پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ مواد ناریه اگرچه در ظاهر یکی از نهادههای مصرفی معادن است، اما در بخش قابل توجهی از فعالیتهای معدنی، نبود آن به معنای توقف عملیات آتشباری و اختلال مستقیم در استخراج است. بحران اخیر نیز نشان داد که اختلال در تأمین این نهاده میتواند از سطح یک مشکل عملیاتی فراتر رفته و بر استمرار تولید در زنجیره معدن و صنایع معدنی اثر بگذارد.
عادل نجفزاده، رئیس کمیته معادن کمیسیون صنایع و معادن مجلس، ۱۹ مردادماه اعلام کرد بخشی از چالش تأمین مواد ناریه مورد نیاز معادن پس از نشست با متولیان وزارت صمت و تخصیص ارز مورد نیاز برطرف شده است. او در عین حال بر ادامه پیگیریها برای جلوگیری از بروز مشکل در تأمین این مواد در معادن کشور تأکید کرد و هشدار داد: نبود مواد ناریه موجب توقف عملیات انفجار و کاهش شدید بهرهوری معادن میشود.
همزمان سیدمحمد اتابک، وزیر صنعت، معدن و تجارت، از رصد روزانه وضعیت مواد ناریه خبر داده و اعلام کرده است ۲۵ درصد مواد ناریه واردشده توسط بخش خصوصی همچنان ترخیص نشده است. به گفته او، برای تأمین نیاز معادن کوچک، در مقطع فعلی با مجوز، بخشی از مواد ناریه از معادن بزرگ به این واحدها منتقل میشود.
جهش قیمت، فشار مضاعف بر معادن
بحران مواد ناریه تنها به کمبود و دسترسی محدود خلاصه نمیشود. گزارشهای منتشرشده از افزایش ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصدی قیمت برخی اقلام حکایت دارد؛ رشدی که فاصله قابل توجهی با تورم ۵۸ درصدی بخش معدن دارد و فشار هزینهای مضاعفی به بهرهبرداران تحمیل میکند.
بررسی دادههای مرکز آمار ایران نیز نشان میدهد سهم مواد منفجره از ارزش مواد، ابزار و وسایل کار کمدوام مصرفشده در برخی فعالیتهای معدنی به ۷۲ درصد میرسد. این رقم البته به معنای سهم ۷۲ درصدی مواد منفجره از کل هزینه استخراج نیست، بلکه سهم آن را در یک سرفصل مشخص از اقلام مصرفی نشان میدهد.
در این میان، معادن سنگآهن جایگاه ویژهای دارند و نزدیک به نیمی از مواد منفجره مصرفی کشور را به خود اختصاص میدهند. از این رو تداوم اختلال در تأمین مواد ناریه میتواند در صورت استمرار، از تولید سنگآهن به واحدهای فرآوری و در نهایت زنجیره فولاد سرایت کند.
گلوگاه کوچک، اثرگذاری زنجیرهای
عملیات آتشباری در بسیاری از معادن مرحلهای ضروری برای آمادهسازی سنگ جهت بارگیری، حمل و فرآوری است. بنابراین برخلاف برخی نهادههای مصرفی، تأمین مواد ناریه را نمیتوان برای مدت طولانی به تعویق انداخت یا بهسادگی جایگزین کرد.
اهمیت این موضوع تنها به سنگآهن محدود نیست. برخی فعالیتهای معدنی از جمله نیکل، آنتیموان و تیتانیوم نیز وابستگی بالایی به این نهاده دارند؛ محصولاتی که در تولید فولادهای آلیاژی، صنایع نفت و گاز، خودروسازی، تجهیزات پزشکی و هوافضا کاربرد دارند. دولومیت نیز با سهم ۴۷ درصدی در ارزش اقلام مصرفی مورد اشاره، از فعالیتهای وابسته محسوب میشود و در صنایع فولاد، سیمان، شیشه، سرامیک و نسوز کاربرد دارد.
بررسی شرایط اخیر نشان میدهد بحران مواد ناریه حاصل یک عامل واحد نیست و مجموعهای از محدودیتهای ارزی، واردات، ترخیص، حملونقل، ظرفیت تولید داخلی و تمرکز تولیدکنندگان در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
ترخیصنشدن بخشی از محمولههای وارداتی نشان میدهد حتی تأمین کالا از خارج نیز بهتنهایی نمیتواند امنیت عرضه را تضمین کند. از سوی دیگر، وابستگی بازار به تعداد محدودی تولیدکننده، در صورت بروز اختلال، امکان انتقال سریع بحران به بخش معدن را افزایش میدهد.
از مدیریت بحران تا تأمین پایدار
اکنون تخصیص ارز، پیگیری ترخیص محمولهها و انتقال موقت مواد ناریه از معادن بزرگ به معادن کوچک، نشانههایی از مدیریت بحران است. از سوی دیگر، سخنگوی وزارت دفاع اعلام کرده است بخش خصوصی میتواند در تولید مواد ناریه یا مواد منفجره غیرنظامی مورد استفاده در معادن مشارکت کند و چالش تأمین این مواد بهزودی برطرف خواهد شد.
این اقدامات میتواند از توقف فعالیت معادن جلوگیری کند، اما تجربه هفتههای اخیر نشان داده است که اتکا به واردات و حل موردی مشکلات، برای ایجاد امنیت بلندمدت کافی نیست.
افزایش تعداد تولیدکنندگان، مشارکت واقعی بخش خصوصی، ایجاد ذخایر راهبردی، تنوعبخشی به منابع و مسیرهای تأمین و طراحی سازوکار شفاف توزیع، از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری این زنجیره را افزایش دهد.
اکنون که به گفته رئیس کمیته معادن مجلس بخشی از مشکل تأمین مواد ناریه برطرف شده، مسئله اصلی باید از رفع کمبود به امنیت پایدار تأمین تغییر کند؛ زیرا برای زنجیرهای که از استخراج سنگآهن تا تولید فولاد امتداد دارد، تکرار بحران مواد ناریه میتواند هزینهای بهمراتب فراتر از یک اختلال مقطعی در معدن داشته باشد.
نظر شما