ماهنامه کارخانه؛ او مدیر پروژه فولاد بندرعباس بود که بعدها به ساخت فولاد مبارکه منجر شد. «سروش کامیاب» در سال ۱۳۱۹ به دنیا آمد و مدرس مکانیک دانشگاه صنعتی شریف بود. کامیاب شاگرد و همکار دکتر محمدرضا امین مدیر شرکت ملی فولاد بود و از سوی او بهعنوان مجری طرح فولاد در شهر بندرعباس انتخاب شد. طرحی که در سواحل خلیجفارس به نتیجه نرسید. میگویند نقش او پس از انقلاب پررنگتر شد و توانست با حضور در جلسات مختلف و دفاع پرشور از شیوه احیا مستقیم، از قرارداد ساخت مجتمع فولاد مبارکه دفاع کند. او در به ثمر رسیدن این شرکت نقشی حیاتی ایفا کرد.
کارخانه: برخی میگویند اگر شما نبودید شاید فولاد مبارکه به شکل امروزی ایجاد نمیشد. کمی از حال و هوای روزهای شکلگیری ایده ایجاد فولاد بندرعباس که درنهایت به فولاد مبارکه ختم شد بگویید.
در راه ایجاد و شکلگیری مجتمع فولادمبارکه، افراد بسیاری نقش داشتند و بنده بهعنوان یکی از آن افراد خوشحالم که در ساخت این پروژه بسیار بزرگ نقش داشتهام. اوایل دهه ۵۰، طرح جامع تولید فولاد کشور تدوینشده بود و در این طرح، سه منطقه اهواز، بندرعباس و کنگان و برای ساخت واحد تولید فولاد از طریق احیای مستقیم پیشبینیشده بود. طبق این طرح قرار براین بود تا طرح تولید ورق با ظرفیت ۳ میلیون تن در بندرعباس و یک واحد نورد سرد در اصفهان با ظرفیت ۷۰۰ هزارتن راهاندازی شود. بعدازاینکه کارم را در شرکت فولاد شروع کردم به من گفته شد یک گروه ایتالیایی حاضراست در ایران برای ساخت این کارخانه در بندرعباس سرمایهگذاری کند. قرار بود این گروه ایتالیایی در بندرعباس کارخانه فولاد راهاندازی کرده و از روش احیای مستقیم، ورق تولید کند. درواقع من کار کارشناسیام را در رابطه با این پروژه شروع کردم. این مجتمع در سالهای قبل از انقلاب به سه بخش واحد احیای مستقیم، واحد تولید تختال و سپس نورد تقسیم میشد که ایتالیاییها با توجه به دانشی که داشتند، پیشنهاد تأمین واحد تولید فولاد و تختال و نورد را دادند و مایل به سرمایهگذاری در قسمت نورد بودند. این پیشنهاد قابلقبول و بر پایه درستی گذاشتهشده بود. واحد احیای مستقیم را قرار بود خودمان بر اساس تجربه بهدستآمده از فولاد اهواز خریداری کنیم.
کارخانه: اما چطور شد که باوجود طرح جامع فولاد و پیشبینی ساخت واحد احیای مستقیم در بندرعباس این طرح از اصفهان سر درآورد؟
بندرعباسیها به ما میگفتند شما از وقتی به بندرعباس آمدهاید اجارهخانهها افزایش پیداکرده و میخواستند که ما ازآنجا برویم. درحالیکه افزایش اجاره خانهها را میدیدند اما متوجه نبودند که بودن کارخانه فولاد در آنجا چه تأثیری میتواند در توسعه شهرشان بگذارد. قطعاً شرایط بندرعباس در حدود ۴۰ تا ۵۰ سال پیش با امروز بسیار متفاوت بود و تصوری از اهمیت این صنعت در استان خود نداشتند؛ اما اصفهانیها متوجه این قضیه شدند و توانستند این پروژه را به اصفهان بیاورند و بسازند. در بندرعباس کسی از این کار حمایت نمیکرد و فقط عدهای بودند که میخواستند جلوی انتقال فولاد از بندرعباس گرفته شود. دلیل انتخاب اصفهان هم این بود که ابتدا مکان مناسبی برای ساخت واحد نورد سرد در نزدیکی مبارکه پیشبینیشده بود و از همان مکان برای ساخت کارخانه فولادمبارکه استفاده شد. معتقدم که حسن این اتفاق آن بود که اگر فولاد به اصفهان منتقل نمیشد شاید ساخته هم نمیشد.
کارخانه: این ایده پروفسور امین که به دنبال استفاده از ذخایر غنی گاز ایران برای تولید فولاد بود چگونه شکل گرفت؟
واقعیت نبودن زغال در ایران مسئله مهمی بود. از اساس قبل از جنگ جهانی دوم تولید فولاد با گاز مطرح نبود. این مطلب ابتدا در مکزیک مطرح شد و آنها شروع به استفاده از گاز با روش HYLکردند و آمریکاییها هم به دنبال آن روش میدرکس را راه انداختند که در شرکت کورف در آلمان پیاده شد. زمانی که کارهای اولیه را انجام داده بودیم و دکتر امین هم از شرکت ملی صنایع فولاد ایران رفته بود و آقای نجمآبادی مدیرعامل شرکت شده بود ایشان به ما اطلاع دادند که قرار است دکتر شیبانی مدیرعامل ذوبآهن برای دیدن کارها بیایند که بنده هم خیلی استقبال کردم. ایشان آمدند و از من خواستند کارهایم را به ایشان نشان دهم. من هم کارهایی که آماده بود ازجمله نقشه کلی مجتمع، ورودی سنگآهن، کوره احیای مستقیم، ذوب ریختهگری و… را آوردم و ایشان گفت بهجز نقشه نورد، بقیه را دور بیندازید. ایشان به کوره بلند اعتقاد داشت و نظرش هم در آن زمان درست بود. البته یک اشکال داشت؛ قبل از جنگ جهانی دوم مسئله ذوبآهن گازی مطلقاً وجود نداشت. دوم اینکه در کتابهای درسی قبل از جنگ جهانی دوم که تمام این استادان آنها را خوانده بودند، نوشته بود با کوره الکتریکی نمیتوان ورق تغییر فرم پذیر ساخت؛ چرا؟ چون ذوب کوره الکتریکی حدود هشت ساعت طول میکشید چون ترانسفورماتورها ضعیف بود و جذب هوا بالا بود؛ بنابراین در ذهن دکتر شیبانی دو مورد وجود داشت که ازنظر خودش هم درست بود. یکی اینکه بحثی بهجز کوره بلند وجود نداشت. دوم اینکه کوره الکتریکی درست است اما با آن نمیشود (البته در آن زمان) ورق تغییر شکلپذیر ساخت.
کارخانه: در جلسات فنی با موافقان شیوه کوره بلند که در تقابل با تکنولوژی احیای مستقیم بودند چه میگذشت؟ چطور قانع شدند که این تکنولوژی را قبول کنند؟
در آن سالها با تحقق انقلاب اسلامی، مخالفتهایی با این مضمون که احیای مستقیم، ایده غرب است، مطرح شد. البته ازنظر اقتصادی آنالیزی که من از این موضوع دارم این است که هر کشوری که گاز دارد و زغال ندارد یا کم دارد، تنها راهش احیای مستقیم است. هر کشوری که زغال دارد و گاز ندارد، تنها راه برای آنها کوره بلند است و کشوری که هر دو را دارد، باید بسیار با دقت آنالیز اقتصادی کند که کدام بهصرفهتر است. توجه داشته باشید که با توجه به مسائل زیستمحیطی و انتشار آلایندهها، امروز تولید فولاد با زغالسنگ تقریباً منسوخشده است. بهطوریکه در سالهای اخیر، کشورهای هند و چین را برای بستن کورههای بلند خود، تحتفشار قرار دادهاند. این امر نشان میدهد که ما راه درستی را انتخاب کردیم و امروز از این انتخاب خوشحالم.
کارخانه: درنهایت چطور شد که پای ایتالیاییها به این پروژه باز شد؟
ممکن است بحث کمی هم سیاسی باشد؛ اما اینکه چون روسها در ایران کار میکردند شاید خواستند عقب نمانند؛ اما آن زمان در ایتالیا کارخانه فولادی در دست ساختمان نبود و باید یک بازار جدید برای خودشان پیدا میکردند. قرار بود مهندسی این کار را شرکت دولتی Italimpianti انجام دهد و در قسمت نورد هم شرکت دولتی Finsider سرمایهگذاری کند. شرکت Italsider هم دانش تولید انواع فولاد و درعینحال سیستمهای لازم برای گرداندن این مجموعه را میداد. همیشه این بحث مطرح بود که سر ایران کلاه گذاشتهشده است. تجربه Italimpianti در کوره بلند بود و تجربه کوره احیای مستقیم را نداشت و با اصرار خودش در این حوزه وارد شد. به هر صورت واحد احیای مستقیم مجتمع بندرعباس جزئی از کار ایتالیمپیانتی نبود و با استفاده از تجربه فولاد اهواز با روش میدرکس از شرکت کوبه ژاپن که صاحبامتیاز آن بود خریداری شد.
کارخانه: ارز موردنیاز برای ساخت این کارخانه در سالهای پس از انقلاب چگونه تأمین شد؟
ایتالیاییها با پیشنهاد فاینانس پروژه و با اتکا به تهاتر نفت از ایران، ارز موردنیاز را برای ساخت فولاد مبارکه دریافت کردند. درواقع این پروژه حاصل فاینانس و در برابر تهاتر نفت است.
کارخانه: در سالهای بعد شما از ایران مهاجرت کردید؟
در دفتر جنوای شرکت ملی فولاد بهعنوان مسئول دفتر، قراردادهای خارجی را دنبال میکردم. در این سالها سعی کردیم تا دانش فنی را به ایران منتقل کنیم. آوردن دانش فنی واحد احیای مستقیم به ایران اقدام مهمی بود که انجام شد؛ زیرا از روز نخست در قراردادها، بحث انتقال دانش فنی به ایران قیدشده بود. ضمن آنکه، پیشنهادهای آنها تنها از طرف خودشان نبود و خواستههای ما را شامل میشد.
کارخانه: یکی از ویژگیهای برجسته فولادمبارکه ساختار منسجم تشکیلاتی و نظام مدیریتی حاکم بر آن است که متمایز از سایر مجموعههای صنعتی کشور است. این ساختار منسجم و نظاممند از کجا میآید؟ آیا همراه با انتقال تکنولوژی، نظام اداری نیز انتقال یافت؟
اتفاقاً این امر یکی از بحثها و اشکالات جدی بود که بعد از انقلاب به فولاد مبارکه وارد میشد. اعتراض میکردند که واردات در حد بالای اتوماسیون و نظام تشکیلاتی مرتبط با کارخانه ضرورتی ندارد و لزومی به آن احساس نمیشد. این در حالی است که امروز داشتن سیستمهای تولید و اتوماسیون برای فولاد مبارکه بسیار حائز اهمیت است و سیستمی که با محاسبات دقیق نصبشده است، در موفقیت فولاد مبارکه بسیار تأثیرگذار بوده است.
کارخانه: آیا حالا که به گذشته بازمیگردید همچنان با همان قدرت و قوت سابق از طرح خود دفاع میکنید؟
اعتقاد شخصی من این است که این پروژه نباید از بندرعباس منتقل میشد. مشکل ما این است که برخلاف تمام دنیا از کنار دریاهایمان فرار کردهایم و در شهر کمآبی مانند اصفهان بهناچار این پروژه بنا شد؛ اما حسن آن این بود که اگر فولاد به اصفهان منتقل نمیشد، شاید ساخته نمیشد. نخست اینکه میگفتند بندرعباس گرمای زیادی دارد اما بعدها پروژههایی مانند آلومینیوم و پالایشگاه و فولاد بندرعباس جدید و… گذاشته شد. مورد دیگر اینکه میگفتند مشکل آب شیرین وجود دارد که میتوانستیم با آبشیرینکن مشکل را حل کنیم. یا اینکه میگفتند خوردگی بالاست که من میگفتم خیلی از کشتیهای دنیا در این دریا در حال کار کردن هستند. از طرف دیگر توجه داشته باشید که در کشور ما باوجود معادن غنی سنگآهن و منابع طبیعی گاز، تولید فولاد دارای بازده است. امروز کشورها بهشدت به دنبال کاهش آلایندهها هستند و ابرقدرتها و کشورهای توسعهیافته با استفاده از روشهای نوین علمی و بهویژه استفاده از هیدروژن در تلاشاند گامهای مؤثری در کاهش آلایندههای زیستمحیطی بردارند. بدون شک این صنعت با توجه به هزینههای حملونقل و سرمایهگذاری بزرگی که برای حملونقل متحمل میشود، باید در کنار واحدهای استخراج سنگآهن و معادن و به خاطر کمبود آب در نزدیکی دریا مستقر شود. این عوامل به تمرکز صنعتی و دستیابی به بهرهوری تولید و کاهش هزینهها کمک میکند.
نظر شما