ماهنامه کارخانه؛ در سیلیکونولی، گروهی از دانشمندان داده روی صفحهنمایشها زل زدهاند و الگوریتمهایی طراحی میکنند که میتواند میلیاردها دلار سود ایجاد کند. هزاران کیلومتر آنطرفتر، پیانیستی ۲۰ ساله در پاریس با چند لمس کلیدها میلیونها دلار درآمد دارد. این تصاویر، نمایی از تغییر بنیادین جهان اقتصاد و نوآوری است: موفقیت اقتصادی امروز بیش از هر زمان دیگری در دستان افراد است، نه شرکتها.
راز رشد اقتصادی ساده به نظر میرسد: نوآوری. اما راز نوآوری، خلاقیت و ان--گیزه معدود افراد مستعد است که میتوانند جهان را تغییر دهند. با این حال، حتی وقتی دولتها میلیاردها دلار برای توسعه کارخانههای تراشه، معادن کمیاب و طرحهای صنعتی بزرگ سرمایهگذاری میکنند، استعداد انسانی به خوبی استفاده نمیشود و هدررفت آن هر روز بیشتر میشود.
بازار داغ مغزها به خوبی نشان میدهد که موفقیت تجاری و اقتصادی چگونه به افراد منتقل شده است. در رقابت جهانی برای سلطه بر هوش مصنوعی، غولهای فناوری آمریکا تیمهای کوچک اما نخبهای از دانشمندان داده تشکیل میدهند. در والاستریت، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر برای جذب معاملهگران نخبه رقابت میکنند و مبالغ هنگفتی پرداخت میکنند. در علم نیز، یک درصد برتر پژوهشگران بیش از یکپنجم ارجاعات علمی را تولید میکنند. در چین، دانشمندانی که از تجربهای در غرب بازمیگردند، مانند قهرمانان ملی تقدیر میشوند.
پاداش ستارهها روزبهروز بزرگتر میشود. بهترین جراحان و پیانیستها همواره بالاترین دستمزدها را داشتهاند، اما امروز اثر ستارهای به شدت افزایش یافته است. برخی برنامهنویسان ۲۰ ساله دستمزدهایی با ۷، ۸ یا حتی ۹ رقم دریافت میکنند. تعداد هنرمندانی که در اسپاتیفای بیش از ۱۰ میلیون دلار در سال درآمد دارند، سه برابر تعداد کسانی است که بیش از ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارند. در حرفه حقوق، پول هنگفت بیشتر به دست بهترین وکلا میرسد و عملکرد آنها بسیار فراتر از شرکای شرکتهای رده دوم است.
بخشی از این وضعیت بازتاب هیجان بازارهای مالی آمریکاست: شرکتها با سرمایه زیاد میتوانند برای جذب استعداد هزینه کنند. اما روندی عمیقتر نیز در کار است. منابع محاسباتی عظیم ظرفیت مغزهای هوشمند صندوقهای سرمایهگذاری را برای طراحی و اجرای معاملات چند برابر میکند و به آنها کمک میکند استعداد خود را به سودهای عظیم تبدیل کنند. توزیع دیجیتال ارزان، بازارهای بزرگتری برای خالقان فردی ایجاد کرده است. اندازه پاداشهای بالقوه در هوش مصنوعی، حتی بالاترین دستمزدهای فردی را کوچک جلوه میدهد.
با گسترش هوش مصنوعی از مرحله کشف به بهرهبرداری، اثر مشابهی ممکن است در کل اقتصاد مشاهده شود. فناوری به ستارههای برتر اجازه میدهد عملکرد خود را افزایش دهند و حتی با تیمهای کوچکتر شرکتها را اداره کنند. این فرصت طلایی نه تنها برای افراد با استعداد و خوششانس، بلکه برای کل اقتصاد حیاتی است: اگر میخواهیم رشد معنادار اقتصاد در جهانی که جمعیت کارگر آن در حال کاهش است حفظ شود، نوآوری و بهرهبرداری از استعدادها ضروری است.
با این حال، مشکل این است که با وجود ذخیره عظیم استعداد در جهان، تعداد کمی به پتانسیل واقعی خود دست مییابند. نوآوری علمی هنوز در دست افراد مرفه غربی است و بسیاری از استعدادها شناسایی نمیشوند یا موانع مالی و لجستیکی مسیر پیشرفتشان را سد میکند. نتیجه، هدررفت تراژیک استعدادها در کشورهای فقیر و ثروتمند است. طبق برآوردی، دانشآموزان کشورهای فقیر که در مسابقات ریاضی به اندازه همتایان ثروتمند خود موفقاند، تحقیقات کمتری منتشر میکنند و احتمال دریافت دکترا از دانشگاههای برتر برای آنها نصف است. مطالعه دیگری نشان میدهد اگر شکافهای طبقاتی، جنسیتی و نژادی آمریکا در اختراعات بسته شود، تعداد نوآوران این کشور چهار برابر خواهد شد.
سیاستمداران غالباً این هدررفت را نادیده میگیرند. یکی از ناکامیها، محدودیتهای مهاجرت است. شرکتها و دانشگاهها باید بتوانند از منابع جهانی استعداد بهرهبرداری کنند. بدون چنین فرصتی، بسیاری از رؤسای ستارهای چهار شرکت بزرگ فناوری آمریکا امروز در موقعیتهای خود نبودند. برآوردها نشان میدهد که تسهیل مهاجرت، با حذف موانع مالی برای دانشجویان با استعداد، میتواند تولید علمی نسلهای آینده را تا ۵۰ درصد افزایش دهد. اما برنامههای ویژه مهاجرت اغلب نیمهکاره و بوروکراتیک هستند، زیرا مهاجرت در جامعه محبوبیت ندارد. جستوجوی نابغه در داخل کشور نیز ناکافی است. مسابقات و برنامههای شناسایی استعداد، به طرز شگفتآوری در شناسایی وعده اولیه خوب عمل میکنند. برندگان مدال طلای المپیادهای بینالمللی ریاضی اغلب موفقتر از دانشجویان MIT هستند و نیمی از بنیانگذاران OpenAI تجربه حضور در چنین مسابقاتی را داشتهاند. اما اکثر کشورها در مدیریت استعداد نظاممند عمل نمیکنند. ثروتمندان همه مزایا را دارند و بقیه به انگیزه فردی و کمی شانس وابستهاند.
آمریکا نمونهای است از آنچه باید از آن اجتناب کرد. کشوری که بر پایه مهاجرت ساخته شده و فرهنگ شایستهسالاری دارد، باید در جذب استعداد برنده باشد. اما وسواس بر تنوع و شمول، برنامههای ویزای پیچیده و سیاستهای محدودکننده باعث کند شدن پیشرفت دانشآموزان و پژوهشگران با استعداد شده است. در عین حال، کشورهای دیگر، از چین گرفته تا بریتانیا و فرانسه، تلاش میکنند استعدادهای خارجی را جذب کنند، اما هنوز جای زیادی برای بهبود وجود دارد.
استعدادها آمادهاند تا شکوفا شوند. بهرهبرداری صحیح از آنها میتواند نوآوری و رشد اقتصادی را به طرز شگفتآوری افزایش دهد. جهان باید هر چه سریعتر به این واقعیت پی ببرد؛ وگرنه میلیونها مغز با استعداد همچنان هدر خواهند رفت.
نظر شما