مدیریت بحران آب و انرژی در معادن
شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۱

صنایع فلزی و معدنی در دنیای امروز با دوراهی پیچیده‌ای مواجه‌اند؛ از یک سو فشار برای افزایش تولید مواد خام موردنیاز انرژی‌های پایدار و از سوی دیگر، الزامات سخت‌گیرانه برای کاهش ردپای کربن و حفظ محیط زیست وجود دارد. کارشناسان معتقدند شرکت‌ها برای عبور از این فضای ناپایدار و شکننده، باید با اتخاذ رویکردهای فراگیر و ارزش‌محور، تعادلی هوشمندانه میان اهداف جهانی کربن‌زدایی و دغدغه‌های محلی جوامع میزبان ایجاد کنند تا پایداری را از یک ریسک به فرصتی برای خلق ارزش تبدیل نمایند.

به گزارش ایراسین، صنایع فلزی و معدنی ازجمله صنعت فولاد در دنیای امروز بر سر یک دوراهی پیچیده قرار دارند. از طرفی دولت‌ها و ذی‌نفعان این حوزه‌ها به دنبال افزایش تولید مواد خام صنعتی موردنیاز برای گذار به انرژی‌های پایدار هستند و از طرفی صنایع تولیدی مرتبط با این محصولات را برای کاهش ردپای کربن تحت‌فشار قرار می‌دهند. در یک چنین فضای ناپایدار جهانی شرکت‌ها باید ضمن استفاده و بهره‌برداری از فرصت‌های ایجادشده، یک تعادل پایدار بین این دو هدف برقرار کنند تا برای کسب‌وکار خود ارزش بیشتری خلق کنند. تولید فلزات و معادن یکی از آلاینده‌ترین بخش‌های صنعتی در دنیا به شمار می‌روند.

صنایع در این بخش به‌شدت تحت‌فشارند تا ضمن کاهش انتشارات گازهای گلخانه‌ای خود، مصرف ویژه آب را نیز کاهش دهند، سیستم‌های مدیریت مصارف را برقرار سازند، از جوامع زیستی و اقلیمی پیرامون خود محافظت کنند و از ایمن بودن و مناسب بودن شرایط محیط تولید اطمینان حاصل نمایند.

برای حصول اطمینان از اجرای تمام این موارد، قوانین و مقررات مربوطه در هر بخش در حال افزایش است. درعین‌حال گسترش صنعت معدن برای تولید مواد الزامی موردنیاز برای گذار سبز (مانند لیتیوم، کبالت و گرافیت) امری ضروری است. این امر باعث تقاضای زیادی برای توسعه معادن جدید و افزایش سرمایه‌گذاری در این بخش شده است، هرچند زمان بازگشت سرمایه معمولاً طولانی و آینده بازار نامشخص باشد. حتی رشد پیش‌بینی‌شده می‌تواند در مناطق مختلف بسیار متفاوت یا ناپایدار گردد. مثلاً در سال گذشته تولید خودروهای برقی در ایالات‌متحده کاهش یافته و تولیدکنندگان باتری در این مناطق مجبور شدند از مواد گران‌تر و کمتر در دسترس مانند لیتیوم به سمت مواد معدنی به‌صرفه حرکت کنند. تمام این موارد تجویز نقشه‌های پایداری مؤثر را به امری پیچیده و مخصوص هر شرایط بدل کرده‌اند. اگر سازمان از تغییرات بازار عقب بماند، اعتبار و ارتباط آن با ذی‌نفعان خدشه‌دار می‌شود و اگر بیش‌ازحد از بازار جلو باشد، تحت ریسک‌های تغییرات در الزامات و نیاز بازار قرار می‌گیرد. با شرایط فعلی جهان در زمینه‌های تغییرات قیمت انرژِی، قوانین و مقررات متغیر و نامشخص، ملی‌گرا شدن صاحبان منابع و نهایتاً تغییرات اقلیمی صنایع تولید فلزات و معدن بیش از هر زمانی با فضای کسب‌وکار شکننده، ناپایدار و پیچیده روبه‌رو شده‌اند که تصمیم‌گیری‌های کلان و بلندمدت را به امری خطیر تبدیل کرده است. برای راهبری موفق در مقابله با این چالش‌ها نیاز به تغییرات استراتژیک در نحوه مدیریت سازمان است. باید از برآورد مفهوم گذار به پایداری به‌عنوان عامل ریسک دور شد، آن را به‌عنوان یک فرصت قلمداد کرد و به‌دقت اقدامات مناسب در این زمینه را اولویت‌بندی و انتخاب کرد.

پایداری در صنعت فولاد؛ از کربن‌زدایی تا اعتماد جامعه محلی

برای بهره‌برداری از فرصت‌های ایجادشده حول گذار به پایداری شرکت‌ها باید رویکردهای فراگیری را در جهت ایجاد ارزش اتخاذ کنند. تعیین اهداف استراتژیک پایداری برای شرکت‌های فولادی و معدنی در مقیاس جهانی باید چندجانبه و کل‌نگر باشند؛ به‌طوری‌که نه‌تنها بر حوزه کربن‌زدایی تمرکز داشته باشند، بلکه بر دیگر جنبه‌های پایداری مرتبط با ذی‌نفعان نیز احاطه داشته باشند. درک این نکته مهم است که عناصر پایداری از نظر اهمیت برای ذی‌نفعان متفاوت است؛ به‌عنوان‌مثال، کاهش گازهای گلخانه‌ای یک نگرانی کلیدی برای دولت‌های غربی و سرمایه‌گذاران جهانی و همچنین برای مشتریان و تأمین‌کنندگانی است که به دنبال ردیابی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای خود هستند. در مقابل، جوامع محلی بر تأثیرات مستقیم عملیات معدنی بر زندگی خود متمرکزند؛ بنابراین آن‌ها بیشتر نگران مصرف آب، آلودگی، زباله و تهدید تنوع زیستی منطقه هستند. عدم رسیدگی به گروه دوم از موضوعات می‌تواند منجر به اختلال در عملیات روزانه در برخی از معادن، آسیب به اعتبار و یا از دست دادن مجوزهای عملیاتی شود. شکست در مدیریت ضایعات می‌تواند منجر به آلودگی آب‌های زیرزمینی و حتی فروپاشی سدهای باطله شود، مانند فاجعه سد برومادینیو، برزیل، در سال ۲۰۱۹. این حادثه باعث مرگ ۲۷۰ نفر و از دست دادن ۱۹ میلیارد دلار ارزش بازار برای اپراتور واله، ازجمله ۷ میلیارد دلار جریمه و غرامت شد. برای تعیین اهداف مؤثر، شرکت‌ها باید فراتر از برنامه‌های بلندمدت حرکت کنند تا اهداف و ابتکارات موقت ایجاد کنند که پیشرفت را در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت نشان دهند، ضمن اینکه از جامع بودن اهداف اطمینان حاصل کنند و فراتر از انتشار گازهای گلخانه‌ای تا دیدگاه‌های محلی و جهانی را منعکس کنند.

برای ایجاد تعادل بین رعایت الزامات و فرصت‌ها، شرکت‌های فولادی و معادن باید رویکردی ارزش‌محور به پایداری اتخاذ کنند و در درجه اول بر ابتکاراتی تمرکز کنند که پایداری را افزایش و درعین‌حال به سود خالص شرکت کمک می‌کنند، مانند افزایش ارزش سهام‌داران با بهبود دسترسی به بودجه، حفاظت از درآمد، کاهش هزینه‌ها و کاهش ریسک. جزئیات این موارد بسته به مواد معدنی استخراج‌شده و ردپای کلی زیست‌محیطی شرکت متفاوت خواهد بود. شرکت‌ها هنگام تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام فناوری‌ها و فرایندها را به کار گیرند، باید بر پذیرش نوآوری داخلی تمرکز کنند و درعین‌حال بهترین شیوه‌ها را از همتایان خود در سراسر جهان کشف و تحلیل کنند. حوزه‌هایی که باید روی آن‌ها تمرکز کنند عبارت‌اند از: ابتکاراتی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، ابتکاراتی برای بهبود تصفیه و مدیریت آب، ابتکاراتی برای بهبود مدیریت باطله‌ها و ضایعات، ابتکاراتی برای بهبود محیط‌زیست محلی. پس از انتخاب ابتکارات، اجرای آن‌ها باید در مقایسه با نقاط عطف کوتاه‌مدت و میان‌مدت پیگیری شود و با اهداف و آرمان‌های کلی پایداری مرتبط باشد. این امر سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا ضمن مدیریت ریسک و انطباق با قوانین، با کسب ضرایب بالاتر و حق بیمه سبز و جذب مشتریان / شرکا، ارزش ایجاد کنند. برای اطمینان از اجرای موفقیت‌آمیز طرح‌های پایداری، شرکت‌ها باید مدل عملیاتی خود را موردبازنگری قرار دهند و یک رویکرد پایداری کارآمد را اتخاذ کنند که شامل فرایندهای دقیق، استراتژی‌های سازمانی و برنامه‌هایی برای بهره‌گیری از فرهنگ و استعداد باشد. ساختارهای سازمانی بالقوه از بسیار متمرکز تا کاملاً غیرمتمرکز متغیر است و شرکت‌ها باید بر اساس عواملی مانند سطح استقلال عملیاتی سایت‌ها، در دسترس بودن مهارت‌ها و شایستگی‌ها و هم‌افزایی‌های بالقوه بین واحدهای تجاری از نظر بهترین شیوه‌ها، راه‌حل خود را ایجاد کنند.

منبع: خبرنامه داخلی گروه فولاد مبارکه شماره ۱۴۶۲

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha