اویل پرایس گزارش می‌دهد؛

زیرساخت؛ حلقه مفقوده جذب کربن

زیرساخت؛ حلقه مفقوده جذب کربن
سمانه رمضانی
پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۱

بزرگ‌ترین مانع توسعه جذب و ذخیره‌سازی کربن دیگر فناوری نیست، بلکه نبود مدل تجاری و قراردادهای مطمئن برای تأمین هزینه، انتقال و ذخیره‌سازی CO2 است؛ چالشی که اروپا تلاش می‌کند با توسعه زیرساخت‌های مشترک و تقسیم ریسک میان دولت و صنایع برطرف کند.

پایگاه تحلیلی‌خبری ایراسین؛ جذب و ذخیره‌سازی کربن در اروپا از پروژه‌های منفرد به سمت ایجاد زیرساخت‌های مشترک برای انتقال، ذخیره‌سازی و قراردادهای بلندمدت در حال حرکت است. با این حال، مانع اصلی دیگر صرفاً توانایی فنی برای جداسازی، فشرده‌سازی و تزریق دی‌اکسیدکربن نیست؛ مسئله اصلی این است که چه کسی هزینه شکاف اقتصادی پروژه‌ها را می‌پردازد و ریسک‌های بلندمدت مربوط به حجم، عملکرد و مسئولیت را می‌پذیرد.

راهبرد مدیریت صنعتی کربن اتحادیه اروپا، هدف ایجاد دست‌کم ۵۰ میلیون تن ظرفیت سالانه ذخیره‌سازی CO2 تا ۲۰۳۰ را دنبال می‌کند. برآوردهای این اتحادیه همچنین از حدود ۲۸۰ میلیون تن CO2 جذب‌شده در سال تا ۲۰۴۰ و حدود ۴۵۰ میلیون تن تا ۲۰۵۰ حکایت دارد. تحقق چنین مقیاسی با مجموعه‌ای از پروژه‌های آزمایشی و مستقل امکان‌پذیر نیست و به استانداردهای مشترک، شبکه‌های انتقال، ظرفیت ذخیره‌سازی، قواعد اندازه‌گیری و مسئولیت و قراردادهای بلندمدت نیاز دارد.

همین مسئله توضیح می‌دهد چرا تعداد پروژه‌های اعلام‌شده بسیار بیشتر از پروژه‌هایی است که به تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری می‌رسند. یک کارخانه سیمان ممکن است بتواند کربن را جذب کند، اما با هر تن CO2 همچنان زیان بدهد. از سوی دیگر، یک مخزن ذخیره‌سازی می‌تواند از نظر فنی آماده باشد، اما بدون حجم تضمین‌شده خالی بماند. اپراتورهای خطوط انتقال نیز بدون اطمینان از حجم ورودی، امکان تأمین مالی زیرساخت را ندارند.

پروژه «نورثرن لایتس» در نروژ نمونه‌ای مهم از تغییر مدل تجاری CCS است. این پروژه به جای آنکه هر تولیدکننده به‌صورت مستقل خط لوله و محل ذخیره‌سازی ایجاد کند، امکان مایع‌سازی CO2، انتقال دریایی و خرید خدمات حمل و ذخیره‌سازی دائمی را فراهم می‌کند. فاز نخست ظرفیت ۱.۵ میلیون تن در سال دارد و نخستین تزریق آن در سال ۲۰۲۵ با CO2 کارخانه سیمان Brevik شرکت Heidelberg Materials انجام شد. این ظرفیت اکنون کاملاً رزرو شده و فاز دوم قرار است از ۲۰۲۸ ظرفیت را به دست‌کم ۵ میلیون تن در سال افزایش دهد.

بریتانیا نیز با توسعه خوشه‌های صنعتی، مدل متفاوتی را دنبال می‌کند. در این مدل، پروژه‌های جذب به شبکه‌های حمل‌ونقل و ذخیره‌سازی تحت چارچوب‌های تنظیم‌گری متصل می‌شوند و قراردادهای متناسب با نوع صنعت، شکاف میان هزینه تولید کم‌کربن و ارزش محصول متعارف را پوشش می‌دهند. قراردادهای نهایی برای پروژه جذب کربن کارخانه سیمان Padeswood و پروژه تبدیل پسماند به انرژی Protos در اواخر ۲۰۲۵، نمونه‌ای از حرکت سیاست‌گذاری از تعیین هدف به تقسیم واقعی ریسک است.

قیمت کربن در نظام تجارت انتشار گازهای گلخانه‌ای اروپا نیز اقتصاد جذب را بهبود می‌دهد، اما نوسان این قیمت برای تأمین مالی پروژه‌هایی با عمر چند دهه کافی نیست. پروژه‌ها با ریسک‌هایی مانند تأخیر شبکه انتقال، کاهش تولید CO2، استفاده ناکافی از زیرساخت و مسئولیت بلندمدت ذخیره‌سازی مواجه‌اند؛ ریسک‌هایی که صرفاً با قیمت کربن حل نمی‌شوند.

راهکارهایی مانند قراردادهای کربن به‌ازای تفاوت قیمت، تعهد حداقل حجم، مدل‌های دارایی تنظیم‌شده، توسعه ذخیره‌سازی با حمایت دولت و خرید عمومی سبز می‌توانند بخشی از این شکاف را پر کنند. در این میان، مدل خوشه‌ای نیز با اشتراک خطوط انتقال و مخازن، هزینه واحد را کاهش داده و امکان اتصال صنایع سیمان، مواد شیمیایی، پسماند و پروژه‌های حذف کربن را فراهم می‌کند.

در نهایت، توسعه CCS باید از مشتری آغاز شود: چه کسی برای هر تن CO2 اجتناب‌شده یا حذف‌شده پول می‌پردازد، قرارداد برای چه مدتی معتبر است و عملکرد پروژه چگونه تضمین می‌شود؟ صنایعی مانند سیمان، آهک، برخی فرآیندهای شیمیایی، پسماند به انرژی و پروژه‌های حذف کربن، به دلیل انتشارهای متمرکز و گزینه‌های محدودتر برای کاهش انتشار، از مناسب‌ترین بازارهای اولیه هستند. بنابراین، فناوری می‌تواند CO2 را حذف کند، اما این مدل تجاری و قراردادهای قابل اتکا هستند که دلیل ساخته‌نشدن پروژه‌ها را از میان می‌برند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای پایداری

یادداشت

تازه‌ترین‌ها پایداری

ویدیوی صفحه

دیدگاه