پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در جهان پرنوسان مالی، تغییرات بنیادین معمولاً نه با یک انفجار، بلکه با استقرار بیسروصدای زیرساختهای سنگین آغاز میشوند؛ الگویی که پیشتر در ظهور و تثبیت غولهای صنعت فولاد جهان دیدهایم، جایی که کارگاههای کوچک و پراکنده جای خود را به زنجیرههای ارزش یکپارچه، تولید در مقیاس انبوه و شبکههای توزیع جهانی دادند. اکنون، بازارهای مالی سنتی در حال تجربه دگردیسی مشابهی هستند. داراییهای دنیای واقعی (RWA) در حال ورود به کورههای دیجیتال و تبدیل شدن به توکنهای روان و قابل معامله روی شبکههای بلاکچین هستند.

نگاهی به مسیر طیشده، سرعت این تحول را عیان میکند. تا اواسط سال ۲۰۲۴، بازار داراییهای توکنیزهشده بازاری نوپا بود که ارزش آن به زحمت به ۳ میلیارد دلار میرسید. اما امروز، ارزش این بازار با یک پرواز خیرهکننده از مرز ۳۰ میلیارد دلار عبور کرده و به سرعت در حال نزدیک شدن به سقف ۴۰ میلیارد دلار است. در این میان، اوراق قرضه خزانهداری آمریکا، کالاها، اعتبارات با پشتوانه دارایی، سهام و املاک و مستغلات، مواد خامی هستند که بیشترین سهم را در این فرآیند ذوب و ریختهگری دیجیتال داشتهاند.
این جهش ناگهانی تصادفی نیست. از منظر استراتژی رقابتی، تغییر در محیط کلان و بلوغ زیرساختها، موانع ورود را بهشدت کاهش داده و مزیتهای عملیاتی جدیدی خلق کرده است. کاتالیزور اصلی این تغییر، مقرراتگذاریهای شفافتری نظیر قانون GENIUS برای استیبلکوینها در ایالات متحده بود. در پی این شفافیت، نهادهای مالی بزرگ دریافتند که زمان آزمون و خطا به پایان رسیده است؛ آنها پروژههای آزمایشی خود را متوقف کرده و زیرساختهای بلاکچینی را مستقیماً به سیستمهای عملیاتی و خطوط تولید اصلی خود متصل کردند.
پیش بینی تسخیر بازارها
چشمانداز آینده این صنعت، یادآور رقابت بیرحمانه بر سر تصاحب سهم بازار در روزهای اوج صنایع سنگین است. پیشبینیهای موسسات تراز اول مالی نشان از شکلگیری یک بازار چند تریلیون دلاری دارد. مککینزی در یک سناریوی محافظهکارانه، اندازه این بازار را تا سال ۲۰۳۰ بین ۲ تا ۴ تریلیون دلار برآورد میکند. سیتیگروپ این رقم را ۵ تا ۶ تریلیون و آرکاینوست حدود ۱۱ تریلیون دلار میدانند. در این میان، برآورد مشترک بیسیجی (BCG) و ریپل نشان میدهد که این بازار تا سال ۲۰۳۰ به ۹.۴ تریلیون دلار و تا سال ۲۰۳۳ به ۱۸.۹ تریلیون دلار خواهد رسید. اما استاندارد چارترد بلندپروازانهترین و شاید واقعبینانهترین نگاه را به این روند تولید انبوه دارد: عبور از مرز ۳۰.۱ تریلیون دلار تا سال ۲۰۳۴.

در شکلگیری این زنجیره ارزش نوین، برندگان اصلی لزوماً تولیدکنندگان نهایی نیستند، بلکه تامینکنندگان خطوط انتقال و زیرساختهای ارتباطی این کارخانه عظیم مالی بیشترین سود را خواهند برد. شبکههای زیرساختی مانند چینلینک (Chainlink) دقیقاً نقش همین خطوط ریلی و شریانهای ارتباطی را ایفا میکنند. تحلیلگران استاندارد چارترد پیشبینی کردهاند که قیمت توکن این شبکه (LINK/USD) تا سال ۲۰۳۰ میتواند به ۲۰۰ دلار برسد؛ جهشی که نشاندهنده سودی بیش از ۲۰۰۰ درصد نسبت به قیمتهای محدودهی ۸ دلاری گذشته است. جف کندریک، مدیر ارشد تحقیقات داراییهای دیجیتال در استاندارد چارترد، به صراحت تاکید کرده است که این توکن به عنوان یک زیرساخت حیاتی، مستقیماً از پذیرش شتابان توکنیزهسازی و توسعه امور مالی غیرمتمرکز سود خواهد برد.
آنچه امروز در بازارهای مالی جریان دارد، صرفاً یک نوآوری زودگذر تکنولوژیک نیست، بلکه بازطراحی معماری اقتصاد جهانی است. درست همانطور که رهبران صنعت فولاد با درک اهمیت «مقیاسپذیری» و «یکپارچگی زیرساخت»، اقتصاد صنعتی قرن بیستم را شکل دادند، پیشگامان توکنیزهسازی نیز در حال ایجاد مزیتهای رقابتی پایداری هستند که چارچوب مبادلات مالی دهههای آینده را تضمین خواهد کرد. کسانی که امروز این کارخانههای دیجیتال را میسازند، مالکان بلامنازع بازارهای فردا خواهند بود.
نظر شما