پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، در دشتهای فلات مرکزی ایران، جایی که فولاد مبارکه دههها بهعنوان ستون فقرات صنعت کشور خلق ارزش کرده، تهدید اصلی دیگر از جنس رقابت نیست؛ از دل طبیعت برمیخیزد. بحران آب و ناترازی مزمن انرژی، مدل کلاسیک توسعه صنعتی در مرکز ایران را به نقطه اشباع رسانده است؛ نقطهای که در آن، افزایش ظرفیت دیگر مترادف با افزایش ارزش نیست. این همان لحظهای است که شرکتهای بزرگ یا منجمد میشوند یا پوست میاندازند.
فولاد مبارکه اما مسیر دوم را برگزیده است. ابرپروژه انتقال آب دریا، احداث نیروگاههای سیکل ترکیبی و خورشیدی و بازچرخانی چندباره پساب، همگی نشان داده که این گروه صنعتی برای حفظ تولید در فلات مرکزی، تا مرزهای فنی و اقتصادی پیش رفته است. اما منطق توسعه صنعت ایجاب میکند که وقتی هزینههای حاشیهای از منافع پیشی میگیرند، جغرافیا باید تغییر کند. توسعه فراتر از این، نیازمند پیوندی تازه میان انرژی، لجستیک و بازارهای جهانی است؛ پیوندی که تنها در سواحل شکل میگیرد.
در همین چارچوب، بازدید سعید زرندی، مدیرعامل فولاد مبارکه، از منطقه ویژه اقتصادی لامرد و مجتمع آلومینیوم جنوب، یک حرکت نمادین نبود؛ این بازدید، رونمایی از یک چرخش راهبردی بود. فولاد مبارکه با نگاه به آبهای گرم، در حال بازتعریف مدل کسبوکار خود از یک تولیدکننده محصور در خشکی به بازیگری ساحلمحور است؛ مدلی که غولهای جهانی فولاد و فلزات دههها پیش آن را انتخاب کردند.
این حرکت نشان از آن دارد که آینده فولاد نه در جغرافیای کمآب و پرریسک، بلکه در اتصال پایدار به دریا، انرژی و زنجیرههای جهانی رقم میخورد. فولاد مبارکه، پیش از آنکه محدودیتها آن را متوقف کنند، قواعد بازی را تغییر داده است.

نگاه ویژه به اقتصاد دریا
برای سالها، اصفهان قلب تپنده صنعت بود، اما امروز کمبود آب و قطع برق و گاز، مزیتهای رقابتی آن را میبلعد. حرکت به سمت لامرد در جنوب ایران، اعتراف ضمنی به این واقعیت است که آیندهی فولاد ایران نه در مرکز، بلکه در سواحل رقم میخورد. این همان الگویی است که غولهایی نظیر پوسکو در کره جنوبی و نیپون استیل در ژاپن دههها پیش آن را دیکته کردند: استقرار در لبهی آب برای دسترسی نامحدود به خنککنندهها و اتصال به بزرگراههای دریایی جهان. فولاد مبارکه با سرمایه گذاری عظیم در فولاد هرمزگان و توسعه بالا دست و پایین دستی در این شرکت گام های بلندی در ساحل خلیج فارس برداشته اما این تمام ماجرا نیست. در سال های اخیر نگاه توسعه ای فولاد مبارکه به ساحل خلیج فارس گسترده تر شده و پروژه های مهمی در مناطق مختلف ساحلی کشور تعریف شده و نگاه ساحل محور به عنوان یکی از شش راهبرد اصلی استراتژی مبارکه تعیین شده است.
تک خال استراتژیک: میدان گازی مدار
اما جغرافیا تنها نیمی از داستان است. نیمی دیگر، در اعماق زمین نهفته است. سرمایهگذاری فولاد مبارکه در «میدان گازی مدار» قطعهی گمشدهای است که این پازل را به یک شاهکار استراتژیک تبدیل میکند. در دنیای کسبوکار، این حرکت را ادغام عمودی رو به عقب مینامند. فولاد مبارکه با این قرارداد، دیگر یک مشتری نیست که در زمستانهای سخت، پشت درهای بسته شرکت ملی گاز منتظر بماند؛ بلکه خود به یک تولیدکننده انرژی تبدیل شده است. ترکیب حضور در منطقه ویژه لامرد (دسترسی به آب و بنادر پارسیان) با مالکیت میدان گازی مدار، فولاد مبارکه را در برابر ریسکهای سیستماتیک اقتصاد کشور ضدضربه میکند. در حالی که رقبا درگیر خاموشی کوره و خشکسالی هستند، این شرکت با گاز خود و آب خلیج فارس، ماشین تولید را روشن نگه میدارد.

سمفونی فلزات: فولاد و آلومینیوم
ملاقات مدیران فولاد و آلومینیوم در لامرد، یادآور مفهوم همافزایی صنعتی است. هر دو صنعت نیازمند انرژی پایدار هستند. قرار گرفتن این دو غول در کنار هم، در منطقهای که به آبهای آزاد و میادین گازی نزدیک است، یک «کلاستر صنعتی» قدرتمند ایجاد میکند. این اتحاد نانوشته، قدرت چانهزنی آنها را برای توسعه زیرساختها افزایش میدهد و هزینههای لجستیک را سرشکن میکند. آنچه در جنوب ایران در حال رخ دادن است، فراتر از احداث چند کارخانه است. فولاد مبارکه در حال پوستاندازی از یک تولیدکننده ملی به یک شرکت تراز جهانی با مدل شرکتهایی نظیر ریو تینتو یا واله است؛ شرکتی که زنجیره ارزش را از چاه گاز تا اسکله صادراتی کنترل میکند. پیام این استراتژی روشن است؛ برای بقا در قرن بیست و یکم، باید لنگر را از خشکی کشید و به اقیانوس زد. فولاد مبارکه با کارت «مدار» و «لامرد»، سرمایه گذاری بزرگی کرده است؛ اقدامی که اگر به درستی انجام شود، جایگاه ایران را در بازار جهانی فولاد برای دهههای آینده تضمین میکند.
نظر شما