پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد گذار از نظام تخصیص رایگان سهمیههای انتشار کربن به سازوکار تعدیل کربن در مرزها (CBAM)، با وجود بهبود عملکرد اقتصادی اتحادیه اروپا در مجموع، میتواند به تضعیف حمایت از صنایع سنگین این منطقه منجر شود؛ اثری که بهویژه در صنایع صادراتمحور، از جمله صنعت فولاد، نمود بیشتری خواهد داشت.
به گزارش ایراسین، بر اساس گزارشی که اندیشکده سوئدی SNS منتشر کرده است، با تشدید سیاستهای اقلیمی اتحادیه اروپا، تفاوت هزینههای انتشار کربن میان صنایع اروپایی و رقبای خارج از این اتحادیه اهمیت بیشتری پیدا میکند. این تفاوت، بهویژه برای صنایعی که بخش قابلتوجهی از تولید خود را به بازارهای خارج از اتحادیه اروپا صادر میکنند، به عاملی تعیینکننده در رقابتپذیری تبدیل شده است.
گذار از سهمیههای رایگان کربن به سازوکار تعدیل کربن در مرزها
پژوهشگران در این مطالعه، نظام تخصیص رایگان مجوزهای انتشار کربن را با سازوکار تعدیل کربن در مرزها مقایسه کردهاند؛ سازوکاری که اجرای کامل آن برای سال ۲۰۳۴ برنامهریزی شده است.در نظام تخصیص رایگان، بخشی از هزینههای ناشی از انتشار کربن تولیدکنندگان اروپایی جبران میشود. این حمایت، هم هزینههای کربنی مرتبط با تولید در بازار داخلی و هم بخشی از فشار هزینهای ناشی از رقابت در بازارهای صادراتی را پوشش میدهد.
در مقابل، سازوکار CBAM واردکنندگان محصولات مشمول را ملزم میکند هزینه انتشار کربن مرتبط با کالاهای وارداتی را بپردازند. هدف این سازوکار، ایجاد توازن در هزینههای کربن میان تولیدکنندگان اروپایی و رقبای خارجی و جلوگیری از انتقال تولید به کشورهایی با مقررات اقلیمی سهلگیرانهتر است.
با این حال، CBAM برخلاف نظام تخصیص رایگان، حمایت مستقیمی از صنایع صادراتمحور اروپا در بازارهای خارج از این اتحادیه فراهم نمیکند. از همین رو، تولیدکنندگان اروپایی ممکن است در بازار داخلی از حمایت بیشتری در برابر واردات پرکربن برخوردار شوند، اما هنگام صادرات همچنان با هزینههای اضافی ناشی از سیاستهای اقلیمی مواجه باشند.
افت بیشتر تولید صنایع سنگین سوئد در سایه اجرای CBAM
سوئد نمونهای قابلتوجه در بررسی پیامدهای این تغییر سیاستی است؛ زیرا صنایع متالورژی، خمیر و کاغذ و صنایع شیمیایی این کشور، از شدت انتشار کربن نسبتاً پایینی برخوردارند و وابستگی زیادی به برق کمکربن دارند. در عین حال، بخش قابلتوجهی از محصولات این صنایع به بازارهای خارج از اتحادیه اروپا صادر میشود.
با وجود این مزیتها، نتایج مدلسازی پژوهشگران نشان میدهد زیان تولید در صنایع سنگین سوئد با گذار به سازوکار CBAM تقریباً دو برابر میشود. بر اساس این برآورد، افت تولید این صنایع در نظام تخصیص رایگان سهمیههای کربن ۰.۶ درصد است؛ اما با اجرای کامل CBAM، این رقم به ۱.۳ درصد افزایش مییابد.
این ارقام در مقایسه با یک سناریوی فرضی محاسبه شدهاند که در آن هیچ سیاست اقلیمی اعمال نمیشود.بیشترین تغییرات در بخش متالورژی مشاهده میشود. در شرایط تخصیص رایگان سهمیههای کربن، تولید فولاد سوئد اندکی افزایش مییابد؛ اما پس از اجرای کامل سازوکار CBAM، تولید این محصول ۱.۷ درصد کاهش پیدا میکند.این نتایج نشان میدهد حتی صنایعی که از نظر شدت انتشار کربن وضعیت مطلوبتری دارند و به برق کمکربن دسترسی دارند، ممکن است در صورت وابستگی به بازارهای صادراتی، با پیامدهای منفی تغییر سیاستهای اقلیمی مواجه شوند.
نبود حمایت در بازارهای صادراتی؛ چالش اصلی تولیدکنندگان فولاد اروپا
بر اساس این مطالعه، مهمترین دلیل تضعیف موقعیت صنایع سنگین اروپا، نبود سازوکاری برای حمایت از تولیدکنندگان این منطقه در بازارهای خارجی است.اعمال هزینه کربن بر محصولات وارداتی میتواند از تولیدکنندگان اروپایی در بازار داخلی حمایت کند؛ زیرا اختلاف هزینههای ناشی از مقررات اقلیمی میان تولیدکنندگان داخلی و خارجی را کاهش میدهد. با این حال، این سازوکار هزینههای اضافی تولیدکنندگان اروپایی را هنگام صادرات جبران نمیکند.
در نتیجه، تولیدکنندگان فولاد اروپا ممکن است در بازار داخلی از مزیت رقابتی بیشتری برخوردار شوند، اما در بازارهای بینالمللی همچنان با رقبایی مواجه باشند که با هزینههای کربنی پایینتر فعالیت میکنند.این مسئله برای صنایع صادراتمحور اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هزینههای مرتبط با انتشار کربن میتواند بر قیمت نهایی محصولات، حاشیه سود و توان رقابت در بازارهای جهانی اثر بگذارد.
کریستوف برینگر (Christoph Beringer)، استاد اقتصاد، نیز تأکید کرده است که پیامدهای CBAM برای صنایع کشورهای مختلف به دو عامل اصلی بستگی دارد: میزان انتشار کربن در فرایند تولید و شدت رقابت بازار داخلی این کشورها با واردات محصولات پرکربن.بر این اساس، تأثیر این سازوکار در کشورهای مختلف یکسان نخواهد بود و ساختار صنعتی، شدت انتشار کربن و میزان وابستگی به بازارهای صادراتی، نقش تعیینکنندهای در نحوه اثرگذاری آن خواهند داشت.
بهبود عملکرد اقتصادی سوئد با وجود افزایش فشار بر صنایع
در حالی که نتایج این مطالعه از افزایش فشار بر صنایع سنگین حکایت دارد، برآوردها درباره عملکرد کل اقتصاد سوئد تصویر متفاوتی ارائه میکند.پژوهشگران تخمین میزنند زیان درآمد واقعی اقتصاد سوئد ناشی از سیاستهای اقلیمی، از حدود ۰.۰۵ درصد در نظام فعلی تخصیص رایگان سهمیههای کربن، پس از گذار به CBAM به نزدیک صفر کاهش یابد.
به گفته پژوهشگران، یکی از عوامل مؤثر در این تغییر، دگرگونی در رابطه مبادله است؛ به این معنا که قیمت کالاهای صادراتی سوئد در مقایسه با قیمت کالاهای وارداتی این کشور افزایش مییابد. چنین تغییری میتواند اثر منفی سیاستهای اقلیمی بر درآمد واقعی اقتصاد را کاهش دهد.بنابراین، اگرچه اجرای CBAM ممکن است برای برخی صنایع، بهویژه بخشهای صادراتمحور، هزینهزا باشد، اثر نهایی آن بر کل اقتصاد لزوماً منفی نیست. به بیان دیگر، منافع و هزینههای این سازوکار میتواند میان بخشهای مختلف اقتصاد توزیع متفاوتی داشته باشد.
تشدید افت تولید صنایع سنگین در سایر کشورهای اروپایی
نتایج این پژوهش نشان میدهد اثرات CBAM بر صنایع سنگین سایر کشورهای اروپایی نیز از الگوی مشابهی پیروی میکند؛ هرچند میانگین شدت انتشار کربن در صنایع این کشورها بالاتر از سوئد است.برآوردها حاکی از آن است که با اجرای سازوکار CBAM، تولید صنایع سنگین در سایر کشورهای اروپایی ۲.۶ درصد کاهش مییابد؛ در حالی که این افت در نظام تخصیص رایگان سهمیههای کربن ۱.۳ درصد برآورد شده بود.
در مقابل، زیان درآمد واقعی کل اقتصاد این کشورها از ۰.۲۵ درصد در نظام تخصیص رایگان به ۰.۱۷ درصد پس از گذار به CBAM کاهش مییابد.این ارقام نیز نشان میدهد که کاهش حمایت از صنایع سنگین میتواند همزمان با بهبود نسبی عملکرد اقتصادی در سطح کلان رخ دهد. در چنین شرایطی، ارزیابی سیاستهای کربنی صرفاً بر اساس شاخصهای کلان اقتصادی، بدون توجه به پیامدهای بخشی و رقابتپذیری صنایع، تصویر کاملی از نتایج این سیاستها ارائه نمیکند.
درخواست خودروسازان اروپا برای محدودسازی دامنه CBAM
در همین حال، انجمنهای صنعتی نماینده بخش خودروسازی اروپا از سیاستگذاران اتحادیه اروپا خواستهاند گسترش دامنه سازوکار تعدیل کربن در مرزها به محصولات پاییندستی را به شکلی محدودتر و متناسبتر اجرا کنند.این درخواست در شرایطی مطرح شده است که گسترش دامنه CBAM به محصولات پاییندستی میتواند صنایع بیشتری را در زنجیره ارزش تولید اروپا تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، نحوه طراحی و اجرای این سازوکار نهتنها بر تولیدکنندگان مواد اولیه، مانند فولاد، بلکه بر صنایع مصرفکننده محصولات فولادی نیز اثرگذار خواهد بود.
در مجموع، یافتههای این مطالعه نشان میدهد چالش اصلی سیاست کربنی اروپا، ایجاد توازن میان اهداف اقلیمی و حفظ رقابتپذیری صنعتی است. سازوکار CBAM میتواند با اعمال هزینه کربن بر واردات، از تولیدکنندگان اروپایی در بازار داخلی حمایت کند؛ اما تا زمانی که برای هزینههای کربنی صنایع صادراتمحور راهکاری در نظر گرفته نشود، خطر تضعیف موقعیت این صنایع در بازارهای جهانی همچنان وجود خواهد داشت.
نظر شما