او فوقلیسانس مهندسی مکانیک از دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز دارد و از افرادی است که از سالهای ساخت و شروع بهرهبرداری در کنار فولادمبارکه بوده است. مرتضی طلایی در مشاغل مختلف در این شرکت مشغول خدمترسانی به کشور بوده و پس از بازنشستگی نیز بهعنوان مدیرعامل شرکت فنی و مهندسی فولادمبارکه به فعالیت پرداخت. او تأکید دارد زمانی که دانش برای تولید هر محصولی درست طراحیشده باشد، این دانش ماندگار خواهد بود و منجر به تولید محصولات باکیفیت خواهد شد. طلایی به نقش صنعتسازی فولادمبارکه اشاره میکند و میگوید: فولادمبارکه از آغاز بهرهبرداری برای جامعه منشأ خیروبرکت بوده است.
کارخانه: شما از مدیران دوره ساخت و شروع بهرهبرداری از فولادمبارکه بودهاید. ساخت مجتمع فولادمبارکه چگونه شکل گرفت؟
مطالعه سایت فعلی فولادمبارکه توسط مشاور شرکت بریتیش استیل جهت ایجاد یک کارخانه فولادسازی حدود ۵/۱ میلیون تن انجام شد؛ اما متأسفانه پس از انقلاب منجر به عقد قرارداد جهت اهداف کارخانه نشد. در رژیم گذشته قرارداد بارکو با شرکت دولتی Finsider بسته شد و بعد از پیروزی انقلاب عقد این قرارداد مستقیماً با شرکت دولتی Italimpianti که زیرمجموعه شرکت Finsider دولت ایتالیا بود صورت گرفت. شرکت Italimpianti با توجه به دانشی که از شرکت فولادسازی تارانتو داشت مسئول طراحی و تأمین و ساخت تجهیزات مجتمع فولاد شد. هرچند سازنده کارخانه تارانتو شرکت نیپون استیل ژاپن و سایر شرکتهای غیرایتالیایی بودند، اما ایتالیاییها با استفاده از تجربه ساخت کارخانه فولادسازی تارانتو و نیز مدارک و مستندات و تجارت ضمنی و پرورش نیروی انسانی لازم، مأمور طراحی، تأمین و ساخت فولادمبارکه شدند. البته کارخانههای ماشینسازی دیگری مثل اینسه واقع در میلان و برشیا و شرکت آنسالدو جنوا و شرکتهای دیگر مثل مکفوند در شهر ناپل برای تجهیزات واحدتکمیل نورد گرم و خطوط نورد سرد بهجز تاندم میل و اسکین پاس میل و تمپرمیل و کورههای باکس آنیلینگ که ایتالسیدرساونا در نزدیکی جنوا و اسکین پاس واحد تکمیل نورد گرم، مسئولیت ساخت تجهیزات و نیز شرکت سکینگ برای فولادسازی و شرکت لرگی برای واحد گندلهسازی توانایی این را پیدا کردند که یک کارخانه فولاد جدید مثل فولادمبارکه را بسازند. شرکت ایریتک که بهعنوان پیمانکار عمومی تشکیلشده بود و رتبهبندی لازم را از سازمان برنامه وقت دریافت کرده بود، از گرین فیلد تا انتهای پروژه بهعنوان مشاور مادر حضور داشت که بتواند تمام دانش ساخت فولاد را داشته باشد. در حقیقت سامانه کارهای عمرانی، ساخت اسکلت فلزی، نصب اسکلت و نصب تجهیزات در کشور به کمک ایریتک شکل گرفت و در اختیار سازندگان و پیمانکاران ایرانی قرار گرفت.
کارخانه: ایده انتقال فولاد از بندرعباس به اصفهان چگونه شکل گرفت و چه شد که این اتفاق افتاد؟
در سال ۵۸ شورای انقلاب بنابر دلایلی، تصمیم به انتقال طرح بندرعباس به اصفهان و پایهگذاری شرکت فولادمبارکه اصفهان و گسترش آن بهعنوان یکی از تأمینکنندگان بزرگ فولاد گرفت. از سال ۶۰ عملیات ساخت آغاز و مقرر شد تا سال ۶۶ ساخت کارخانه انجام شود. طبیعتاً در حال حاضر برای مقایسه دو موضوع باید هر دو از یک جنس باشند. گرفتن هر تصمیم و یا نگرفتن آن در بستر شرایط مکانی، زمانی و تاریخی خود معنا پیدا میکند. انتقال طرح بندرعباس به مبارکه هم نتیجه همان شرایط و تصمیم ایجاد آن در مکان فعلی بوده است. به دلیل استعدادهای طبیعی موجود در موقعیت زیرساختها، منابع انسانی و سایر مزیتها مثل عمر طولانی مدیریت مجری طرح فولادمبارکه که در آن مقطع زمانی مدیران را در دورهای یکساله تعویض میکردند. همچنین نوع حمایت یکپارچه که از طرف دولت وقت و سایر قدرتهای سیاسی کشور وجود داشت، از عوامل شکلگیری این مجموعه شد. چنانچه این متغیرها و پارامترها را حذف و یا کمرنگ کنید؛ شکلگیری فولادمبارکه در دوران جنگ تحمیلی به این شکل امکانپذیر نبود. فولادمبارکه مولود انقلاب است و اینگونه توانسته الگوی توانمند سایر فولادسازان کشور باشد. بیشک فولادمبارکه بنگاه اقتصادی بزرگی است و گردش مالی زیادی دارد. نباید بگذاریم این صنعت با مشکل روبهرو شود. این موضوع مسئولیت مدیریت ارشد این شرکت را صدچندان میکند. کار تیمی و کرامت انسانی که همواره در این شرکت مطرح بوده از محورهایی است که همواره توانسته به حرکت باثبات فولادمبارکه قوام دهد؛ همچنین رویکرد این شرکت درباره کرامت انسانی و رفاقت بین مجموعه مدیران و ساختارهای این شرکت از دیگر نقاط قوت شرکت است.
کارخانه: اگر بخواهیم به نقش افراد در شکلگیری فولادمبارکه بپردازیم از دید شما چه کسانی بیشترین نقش را در شکلگیری فولادمبارکه پیش و پس از انقلاب داشتند؟
متأسفانه در آن مقطع زمانی لغو قراردادهایی که در رژیم گذشته بستهشده بود، رایج بود. آقای دکتر سروش کامیاب خیلی تلاش کرد تا قرارداد منعقد با ایتالیاییها لغو نشود. همچنین مجری محترم طرح فولادمبارکه آقای عرفانیان و نیز یاران ایشان ازجمله نخستوزیر و وزیر وقت، مدیرعامل وقت شرکت فولاد و حمایت مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی و خیل عظیمی از افراد دیگر در آن برهه زمانی، تأثیرگذار بودند. در آن زمان، همت، اراده، سختکوشی و قدم برداشتن باایمان راهگشای همه ما بود. افراد و پیشاپیش آنان رهبران شرکت از هیچ تلاشی فروگذار نمیکردند. فضای کار در آن زمان بهگونهای بود که همه و در رأس آنها مهندس عرفانیان (مدیرعامل دوران ساخت) بهعنوان الگو، همواره بر جهاد در جبهه صنعت تأکید میورزیدند بهگونهای که خود ایشان بهصورت دو نوبت در زمان ساخت مشغول کار بودند و حتی در روزهای تعطیل و تاسوعا و عاشورا نیز کار را رها نمیکردند. بسیاری از افراد حتی با وضو سر کار خود حاضر میشدند که نشاندهنده ایمان ایشان به کار بود. این عشق درونی و احساس رسالت بیرونی راهگشای بسیاری از مشکلات بود. البته در این میان کمک بعضی از سازمانها نیز نباید فراموش شود. فشار مجریان طرح موجب شد که مجلس شورای اسلامی برای کمک به تسریع اجرای پروژه در سال ۱۳۶۱ ماده واحدهای را تصویب کند که تأمین منابع برای پیشبرد این پروژه را از قوانین بودجه و پیچیدگیهای اداری آن مستثنا و همچنین ورود مناسب برخی از تجهیزات را تسهیل میکرد. همت افراد بهگونهای بود که هیچ محدودیتی را نمیپذیرفتند. حتی در مواردی که برای انتقال دستگاهها راههای انتقالی وجود نداشت خود مجریان اقدام به ساختن راهها، پلها و راهآهن میکردند.
کارخانه: بسیاری معتقدند توسعه پایدار کشورها درگرو رشد صنعت فولاد است. چقدر با این بحث که توسعهیافتگی با صنعت فولاد ارتباط نزدیک دارد موافقید؟
توسعه پایدار کشور بدون شک به اتخاذ سیاستگذاریها و استراتژیها و جاریسازی آنها و نیز عواملی اصلی متعددی بستگی دارد که یکی از این عوامل سرمایهگذاری در ارتقای توازن زنجیره فولاد از معدن تا تولید محصولات باارزش افزوده بالاتر است. صنعت فولاد مزیتهای مهمی دارد که برخی از آنها عبارتاند از ذخایر انرژی، ذخایر سنگآهن (حدود ۳/۲ میلیارد تن / ۴۶ درصد)، نیروی کار جوان و نیز تسلط خوب به بهرهبرداری فرآیندهای زنجیره فولاد، تأثیرگذاری تمام عوامل تولید و پشتیبانی زنجیره فولاد در ارتقای سطح فرهنگ صنعتی جامعه، اشتغالزایی و ارزشآفرینی، نیاز سرانه حدود ۳۰۰-۳۵۰ کیلوگرم در سال به فولاد برای توسعه زیرساختهای کشور، ایجاد فرصتهای صادراتی در تأمین ارزآوری غیرنفتی و اقتصاد غیرنفتی و همچنین الگوبرداری از جوامع توسعهیافته است. معتقدم که صنعت فولاد بهطور معنادار در توسعه پایدار کشور تأثیرگذار است.
کارخانه: نقش دولت در این میان چیست و چه انتظاری از آن دارید؟
دولت میتواند نسبت به یکپارچهسازی و همسوسازی سرمایهگذاریهای در حال اجرا و آنهایی که قرار است اجرایی شوند با توجه به ویژگیهای فرآیند صنعت فولاد اقدام کند. انتخاب اعضاء هیئتمدیره و مدیران عامل بهشدت توانمند را در دستور کار قرار دهد و با هدفگذاری و کنترل مستمر بر عملکرد آنها برای شرکتهای فولادی بزرگ که مستقیم یا غیرمستقیم ساختار دولت آنها را انتخاب میکند را مدنظر قرار دهد. طرحها و پژوهشهایی که روی کاغذ پیشبینیشده و قرار است در کنار خلیجفارس و دریای عمان اجرایی شوند را پشتیبانی و فعال کند تا حدود چهار سال آینده عملیاتی شده و به اتمام رسد. از سوی دیگر به شفافسازی اقتصاد و فرایندها از معادن تا انتهای محصول بپردازد. تا اینکه شرکتهای فولادسازی فعلی در راستای ارتقای بهرهوری خود در تمام ابعاد برنامهریزی و اقدام کند که این امر باعث کاهش هزینه تولید خواهد شد. همچنین دولت میتواند محور توسعه صنعت باشد و به فولاد هم کمک کند تا کلیه فرآیندها از بخش معدن، فرآوری و تنظیم گرفته تا انتهای فرآیند محصولات در آن اجرایی شوند. باید توجه داشت که پس از پنج دهه هنوز برای طرحهای مهندسی بهشدت محتاج و نیازمند واردات تکنولوژی خارجی هستیم. از سوی دیگر دانشها و تکنولوژیهایی بهطور پراکنده و غیر سازمانیافته در کشور وجود دارد که نقش دولت در همگرایی و همافزایی آن بسیار اهمیت دارد. دولت همچنین میتواند بستر لازم در راستای استفاده از معادن سنگآهن کشورهای همسایه ایران را فراهم کند.
کارخانه: همچنان پس از سالها فولادمبارکه بهعنوان ساختارمندترین و پیشروترین کارخانه ایران مطرح است. این ساختار منسجم و هماهنگ چگونه سرآمد شد؟
باید عرض کنم دوام و ماندگاری هر چیز بسته به ساختاری است که آن را شکل میدهد و نظامی است که بر بستر آن قرارگرفته و جریان دارد. در کارخانه فولاد بخشهای سختافزاری، نرمافزاری و مغز افزاری (ابعاد تکنولوژی آن) بهصورت همسو و هدفمند طراحی و پیادهسازی شده است. رهبری سازمان و اداره آن بر مبنای ارزشهای رفاقت، کرامت و مشارکت بناشده و با بستر همسویی سازمانی و باور به بهبود مستمر در کلیه فرایندها شکلگرفته است. برای حفظ این نعمت باید از پیر شدن و آنتروپی سازمان جلوگیری کرد و سرعت آن را بهشدت کاهش داد که طبیعتاً بهطور مستمر باید مورد کنترل و پایش قرارگرفته و با توجه به شرایط خاص بر مقطع و فرآیند آن انجام شود. تکنولوژی و تجهیزات بهطور عمده از کشور ایتالیا خریده شد. با تأکید مدیران و بهویژه مدیرعامل بر اهمیت آموزش، کلیه دستگاهها بهشرط آموزش کامل خریداری میشد و افراد متعددی برای آموزش نحوه کار به کشور ایتالیا فرستاده شدند تا بهطور مستقیم آموزشهای لازم را از سازندگان بیاموزند. سه دوره برنامهریزی و آموزش با مشارکت کارشناسان ایرانی و ایتالیایی در سطح کلان، واحدها و در سطح برنامههای اجرایی و دستورالعملها اجرا شد که در آن دو طرف اهداف و برنامههای شرکت از سطح کلان تا خرد را تدوین و تیم ایرانی آموزشهای لازم را در کنار تیم ایتالیایی فراگرفتند و به این صورت کلیه فرآیندهای شرکت تهیه شد. یکی از سیستمهای جالبتوجه شرکت که در آن زمان در نوع خود بینظیر بود سیستم MIS بود که پس از تهیه فرآیندهای شرکت، این فرآیندها به کمک تیمی متشکل از ۷۰ متخصص ایتالیایی و ۸۰ متخصص ایرانی طراحی و بیش از ۴ هزار برنامه در این راستا نوشته شد. همانطور که آگاهید، خرید چنین تجهیزاتی بهطور آماده نمیتواند در درون سیستم شرکت بهخوبی نهادینه شود پس تأکید مدیران زمانبر طراحی چنین سیستمهایی در تعامل نزدیک کارشناسان دو طرف بوده است. این سیستم در زمان خود مزیت بزرگی برای شرکت به همراه داشت که بعدها با بهبود مستمر روزبهروز اصلاح شد و ارتقا یافت تا بهصورت امروزی درآمد. سه دوره برنامهریزی و آموزش توانست از ابتدا شالوده مناسبی برای شرکت با تأکید بر آموزش فراهم کند.
کارخانه: چقدر به آینده صنعت فولاد ایران خوشبین هستید؟ آیا با روند فعلی صنعت فولاد ایران را به توسعهیافتگی میرساند؟
مقوله توسعهیافتگی حاصل متغیرها و استراتژیهای کلان متعددی است که یکی از آنها صنعت فولاد است. طبیعتاً اگر الزامات حاکم بر توسعهیافتگی را جاری و ایجاد کنیم، حتماً موفق میشویم. صنعت فولاد هم از این مقوله مستثنا نیست. کشور ما قابلیت و مزیت تولید ۵۵ میلیون تن فولاد را دارد و فولادمبارکه بهطورقطع استعداد و پتانسیل مدیریت و تولید ۲۵ تن فولاد در سال را دارد.
نظر شما