلِ موفقیت رساند. آنها قصهگویانِ قدرتِ نرمِ ایران هستند؛ قدرتی که از دلِ کورهها میجوشد و آیندهای روشن را برای میهن رقم میزند.
نظر شما