پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ بر اساس چشمانداز ارائهشده، تقاضای جهانی مس در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۸ میلیون تن است که نزدیک به ۱۸ میلیون تن آن به فعالیتهای اصلی اقتصاد، ۹ میلیون تن به گذار انرژی و ظرفیتهای جدید و حدود یک میلیون تن به مصارف نوظهور از جمله هوش مصنوعی، مراکز داده و بخش دفاعی اختصاص دارد. این رقم در سال ۲۰۳۰ به حدود ۳۳ میلیون تن، در ۲۰۳۵ به ۳۸ میلیون تن و در ۲۰۴۰ به ۴۲ میلیون تن خواهد رسید.

به این ترتیب، صنعت مس طی ۱۵ سال باید برای پاسخگویی به ۱۴ میلیون تن تقاضای سالانه جدید آماده شود؛ ظرفیتی که توسعه معادن جدید، افزایش بازیابی از معادن موجود، گسترش بازیافت و سرمایهگذاری در اکتشاف و فرآوری را ضروری میکند.
یکی از تغییرات ساختاری بازار، ظهور هوش مصنوعی و مراکز داده بهعنوان یک بخش مستقل مصرف مس است. تقاضای این بخش که در میانه دهه جاری حدود یک میلیون تن برآورد میشود، در سناریوی مورد بررسی تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۲ میلیون تن و تا ۲۰۴۰ به حدود ۳ میلیون تن در سال میرسد.
با وجود رشد چندبرابری مصرف مس در زیرساختهای هوش مصنوعی و دیتاسنترها، سهم این بخش در مقیاس کل بازار همچنان محدود خواهد بود؛ بهگونهای که مصرف حدود ۲ میلیون تنی در سال ۲۰۳۵ معادل نزدیک به ۵ درصد تقاضای ۳۸ میلیون تنی جهان است. بنابراین، AI یک محرک جدید و پرشتاب برای بازار مس است، اما هنوز بزرگترین موتور تقاضا محسوب نمیشود.
گذار انرژی؛ موتور بزرگتر تقاضا
در مقابل، تقاضای مرتبط با گذار انرژی و توسعه ظرفیتهای جدید از حدود ۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۱۲ میلیون تن در ۲۰۳۰، ۱۴ میلیون تن در ۲۰۳۵ و حدود ۱۶ میلیون تن در ۲۰۴۰ افزایش مییابد. این بخش بهتنهایی حدود ۷ میلیون تن تقاضای سالانه جدید ایجاد خواهد کرد.
توسعه شبکههای انتقال و توزیع برق، خودروهای برقی، نیروگاههای خورشیدی و بادی، ذخیرهسازی انرژی، زیرساخت شارژ و برقیسازی صنایع از مهمترین عوامل این رشد هستند. از این منظر، گذار انرژی در عمل یک گذار فلزبر است و مس یکی از فلزات پایه آن به شمار میرود.
در عین حال، اقتصاد سنتی نیز جایگاه خود را حفظ میکند. مصرف مس در بخشهای اصلی اقتصاد از حدود ۱۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۲۰ میلیون تن در ۲۰۳۰، ۲۱ میلیون تن در ۲۰۳۵ و ۲۳ میلیون تن در ۲۰۴۰ میرسد. بنابراین، فناوریهای جدید جایگزین مصرف سنتی نمیشوند، بلکه لایههای تازهای از تقاضا را به بازار اضافه میکنند.
عرضه همپای تقاضا رشد نمیکند
افزایش تقاضا در شرایطی رخ میدهد که بسیاری از معادن بزرگ جهان با افت عیار، افزایش عمق استخراج و رشد هزینههای عملیاتی و سرمایهای مواجه هستند. از سوی دیگر، توسعه یک معدن بزرگ مس از اکتشاف تا تولید تجاری به سالها زمان نیاز دارد و عواملی مانند مجوزهای محیطزیستی، تأمین آب و انرژی، زیرساخت، تأمین مالی و پذیرش اجتماعی میتواند این روند را طولانیتر کند.
از این منظر، چالش آینده بازار صرفا کمبود منابع مس در پوسته زمین نیست؛ بلکه فاصله زمانی میان رشد تقاضا و توان صنعت معدن برای تبدیل منابع زمینشناسی به عرضه تجاری است. اگر بخشی از ظرفیت معادن موجود نیز به دلیل افت عیار یا پایان عمر معدن از بازار خارج شود، نیاز به ظرفیت جدید حتی از ۱۴ میلیون تن نیز فراتر خواهد رفت.
پیام بازار جهانی برای ایران
این روند برای کشورهای دارای ذخایر مس، از جمله ایران، اهمیت راهبردی دارد. افزایش تقاضای جهانی میتواند ارزش ذخایر معدنی، ظرفیت تولید پایدار و پروژههای آماده توسعه را افزایش دهد. با این حال، پاسخ به این فرصت صرفاً در افزایش استخراج خلاصه نمیشود.
توسعه اکتشافات عمیق و سیستماتیک، افزایش ضریب بازیابی، کاهش زمان توسعه پروژهها، تأمین پایدار آب و انرژی، توسعه متناسب ظرفیتهای ذوب و پالایش و حرکت به سمت محصولات پاییندستی با ارزش افزوده بالاتر، از الزامات بهرهگیری از این روند است.
در نهایت، مسئله بازار مس در دهههای آینده فقط ۳ میلیون تن تقاضای AI نیست؛ بلکه افزایش ۱۴ میلیون تنی تقاضای سالانه جهان است. اگر صنعت معدن نتواند با سرعت برقیشدن اقتصاد، توسعه شبکههای برق و گسترش زیرساختهای دیجیتال ظرفیت جدید وارد بازار کند، مس میتواند از یک فلز پایه صنعتی به یکی از گلوگاههای راهبردی اقتصاد دیجیتال و گذار انرژی جهان تبدیل شود.
نظر شما