به گزارش ایراسین، خبرگزاری «آرگوس» (Argus) با خوزه نالدین، مدیرعامل شرکت فرانسوی آهن اسفنجی مستقیم (DRI) موسوم به «گراویهای» (GravitHy) گفتگو کرد تا استراتژی، موقعیت هزینهای و برنامههای مشارکت این شرکت را در منظر رقابتی سریعاً متغیر بررسی کند. این شرکت در حال پیشرفت با کارخانه خود در «فوس-سور-مر» (Fos-sur-Mer) است که برنامهریزی شده است تا سال ۲۰۳۰ آغاز به تولید کند. مشروح این گفتگو در ادامه میآید:
استراتژی متفاوت: استفاده از هیدروژن سبز از روز اول
سؤال: بسیاری از پروژههای فولاد سبز، بهدلیل قیمت بالای هیدروژن، تولید را با گاز طبیعی آغاز کرده و بهتدریج به سمت هیدروژن حرکت میکنند. آیا گراویهای نیز چنین رویکردی دارد یا از همان ابتدا بر هیدروژن سبز تکیه میکند؟
پاسخ: ما مسیر متفاوتی را انتخاب کردهایم. در حالی که اغلب پروژهها راهبردی تدریجی در پیش گرفتهاند، گراویهای از ابتدا بر استقلال انرژی و کربنزدایی کامل متمرکز است. از نظر ما، فناوری تولید هیدروژن و بهکارگیری آن در فرآیند DRI به سطح بلوغ رسیده و توجیه فنی و عملیاتی دارد؛ به همین دلیل، استراتژی شرکت آغاز تولید با هیدروژن سبز از روز نخست است. یکی از مزیتهای کلیدی سایت ما در فرانسه، دسترسی به برق پایه پایدار است که امکان تولید و مصرف هیدروژن در محل را فراهم میکند؛ رویکردی که هم از منظر هزینهای مقرونبهصرفهتر و هم از نظر فنی قابلاتکاتر است. البته همچنان از مقدار محدودی گاز طبیعی برای کربندهی به محصول استفاده خواهد شد، اما نقش گاز صرفاً به فرآیند کربوراسیون محدود است و هیدروژن از ابتدا عامل اصلی احیا خواهد بود. بر همین اساس، نصب ظرفیت قابلتوجهی از الکترولایزرها در دستور کار قرار گرفته است.
اهمیت سیاستهای اتحادیه اروپا در حفظ رقابتپذیری
سؤال: رقابتپذیری گراویهای به شدت به قیمت برق و هیدروژن در اتحادیه اروپا وابسته است. کدام ابزارهای سیاستی و اقدامات تجاری اتحادیه اروپا بیشترین حمایت را از موقعیت هزینهای شما دارند؟
پاسخ: تولید DRI/HBI دو هزینه اصلی دارد: انرژی و هزینه سرمایه. سنگ آهن یک کالای جهانی است، بنابراین برق به عامل تمایز تبدیل میشود. به همین دلیل است که انتخاب فرانسه، با ترکیب برق رقابتی و کربنزدای مبتنی بر انرژی هستهای، حیاتی است.
اما رقابتپذیری همچنین به زمین بازی مساوی (Level playing field) نیاز دارد. بدون سیاستهای قوی که تضمین کند دیگران نیز همان قوانین کربنزدایی را رعایت میکنند، تولیدکنندگان اروپایی در disadvantaged قرار میگیرند. اروپا باید به «معامله سبز» (Green Deal) و «Fit for 55» متعهد بماند، زیرا کربنزدایی نه تنها درباره آب و هوا، بلکه درباره تابآوری صنعتی، حاکمیت و امنیت نیز هست.
اصول در «معامله صنعتی پاک» (Clean Industrial Deal) و «طرح عمل فولاد و فلزات» (Steel and Metals Action Plan) ترسیم شده است. اکنون مهمترین چیز اجرا است. ما در انتظار «قانون شتابدهنده صنعتی» (Industrial Accelerator Act) هستیم تا مکانیسمهای بازار پیشرو را جزئیسازی کند و فولاد سبز را به گونهای تعریف کند که به زنجیرههای ارزشی تابآور اروپایی انگیزه دهد.
مقابله با رقابت در برابر واردات DRI ارزان از شمال آفریقا
سؤال: شمال آفریقا، بهویژه الجزایر، با شتاب در حال مقیاسدهی تولید DRI کمکربن است. با توجه به عرضه روبهرشد DRI و HBI کمهزینه و آماده استفاده از هیدروژن در بازارهای نزدیک، گراویهای چگونه میتواند در شرایطی که هزینه تولید بالاتری دارد، جایگاه رقابتی خود را حفظ کند؟
پاسخ: رقابتپذیری باید در مقیاس جهانی ارزیابی شود و در اینجاست که نقش سیاستها برجسته میشود. مواد وارداتی باید مشمول همان هزینههای کربن و نیز الزامات ایمنی و کیفیت باشند. از سوی دیگر، پروژههای خارج از اروپا نیز با افزایش هزینه سرمایه و رشد قیمت گاز طبیعی مواجهاند. اگر این عوامل را در کنار پرداختهای CBAM، هزینههای حملونقل و تقویت نظام ETS در نظر بگیریم، برآوردهای ما نشان میدهد که گراویهای از اوایل دهه آینده میتواند در برابر واردات HBI مبتنی بر گاز طبیعی رقابتی شود. بخشی از سردرگمی موجود ناشی از مقایسه قیمتهای فعلی HBI با هزینههای آتی پروژههای جدید است؛ در حالی که بازار دستخوش تغییر خواهد شد. مجوزهای رایگان بهتدریج حذف میشوند، CBAM از منظر مالی اثرگذار میشود و احتمال افزایش قیمت کربن وجود دارد. در چنین شرایطی، مدلسازیهای ما دستیابی به رقابتپذیری را در حوالی سال ۲۰۳۰ نشان میدهد؛ البته تحقق این چشمانداز به اجرای کامل سیاستهای اتحادیه اروپا، بهویژه قانون شتابدهنده صنعتی و استقرار یک ETS قدرتمند برای حفظ انگیزههای شفاف کربنزدایی، وابسته است.
تأیید زمانبندی تولید تجاری تا سال ۲۰۳۰
سؤال: برنامه زمانی فعلی شما تولید تجاری را در سال ۲۰۳۰ با شروع تستها در سال ۲۰۲۹ هدف قرار داده است. با توجه به تأخیرها در سایر پروژههای کربنزدایی اروپایی، آیا این زمانبندی هنوز معتبر است؟
پاسخ: در حال حاضر، بله. با پیشرفت مهندسی و تدارکات، تاریخها را تأیید خواهیم کرد. زمانبندی به مجوزها و رسیدن به تصمیم سرمایهگذاری بستگی دارد، اما همچنان جاهطلبانه و قابل دستیابی باقی مانده است. این موضوع همچنین به پیشرفت مطالعات مهندسی و استراتژی تدارکات ما بستگی خواهد داشت.
تأمین پلتهای درجه DRI و مدیریت نوسانات
سؤال: اروپا با کمبود عرضه پلت (Pellet) درجه DRI روبرو است. آیا گراویهای پلتهای بلندمدت را تأمین کرده است و چقدر در برابر نوسانات آسیبپذیر هستید؟
پاسخ: ما قبلاً قراردادی با «ریو تینتو» (Rio Tinto)، یکی از سهامداران خود، برای پلتهای درجه بالا که بخشی از نیازهای ما را پوشش میدهد، امضا کردهایم. ما در حال مذاکره با سایر تأمینکنندگان پلت برای تکمیل استراتژی خود هستیم.در سطح جهانی، ظرفیت پلت موجود و پروژههای جدید متعددی وجود دارد. اگر همه محقق شوند، ممکن است کمبود وجود داشته باشد، اما این یک وضعیت از پایین به بالا (Bottom-up) است. برای موج اول پروژههای DRI، عرضه کافی است و اگر ظرفیت DRI به طور قابل توجهی گسترش یابد، تولیدکنندگان پلت واکنش نشان خواهند داد زیرا این یک بازار جذاب است. شرکتهای معدنی منعطف و سرمایهگذار محور هستند. بنابراین من کمتر از بسیاری نگران هستم. هدف ما مشارکتهای بلندمدت در تمام ورودیهاست و ما معتقدیم ارزش پروژه ما این موقعیت را تقویت میکند.
همکاری با Marcegaglia و ایجاد همافزایی
سؤال: گراویهای اخیراً توافقی با شرکت «مارچگالیا» (Marcegaglia) امضا کرده است که با برنامه این شرکت برای آغاز تولید فولاد تخت مبتنی بر کوره قوس الکتریکی (EAF) در فوس، حوالی سال ۲۰۲۸، همراستا است. این همکاری دقیقاً چه ابعادی دارد؟ آیا با یک توافق بالقوه برای تأمین مواد مواجه هستیم یا تمرکز بر اشتراک زیرساختهاست؟
پاسخ: این پروژهها هنوز در مرحله توسعه قرار دارند و هدف اصلی در این مقطع، شکلدهی زنجیرههای ارزشی قدرتمند از همان گامهای نخست است؛ چراکه همکاری در مراحل اولیه بسیار سادهتر و کمهزینهتر از زمانی است که کارخانهها ساخته و تثبیت شدهاند. گراویهای، مارچگالیا و «نوکور» (Nucor) در یک منطقه جغرافیایی مستقر هستند و همین موضوع زمینه همافزاییهای قابلتوجهی را فراهم میکند؛ از لجستیک و زیرساختهای مشترک گرفته تا جریانهای اقتصاد چرخشی، استفاده بهینه از منابع و هماهنگیهای زیستمحیطی. تجربه صنایع سنگین نشان میدهد اگر همکاریها به مراحل پایانی موکول شود، بهدلیل هزینههای بالا و محدودیتهای فنی، اجرای آنها بسیار دشوار یا حتی ناممکن خواهد بود. از اینرو، این یادداشت تفاهم (MoU) یک مذاکره تجاری یا قرارداد تأمین محسوب نمیشود، بلکه چارچوبی برای بررسی مسیرهای همکاری است؛ همکاریای که بتواند توسعه پروژهها را سریعتر، کارآمدتر، ایمنتر و در نهایت با هزینهای مؤثرتر پیش ببرد.
تمرکز بر پروژه فوس و عدم همکاری با شمال اروپا
سؤال: آیا شما در حال بررسی مشارکت با پروژههای کوره قوس الکتریکی/کارخانههای کوچک (Mini-mill) در شمال اروپا هستید؟
پاسخ: خیر. ما تیمی کوچک اما در حال رشد هستیم که بر به حداکثر رساندن پروژه خود در فوس متمرکز است. ما به شمال اروپا عمدتاً برای درک این نگاه میکنیم که چگونه میتوانیم با تأمین واحدهای آهنی که آنها نیاز دارند، به کربنزدایی آنها کمک کنیم، نه اینکه MoUهایی مشابه آنچه با مارچگالیا و نوکور داریم، شکل دهیم. با اندازه فعلی خود کار محدودی وجود دارد؛ تمرکز بر به حداکثر رساندن پروژه در فوس است.
نظر شما