-
عنصر سفید استراتژیک
ایران کشوری است با پایههای صنعتی مستحکم و منابع معدنی متنوع؛ حضور صنایع سنگینی چون فولاد، مس، آلومینیوم و سیمان، ظرفیتی ارزشمند برای پیوند میان معدن و فناوریهای نو ایجاد کرده است. بهویژه صنعت فولاد، با مصرف بالای انرژی و فشار جهانی برای کاهش کربن، ناگزیر از ورود به مسیر تحول انرژی است؛ تحولاتی که بدون توسعه فناوریهای ذخیرهسازی و باتریها ممکن نخواهد بود. در این میان لیتیوم میتواند همان حلقه مفقودهای باشد که صنایع معدنی سنتی ایران را به زنجیره نوآوری و انرژی نو پیوند میزند.
-
طلای بیدولت
در شرق ونزوئلا، جایی که طلا باید منبع درآمد و سرمایهگذاری باشد، سالها به سوخت اقتصاد زیرزمینی، خشونت و تخریب بدل شده است. ماجرای معادن این کشور یادآور یک حقیقت ساده اما بیرحم است: منابع طبیعی در غیاب حکمرانی مؤثر، بهجای آنکه موتور توسعه باشند، به میدان رقابت باندها، فرسایش نهادها و فرار سرمایه تبدیل میشوند.
-
واگرایی ژئواکونومیک
کنگره جهانی معدن ۲۰۲۶ در لیما، مانیفست تحول ساختاری در ژئوپلیتیک منابع زمین بود. این نشست با ترسیمِ واگرایی تولید میان اروپا و آسیا، ضرورت حیاتی هوشمندسازی و عمقبخشی به زنجیره ارزش را برای بقای صنعتی تبیین کرد. در جهانی که امنیت انرژی و تحول دیجیتال به مواد معدنی حیاتی گره خورده است، این کنگره قطبنمای حرکت به سمت امنیت تأمین و حکمرانی فناورانه محسوب میشود.
-
آیا جهان میتواند مسِ بیشتر را بدون تخریب بیشتر استخراج کند؟
پارادوکس مس
این گزارش یکی از مهمترین پارادوکسهای گذار انرژی را روایت میکند؛ اینکه تحقق اقتصاد کمکربن بدون افزایش چشمگیر استخراج مس ممکن نیست، اما همین استخراج میتواند به بحرانی تازه برای محیطزیست تبدیل شود. رقابت آینده صنایع و کشورها دیگر فقط بر سر دسترسی به ذخایر نیست، بلکه بر سر فناوریهای نوین استخراج پایدار شکل میگیرد؛ مسیری که میتواند معادلات معدن، امنیت مواد معدنی و توسعه صنعتی جهان را بازتعریف کند.
-
فولاد، جمعیت و جاهطلبی
اخیراً خبر هیجانانگیزی منتشر شده است. پوسکو با JSW Steel بزرگترین فولادساز هند، توافقنامه سرمایهگذاری مشترک برای ساخت یک کارخانه یکپارچه فولاد امضا کرده است. این همکاری که بر پایه یک مشارکت مستحکم شکل گرفته، با هدف ورود به بازارهای پُرسود هند و تقویت هرچه بیشتر زنجیره تأمین جهانی فولاد انجام میشود. اما پوسکو و JSW Steel چگونه به این همکاری رسیدند؟ در ادامه، داستان پشتپرده این مشارکت بزرگ را مرور میکنیم.
-
غازهای وحشی
در الگوی کلاسیک توسعه، کشورها با ثروتمند شدن، صنایع ساده را به اقتصادهای فقیرتر واگذار میکردند. اما چین این قاعده را برهم زده است. این کشور همزمان که به قلب فناوریهای پیشرفته نفوذ میکند، جایگاه خود را در صنایع سنتی نیز حفظ کرده است؛ تغییری که مسیر صنعتیشدن بسیاری از کشورهای در حال توسعه را با ابهام روبهرو کرده است.
-
پادشاهی سرخ
چرخش راهبردی عربستان از نفت به فلزات حیاتی، با امضای بیمهنامه ۸۰۰ میلیون دلاری میان Trafigura و Saudi EXIM Bank وارد فاز اجرایی شد. در شرایطی که قیمت مس از مرز ۱۳ هزار دلار عبور کرده، ریاض میکوشد با ابزار تامین مالی صادرات، جایگاه خود را در زنجیره جهانی مواد معدنی تثبیت کند و وزن غیرنفتی اقتصادش را افزایش دهد.
-
چرخش رو به بالا
پس از چند سال رکود نسبی، بازار جهانی کالاهای اساسی بار دیگر سیگنالهای صعودی مخابره میکند؛ شاخص کالایی بلومبرگ به اوج دو ساله رسیده و جهش مس و گاز طبیعی آمریکا نگاهها را به احتمال چرخش رشد اقتصادی در ۲۰۲۶ دوخته است. با این حال، غیبت نفت خام از این موج و نقش پررنگ صادرات LNG نشان میدهد داستان بیش از آنکه تقاضامحور باشد، ریشه در توازن جدید عرضه و تحولات ساختاری دارد.
-
جنگ فلزات حیاتی
تسلط فزاینده چین بر فلزات حیاتی، از عناصر نادر خاکی تا گالیوم و تنگستن، به پاشنهآشیل تازه غرب بدل شده است؛ اهرمی ژئوپلیتیک که میتواند از جنگ تجاری تا معادله تایوان را تحت تأثیر قرار دهد. اکنون آمریکا با بزرگترین مداخله چند دهه اخیر در بازار مواد معدنی، در پی شکستن این انحصار است؛ تلاشی پرهزینه که میان امنیت ملی و منطق بازار، بر لبه توازن حرکت میکند.
-
فناوریهای هوشمند چگونه صنایع سنگین را سبز میکند؟
بازنویسی قواعد بازی
در قلب بندر رتردام، یکی از شلوغترین بنادر جهان، کشتیهای غولپیکر حامل سنگآهن و زغالسنگ در حال رفتوآمدند. اما چیزی در این بندر تغییر کرده است. دیگر خبری از دود غلیظ و اتلاف سوخت نیست. هوش مصنوعی (AI) وارد میدان شده و با بهینهسازی مسیر کشتیها، مصرف سوخت را کاهش داده و انتشار گازهای گلخانهای (GHG) را تا ۲۰درصد پایین آورده است. این فقط یک نمونه از انقلابی است که هوش مصنوعی در صنایع سنگین از استخراج معادن تا فولادسازی و لجستیک به راه انداخته است.
-
آیا سیطره فناوری، سلطه بنگاهها بر اقتصادجهانی را همیشگی خواهد کرد؟
قدرت مقیاس
در دنیای پیچیده امروز، مقیاس قدرت است. شرکتهای بزرگ، با دسترسی به منابع، فناوریهای نوین مثل هوش مصنوعی، و نفوذ سیاسی، از رقبای کوچکتر پیشی گرفتهاند. آنها میتوانند هزینههای سنگین را بهتر مدیریت کنند، از دادهها بهره ببرند و در بحرانها سریعتر بازیابی شوند. در مقابل، شرکتهای کوچک زیر بار هزینهها و رقابتهای سنگین، برای بقا میجنگند. در این میان، فناوری و سیاست، موتورهای محرک سلطه غولها بر اقتصاد هستند.
-
چرا سرمایهگذاری در اکتشاف معادن مس ایران دارای اهمیت است؟
پتانسیل شگفتآور
بررسیهای انجام شده نشان میدهد که زنجیره صنعت مس، ارزش افزوده قابل توجهی در حوزه معدن و صنایع معدنی کشور ایجاد کرده و بعد از زنجیره آهن، ثروتآورترین زنجیره معنی کشور است. صنعت مس ایران برای تولید یک میلیون تن مس و ارزآوری ۱۰ میلیارد دلاری در سال پتانسیل غیرقابلانکاری دارد و بازار تضمین شدهای خواهد داشت. اما چه قابلیتهایی در صنعت مس ایران وجود دارد که آن را به یک بازار پر رشد تبدیل کرده است؟
-
قوانین تکنولوژی جهان، چگونه نوشته میشود؟
دیگ جوشان
دولتها مدتهاست به اهمیت تعیین استانداردها پی بردهاند. زمانی بریتانیا و آلمان بر سر مشخصات فنی تلگراف با یکدیگر رقابت میکردند. امروز اما رقابت اصلی بر سر تعیین استانداردهای فناوری میان چین و کشورهای غربی جریان دارد. آینده فناوری از ارتباطات بیسیم گرفته تا محاسبات کوانتومی و هوش مصنوعی، در آستانه تحولی بزرگ قرار دارد. اما پرسش اساسی آن است که قواعد و استانداردهای فناوری جهان چگونه شکل میگیرند و در نهایت در کدام کشور نوشته میشوند؟
-
چرا جوامع محلی با استخراج لیتیوم مخالفت میکنند؟
جنگ برای طلای سفید
پروژههای معدنی آرژانتین در حال حاضر عملیاتی شدهاند، اما توسعه لیتیوم در این کشور تازه شروع شده است. مقامات میگویند استخراج لیتیوم و مالیاتهایی که از آن جمع میشود، میتواند آرژانتین را از بحران اقتصادی نجات دهد و به جنگ تورمی برود که به اوج خود رسیده است. رئیسجمهور آرژانتین اخیراً اعلام کرده هزینه فعالیت شرکتهای معدنی را پایین میآورد تا آنها ارز وارد کشور کنند. برخی جوامع محلی و طرفداران محیطزیست اما، دولت را به سوءاستفاده از حقوق بشر برای منافع تجاری، متهم میکنند.
-
آیا مفهوم کالای اساسی استراتژیک یک توهم است؟
جنگ بیاثر
چرا تحریمهای اعمال شده علیه روسیه، به اهداف کلان خود نمیرسند؟. مطالعه «مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون» نشان داد که این تحریمها تنها در یک سوم موارد به صورت جزئی یا کلی، به اهداف خود دست یافتهاند. در واقع انعطافپذیری اقتصاد روسیه، معادلات را به هم زد و نشان داد که اقتصادهای مدرن، شبیه شبکهها هستند. قطع شدن یک پیوند، به ندرت باعث شکستن کل ساختار میشود.
-
آیا سرمایهگذاری گسترده در مراکز داده منجر به حباب اقتصادی خواهد شد؟
اقتصاد مبهم هوشمصنوعی
بهار امسال، مککینزی پیشبینی کرد که طی 5 سال آینده ۵.۴ تریلیون دلار در چیپها، مراکز داده و انرژی برای هوش مصنوعی سرمایهگذاری خواهد شد. این موج عظیم، با معاملات سنگین OpenAI، Nvidia و Oracle تشدید شده و قدرت محاسباتی را برای AI مولد افزایش میدهد. با این حال تقاضای واقعی هنوز با این هیاهو هماهنگ نیست و نرخ موفقیت پروژههای آزمایشی کمتر از ۱۵درصد است.
-
چرا محصولات فرآوریشده معدنی، همچنان «خام» محسوب میشوند؟
ابهام در تعریف
صادرات محصولات معدنی ایران با وجود ظرفیتهای عظیم و موقعیت استراتژیک، همچنان با موانع جدی قانونی و تعرفهای مواجه است. افزایش کسری تجاری از ۶ به ۱۷میلیارد دلار، ناشی از وضع عوارض و ابهام در تعریف «مواد خام» است. کارشناسان تاکید دارند که اصلاح قوانین، شفافسازی تعاریف و حمایت از صادرات محصولات فرآوریشده کلید عبور از این بحران و افزایش ارزآوری کشور است.
-
مسیر درخشان ۲۰۳۰ چگونه اقتصاد دومین قدرت جهان را بازآفرینی میکند؟
استراتژی صنعتی چین
چین در آستانه تحولی تازه در سیاست صنعتی خود ایستاده است. برنامه پنجساله جدید، نهفقط نقشهای برای رشد اقتصادی، بلکه بیانیهای برای بازآفرینی قدرت صنعتی چین تا سال ۲۰۳۰ است. از خودکفایی در نیمههادیها تا سلطه بر هوش مصنوعی و خودروهای برقی، استراتژی صنعتی جدید ترکیبی از جاهطلبی فناورانه، حمایت دولتی و انضباط ایدئولوژیک است؛ الگویی که آینده تولید جهانی را بازنویسی خواهد کرد.
-
چرا سیاستهای صادرات چین همه رقبای صنعتی را نگران کردهاست؟
معمای ابرقدرت تولید
چین در سکوت و با شتاب، ابرقدرت صنعتی جهان را شکل میدهد. کالاهای ارزان و فراوانش از تراشه تا قطعات خودرو، بازارهای جهانی را در دست گرفتهاند و حتی سیاستهای ترامپ هم نتوانست این موج را متوقف کند. کارخانهها پر از تولید و رهبران چین پر از اعتماد به نفساند؛ جهانیان نظارهگر کشوری هستند که بیش از یکسوم تولید صنعتی جهان را در اختیار دارد. ترامپ با وعده رونق تولید بیسابقه به قدرت رسید. اما عجیب خواهد بود اگر او موفق شود؛ این موفقیت نه در آمریکا، بلکه در چین محقق خواهد شد.
-
خوشههای فولاد سبز چگونه زنجیره صنعتی کمکربن جنوبشرق آسیا را شکل میدهند؟
زنجیره آسیایی
جنوبشرق آسیا در آستانه تحولی بیسابقه در صنعت فولاد است. رشد سریع اقتصادهای نوظهور، پروژههای عظیم زیرساختی و انتقال زنجیرههای تولید، تقاضای فولاد را به بالاترین سطح تاریخی رسانده و همزمان فشار جهانی برای کاهش کربن و تعرفههای سبز اروپا، تولیدکنندگان را به فناوریهای کمکربن و سرمایهگذاری نوین واداشته است. رقابت میان غولهای منطقهای و خارجی، آینده فولاد را بازتعریف میکند.
-
آلکوئا، چگونه از روشهای منحصر به فرد برای کاهش ردپای کربن استفاده میکند؟
تصفیه آینده
آلومینیوم یکی از مهمترین مواد موجود برای یک آینده کمکربن است و میتواند جایگزین فلزات سنگینتر و پلاستیک در طیف گستردهای از وسایل و ابزارها شود. آلومینیوم را به خاطر وزن سبک و به خاطر اینکه به صورت نامحدود قابل بازیافت است، میتوان در ساخت تکنولوژیهای سبزی مثل دستگاههای خورشیدی و برقی به کار برد. از سوی دیگر، از آنجا که آلومینیوم یکی از غیرآهنیترین فلزات دنیاست، این صنعت بخش بسیار بزرگی از اقتصاد اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد، بهطوری که در سال ۲۰۱۸ گردش مالی سالانه آن ۴۰ میلیارد یورو ارزیابی شده است. ارزش آلومینیوم برای اتحادیه اروپا، تنها مساله تولیدش نیست، بلکه ماده اولیه مهمی برای بسیاری از صنایع دیگر اتحادیه مثل صنعت خودرو، ساخت و ساز، بستهبندی، هوافضا و انتقال انرژی محسوب میشود.
-
آیا زنجیره ارزش چرخشی مس میتواند آینده تولید و مصرف را تضمین کند؟
ذخیره گمشده
در حالی که جهان به سمت کربنخنثی شدن پیش میرود، مس به کالای کلیدی فناوریهای آیندهمحور تبدیل شده است. اما عرضه محدود این فلز با رشد تقاضا همزمان شده و طبق موسسه مککینزی تا ۲۰۳۵ کمبود ۳.۶میلیون تنی مس پالایششده پیشبینی میشود. بازیافت و توسعه ظرفیت ذوب مس ثانویه، نهتنها میتواند این شکاف را پر کند، بلکه انتشار گازهای گلخانهای را کاهش میدهد. آینده مس در گرو زنجیرههای ارزش چرخشی و اقدام پیشدستانه تولیدکنندگان است.
-
تندباد شرقی
صنعتیسازی در جهان امروز دیگر صرفا حاصل سرمایهگذاری یا حمایت دولتی نیست، بلکه ترکیبی پیچیده از زیرساختهای پایدار، بنگاههای پیشران و نوآوری بخش خصوصی است. تجربه چین در سه دهه گذشته نشان میدهد چگونه میتوان با تکیه بر انرژی ارزان و شرکتهای بزرگ، جهشی تاریخی در تولید رقم زد؛ اما همزمان هشدار میدهد که تمرکزگرایی و غفلت از نوآوری میتواند همان نقطه قوت را به نقطه ضعف بدل سازد. مقاله «دن وانگ» و «آرتور کروبر» در «فارنافرز» بهخوبی نشان میدهد که «مدل واقعی چین» چگونه شکل گرفت و با چه قوتها و ضعفهایی روبهرو است.
-
زرادخانه ناپایدار
وقتی چین صادرات عناصر نادر خاکی را محدود کرد، موجی از نگرانی بازارهای جهانی را فرا گرفت. صنایع خودروسازی، الکترونیک و انرژی سبز در غرب ناگهان خود را وابسته به زنجیرهای دیدند که کلیدش در دستان پکن بود. بسیاری آن را «سلاح خاموش» چین در برابر رقبا نامیدند؛ ابزاری که قدرتش از نفت اوپک هم فراتر میرفت. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این سلاح واقعا برگ برندهای پایدار است یا بومرنگی بازگشتپذیر؟
-
وداع گازی
درحالیکه بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همچنان به گاز بهعنوان ستون اصلی تولید برق وابستهاند، ترکیه مسیری متفاوت را برگزیده است؛ گذار سریع به انرژیهای پاک، توسعه ظرفیتهای ذخیرهسازی و ورود نیروگاه هستهای، سهم گاز را به کمترین سطح تاریخی رسانده است. این تغییر نهتنها معادلات بازار گاز منطقه را دگرگون میکند، بلکه نمونهای الهامبخش از چگونگی ترکیب سیاست صنعتی، سرمایهگذاری زیرساختی و استراتژی انرژی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی است.
-
سرمایه کمیاب
گروه معدنی ژیجین، ششمین تولیدکننده بزرگ طلای جهان، در مواجهه با جهش چشمگیر قیمتها، استراتژی تازهای را در پیش گرفته: «استریمینگ». این مدل سرمایهگذاری به شرکتها امکان میدهد بدون واگذاری مالکیت یا افزایش بدهی، منابع مالی لازم را برای توسعه معادن جذب کنند و در مقابل، سرمایهگذاران از جریان نسبتا پایدار و قابل پیشبینی فلزات بهرهمند میشوند. در شرایط بازار افزایشی، این شیوه میتواند بازدهی قابلتوجهی ایجاد کرده و همزمان ریسکهای عملیاتی را کاهش دهد.
-
آیا بدون قربانیکردن میزان رشد، میتوان مصرف برق را کاهش داد؟
چهار الگوریتم برای مدیریت انرژی
در عصر بحران انرژی، قهرمانان واقعی آنهایی نیستند که بیشتر تولید میکنند، بلکه آنهاییاند که هوشمندتر مصرف میکنند. بنگاههایی که معادله انرژی را از سمت «تقاضا» حل میکنند، نهتنها از نوسانات بازار در امان میمانند، بلکه با بهرهوری، خودتأمینی و برقیسازی، مسیر پایداری و سود را همزمان میپیمایند. جهان وارد دوران تازهای شده است؛ جایی که هوش انرژی، مهمتر از منابع انرژی است؛ و شرکتهایی که این را درک کنند، معماران تحول جدید خواهند بود.
-
استخراج از بستر اقیانوس؛ راهی به سوی آیندهای سبز است یا آغاز فاجعهای زیستمحیطی؟
گردبادی زیر آب
جهان به سمت انرژیهای پاک حرکت میکند و نیاز به فلزات کمیاب مثل کبالت، نیکل و منگنز سر به فلک کشیده است. در این میان، گرههای معدنی کف اقیانوس بهعنوان جایگزینی جذاب مطرح شدهاند: منابعی بکر که بدون نیاز به تخریب جنگلها یا کار کودکان، میتوانند نیازهای فناوریهای سبز را تأمین کنند. اما حتی اگر تمام موانع موجود برطرف شوند، آیا میتوان آینده سبز را با به خطر انداختن ناشناختهترین اکوسیستمهای زمین ایجاد کرد؟
-
عدم توجه به ESG چگونه مانع توسعه معادن در آمریکای لاتین شد؟
سبز در برابر قهوهای
آمریکای لاتین، نقش بسیار مهمی در استخراج و فرآوری مواد معدنی دارد و در بلندمدت میتواند تأمینکننده قابل اتکای مواد معدنی مورد نیاز برای تحول جهانی انرژی باشد. آمریکای لاتین مسئول تولید ۴۰ درصد مس و ۳۵ درصد لیتیوم دنیاست و پتانسیل قابل توجهی در تولید گرافیت، نیکل، منگنز و عناصر خاکی کمیاب دارد. با تمام اینها، عدم مزیتسازی از پروژههای معدنی برای مردم محلی، مشکلاتی برای توسعه معادن ایجاد کرده است.
-
در عصر بیثباتیها، آیا غولهای فولاد اروپا دوام میآورند؟
تحول کورهها
سال ۲۰۲۴ برای صنعت فولاد اروپا سالی پرنوسان بود؛ جایی که غولهایی مانند آرسلورمیتال، تیسنکروپ و توسیالی هلدینگ در میان فشارهای ژئوپلیتیک، تورم، الزامات کربنی و رقابت منطقهای، مسیرهایی متفاوت پیمودند. در حالیکه برخی شرکتها با کاهش تولید روبهرو شدند، ترکیه با جهش تولید جایگاه خود را تثبیت کرد. مسیر سال ۲۰۲۵ نیز پرچالش اما امیدوارکننده است؛ با تمرکز بر فولاد سبز، تثبیت انرژی و بازگشت ساختوساز، بازیگران بزرگ در حال بازتعریف موقعیت خود هستند.