پایگاه خبری تحلیلی ایراسین؛ فولاد مبارکه با اتکا به سبد متنوعی از پروژههای توسعهای و زیرساختی، در حال تثبیت جایگاه خود بهعنوان بازیگر راهبردی در ۱۵ استان کشور و محور اصلی تحقق برنامههای توسعه صنعتی و انرژیبر ایران است.
در بازار سرمایه، فولاد مبارکه با ارزش حدود ۶۰۰ هزار میلیارد تومان، بزرگترین شرکت صنعتی کشور از منظر ارزش بازار محسوب میشود و بهعنوان یکی از اصلیترین نمادهای بخش واقعی اقتصاد بر تراز بازار سرمایه و شاخصهای کلان اثر میگذارد. این مقیاس ارزشگذاری نشان میدهد که سیاستهای توسعهای و تصمیمات سرمایهگذاری این شرکت نه در سطح یک بنگاه، بلکه در اندازه یک نهاد حاکمیتی اقتصادی بر روند سرمایهگذاری صنعتی، اشتغال و توازن منطقهای اثرگذار است.
از منظر سهم در تولید ناخالص داخلی، فولاد مبارکه به تنهایی حدود یک درصد از کل GDP ایران را تأمین میکند و سهم آن در GDP بخش صنعت به حدود ۶.۵ درصد میرسد که برای یک بنگاه واحد در ساختار اقتصاد ایران عددی کمنظیر است. این سطح مشارکت در تولید ناخالص داخلی نشان میدهد که هر تصمیم در حوزه تولید، بهرهوری، صادرات و توسعه زنجیره ارزش فولاد مبارکه میتواند بهطور مستقیم بر رشد اقتصادی، تراز تجاری غیرنفتی و درآمدهای مالیاتی دولت اثر قابل اندازهگیری داشته باشد. بر این اساس، فولاد مبارکه از یک تولیدکننده فولاد فراتر رفته و به یک نهاد اثرگذار بر سیاستهای صنعتی و توسعهای کشور تبدیل شده است.
در حوزه سرمایهگذاری، فولاد مبارکه یک ابرپروژه سرمایهگذاری به ارزش حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان (بیش از ۵ میلیارد دلار با نرخهای متعارف ارزی) را در قالب سبدی از طرحهای توسعهای و زیرساختی در دست اجرا دارد که دامنه آن به ۱۵ استان کشور گسترش یافته است. این جغرافیای سرمایهگذاری نشان میدهد که منافع مستقیم و غیرمستقیم ناشی از فعالیت فولاد مبارکه محدود به محدوده جغرافیایی اصفهان نیست و زنجیره تأمین، پیمانکاری، اشتغال و انتقال فناوری از هرمزگان در جنوب تا خراسان در شرق و سایر نقاط کشور را در بر میگیرد. توزیع فضایی این پروژهها، فولاد مبارکه را به یک محور تعادلبخش در توسعه منطقهای و کاهش تمرکز صنعتی تبدیل کرده است.
در سطح خردتر، ساختار ۵۰۰ همت سرمایهگذاری شامل توسعه ظرفیتهای تولید فولاد، تکمیل زنجیره ارزش، پروژههای انتقال آب، زیرساختهای انرژی، توسعه لجستیک و نوسازی فناوری است که ترکیب آن از منظر مهندسی اقتصادی، با هدف افزایش بهرهوری انرژی، کاهش هزینه تمامشده و ارتقای نسبت ارزش افزوده به مصرف منابع طراحی شده است. همچنین پرتفوی سرمایهگذاری نشان میدهد که استراتژی شرکت صرفاً افزایش ظرفیت تولید اسمی نیست، بلکه تمرکز بر پایداری عملیاتی، تابآوری در برابر محدودیتهای انرژی و آب و ارتقای رقابتپذیری در بازارهای داخلی و صادراتی است.
یکی از محورهای کلیدی نقش حاکمیتی فولاد مبارکه، ورود نظاممند به حوزه زیرساخت انرژی و جبران ناترازی برق کشور از مسیر سرمایهگذاری مستقیم است. در این چارچوب، مجموعهای از پروژههای نیروگاهی با سرمایهگذاری حدود ۷۵۰ میلیون یورو طراحی و اجرا شده یا در حال اجراست که شامل احداث نیروگاه سیکل ترکیبی با ظرفیت نامی ۹۱۴ مگاوات و یک نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی است. این ظرفیتسازی، علاوه بر تأمین امنیت انرژی برای تداوم تولید در زنجیره فولاد، بخشی از بار شبکه سراسری برق را در پیک مصرف کاهش میدهد و به تعادل تولید و مصرف برق در سطح ملی کمک میکند.
نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی با بهرهگیری از ترکیب توربین گاز و بخار و استفاده از حرارت بازیافتی، راندمان تبدیل انرژی را نسبت به نیروگاههای کلاسیک گازی به طور معنیداری افزایش میدهد و شدت مصرف سوخت فسیلی به ازای هر مگاواتساعت تولیدی را کاهش میدهد. از سوی دیگر، نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی با اتکا به تابش خورشیدی پایدار در مناطق هدف، بخشی از بار پایه مصرف را بدون وابستگی به سوخت فسیلی تأمین میکند و در کنار پروژههای بهینهسازی مصرف، انتشار آلایندهها و گازهای گلخانهای مرتبط با زنجیره تولید فولاد را کاهش میدهد.

در این چارچوب، مدیریت ارشد شرکت به صراحت بر نقش توسعهای و فرابنگاهی فولاد مبارکه تأکید کرده است. به تعبیر سعید زرندی، مدیرعامل، «فولاد مبارکه خط مقدم جبهه تولید است؛ ما در ۱۵ استان حضور داریم تا آینده صنعت ایران را با اتکا به فناوریهای نوین تضمین کنیم»؛ این گزاره نشان میدهد که فلسفه حاکم بر سبد ۵۰۰ همت سرمایهگذاری، نه توسعه موضعی، بلکه ایجاد شبکهای از ظرفیتهای تولید، انرژی و زیرساخت در سطح ملی است. ورود فولاد مبارکه به حوزه نیروگاهسازی و تأمین انرژی، نمونهای روشن از بر عهده گرفتن وظایف حاکمیتی برای تضمین بقای تولید است؛ در شرایطی که ناترازی ساختاری برق، ریسک توقف یا محدودیت تولید در صنایع انرژیبر را افزایش داده است، این شرکت با سرمایهگذاری مستقیم در تولید برق، ریسک قطع یا کاهش سهمیه را برای خود و بخشی از زنجیره صنعتی کاهش میدهد. این مداخله، از منظر اقتصاد کلان، بار سرمایهگذاری دولت در توسعه نیروگاههای جدید را کاهش داده و بخشی از نیاز شبکه سراسری را از طریق سرمایهگذاری بخش شبهخصوصی تأمین میکند.
به موازات حوزه انرژی، فولاد مبارکه در پروژههای انتقال و تأمین آب صنعتی نیز حضور فعال دارد که هدف آن کاهش وابستگی به منابع محدود محلی و استفاده از منابع پایدارتر در مقیاس بینحوضهای است. چنین سرمایهگذاریهایی در حوزه آب، از منظر پایداری تولید، اهمیت حیاتی دارد؛ زیرا استمرار تولید فولاد در مقیاس میلیونی بدون مدیریت ریسک کمآبی و نوسان منابع، با چالش جدی مواجه خواهد شد. ورود شرکت به این حوزه عملاً بخشی از مسئولیتهای حاکمیتی در مدیریت ریسک آب صنایع بزرگ را بر دوش این بنگاه گذاشته است.
فولاد مبارکه از مدل سنتی «کارخانه تولیدی» فاصله گرفته و به یک کنسرسیوم توسعهای با مأموریت چندبعدی تبدیل شده است که در آن، تولید فولاد، مصرفکننده و در عین حال پیشران توسعه زیرساختهای انرژی و آب است. نقشآفرینی در نیروگاههای سیکل ترکیبی، نیروگاههای خورشیدی، طرحهای انتقال آب و سرمایهگذاری گسترده در ۱۵ استان، مصادیق عینی این تحول در نقش است و جایگاه شرکت را از سطح یک بنگاه صنعتی به سطح یک بازیگر حاکمیتی در اقتصاد غیرنفتی ارتقا داده است.
منبع: ویژهنامه ۳۳ سالگی
نظر شما