پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ بخش فولاد ثانویه هند که حدود ۴۷ درصد از تولید فولاد این کشور را به خود اختصاص میدهد، پس از دو دهه تلاش برای بهبود بهرهوری انرژی، اکنون برای کاهش بیشتر انتشار کربن نیازمند حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، افزایش مصرف قراضه و گندله سنگآهن و استفاده از سوختهای پاکتر است. در این میان، «راهبرد ملی فولاد ثانویه پایدار» (NSSS) میتواند با رفع بخشی از موانع مالی و فناورانه، زمینه کاهش انتشار در واحدهای خرد، کوچک و متوسط را فراهم کند.
بخش قابلتوجهی از فولاد ثانویه هند به آهن اسفنجی یا DRI مبتنی بر زغالسنگ وابسته است. اگرچه اجرای برنامههای مختلف طی دو دهه گذشته به کاهش مصرف انرژی در این واحدها کمک کرده، ادامه کاهش انتشار تنها از مسیر بهبود بهرهوری انرژی امکانپذیر نیست. هرچه واحدهای تولیدی کارآمدتر میشوند، ظرفیت کاهش بیشتر انتشار از این مسیر نیز محدودتر میشود و در نتیجه، استفاده از انرژی و مواد اولیه کمکربن اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در حال حاضر چندین برنامه برای کمک به تولید پاکتر و افزایش بهرهوری انرژی و مواد در بنگاههای خرد، کوچک و متوسط هند اجرا میشود، اما هر یک تنها بخشی از نیاز این واحدها را پوشش میدهند. طرح ADEETIE با ارائه یارانه سود، ممیزی انرژی و حمایت از ارتقای فناوری، بخشهایی مانند نورد فولاد را پوشش میدهد، اما کورههای DRI زغالسنگی و کورههای القایی که از منابع اصلی انتشار در این صنعت هستند، در این برنامه جای ندارند.
انرژی پاک و قراضه؛ اهرم کاهش انتشار
برنامه MSE-SPICE نیز با هدف توسعه بازیافت قراضه فلزی اجرا شده، اما از زمان آغاز آن در سال ۲۰۲۳ تاکنون تنها برای ۱۴ واحد تسهیلات تصویب شده است. در کنار آن، طرح GIFT برای واحدهای خرد و کوچک، تسهیلات همراه با تقسیم ریسک و یارانه سود تا سقف ۲ کرور روپیه، معادل حدود ۲۰۷ هزار دلار، ارائه میکند و برنامه ZED نیز بر ارتقای استانداردهای کیفی و زیستمحیطی تمرکز دارد. با وجود این برنامهها، بررسیهای مؤسسه اقتصاد انرژی و تحلیل مالی (IEEFA) نشان میدهد نحوه اجرای حمایتها همچنان یکی از چالشهای اصلی است.
یکی از مهمترین مسیرهای پیشروی فولادسازان ثانویه، افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر است. برآورد وزارت فولاد هند نشان میدهد، اگر سهم انرژی تجدیدپذیر در صنعت فولاد به ۴۳ درصد برسد، شدت انتشار نسبت به سطح سال مالی ۲۰۲۴-۲۰۲۳ حدود ۷.۵ درصد کاهش خواهد یافت. همچنین یک مطالعه نشان داده است واحدهای فولادی که ۱۰ مگاوات برق خورشیدی را در قالب پروژههای گروه-اختصاصی تأمین کنند، میتوانند برق را با تعرفهای ۳۴ درصد کمتر از شبکه دریافت کرده و سرمایه خود را ظرف دو سال بازگردانند. با چنین دوره بازگشت سرمایهای، مشکل اصلی این پروژهها بیشتر تأمین سرمایه اولیه و پیچیدگی مقررات مربوط به مالکیت و مصرف برق، دسترسی آزاد سبز، هزینه انتقال بینایالتی و مقررات ذخیره برق در شبکه است.
افزایش مصرف قراضه نیز ظرفیت بالایی برای کاهش انتشار دارد. استفاده از هر یک تن قراضه فولادی میتواند مصرف سنگآهن را تا ۱.۱ تن کاهش دهد و انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با مصرف مواد اولیه را حدود ۵۸ درصد پایین بیاورد. مدلسازیهای انجامشده نشان میدهد استفاده از ۳۰ درصد قراضه در کنار تأمین ۵۰ درصد برق از منابع تجدیدپذیر میتواند شدت انتشار را ۲۸ درصد کاهش دهد.
استفاده بیشتر از گندله سنگآهن نیز میتواند مصرف مواد را حدود ۲۰ درصد و شدت انتشار را نزدیک به ۱۲ درصد کاهش دهد. با این حال، محدودیت دسترسی به گندله، هزینه بالاتر و مشکلات عملیاتی در سطح واحدهای تولیدی، بهویژه واحدهای کوچک، از موانع گسترش مصرف آن به شمار میروند.
راهکارهای مالی برای فولاد کمکربن
در بخش فرایند تولید نیز امکان کاهش مصرف انرژی وجود دارد. استفاده از سامانههای کنترل خودکار فرایند برای پیشگرمایش، پایش انرژی و مدیریت تولید میتواند تا ۱۲ درصد در مصرف انرژی صرفهجویی کند و فناوریهایی مانند شارژ گرم و نورد مستقیم نیز امکان کاهش بیشتر مصرف را فراهم میکنند. با این حال، بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط توان مالی لازم برای اجرای این طرحها را ندارند.
استفاده از سوختهای جایگزین نیز بخشی از مسیر کاهش انتشار است. بیوچار میتواند انتشار را تا ۱.۱۹ تن دیاکسیدکربن به ازای هر تن فولاد خام کاهش دهد و فولادسازی مبتنی بر گاز حدود ۳۰ درصد انتشار کمتری دارد. با این حال، محدودیت تأمین زیستتوده و دسترسی به گاز با قیمت مناسب، استفاده گسترده از این گزینهها را دشوار کرده است. تولید آهن مبتنی بر هیدروژن نیز بهعنوان راهکاری بلندمدت مطرح است، اما توسعه آن به کاهش هزینه هیدروژن و ایجاد زیرساختهای جدید نیاز دارد.
یکی از مسائل اصلی در اجرای راهبرد NSSS، نحوه تأمین مالی این تغییرات است. پیشتر اعلام شده بود که این برنامه قرار است مشوقها را بر اساس کاهش سالانه انتشار پرداخت کند و یارانه سرمایهای اولیه در نظر نگیرد. با این حال، IEEFA معتقد است پرداخت مشوق تنها پس از تحقق کاهش انتشار برای واحدهای کوچک کافی نیست؛ زیرا این واحدها ابتدا باید منابع لازم برای سرمایهگذاری را تأمین کنند، در حالی که بانکها نیز معمولاً بر مبنای پرداخت احتمالی دولت در آینده تسهیلات ارائه نمیکنند.
بر همین اساس، دو شیوه حمایتی پیشنهاد شده است؛ برای فناوریهای اثباتشده مانند برق تجدیدپذیر، افزایش مصرف قراضه، جایگزینی گندله و بازیافت حرارت اتلافی، بخشی از وام تجاری واحدها تضمین شود و پس از تأیید کاهش انتشار، مشوق در قالب تخفیف سود پرداخت شود. برای فناوریهای جدید و نخستین نمونههای تجاری، از جمله استفاده از هیدروژن در کورههای دوار و واحدهای DRI مبتنی بر کوره شفتی، کمکهای سرمایهای نیز متناسب با پیشرفت مراحل طراحی، راهاندازی و عملکرد پروژه پرداخت شود.
IEEFA در نهایت پیشنهاد میکند حمایتهای NSSS به واحدهایی اختصاص یابد که سه شرط اصلی را رعایت کنند؛ نخست، بهرهوری انرژی آنها از طریق ممیزی مورد تأیید نهادهای معتبر اثبات شده باشد؛ دوم، منابع این برنامه برای ایجاد یا توسعه ظرفیت جدید DRI مبتنی بر زغالسنگ هزینه نشود؛ و سوم، واحد متقاضی حداقل استانداردهای مشخص کیفیت محصول، کنترل فرایند و مدیریت انرژی را داشته باشد. با چنین چارچوبی، راهبرد ملی فولاد ثانویه پایدار میتواند به جای تکرار برنامههای موجود، منابع عمومی را به سمت کاهش واقعی و قابلاندازهگیری انتشار و طرحهایی هدایت کند که بنگاههای کوچک و متوسط بهتنهایی توان تأمین مالی آنها را ندارند.
نظر شما