پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، با رشد حجم تجارت جهانی و رقابت فزاینده در حوزه حملونقل دریایی، شاخصهایی چون بهرهوری عملیاتی، کاهش زمان ماندگاری کالا در بنادر و بهینهسازی زمان حمل، به عنوان مؤلفههای اصلی کارایی بنادر مطرح میشوند. با این حال، بخش عمدهای از این شاخصها متأثر از عملکرد نواحی پسکرانهای هستند؛ نواحی که غالباً در طراحیهای توسعه بنادر مغفول واقع شدهاند یا نگاه زیرساختی ناقصی به آنها شده است.
از بندر به قلب سرزمین؛ تغییر نگاه در نسل سوم بنادر
مفهوم "بنادر محور لجستیک منطقهای" که در ادبیات جدید مطرح شده، بر اهمیت توسعه پایدار متوازن بنادر و مناطق پسکرانه تأکید دارد. در این چارچوب، بنادر نه به عنوان نقطه پایانی زنجیره حمل، بلکه به عنوان مرکز لجستیکی با تعامل دو سویه با پسکرانه عمل میکند. بر همین اساس، وجود منطقه ویژه اقتصادی در پسکرانه، یا شهرکهای صنعتی- تجاری نزدیک به بنادر، میتواند موجب خلق ارزش افزوده، ثروت آفرینی و کارآفرینی و کاهش ترددهای غیرضروری گردد.
با توسعه مفهوم لجستیک بنادر و بنادر نسل سوم، تمرکز صرف بر تجهیزات بنادری جای خود را به دیدگاه سیستمی نسبت به عملکرد بنادر داده است. در این دیدگاه، بنادر بخشی از یک سیستم کلان لجستیکی است که عملکرد آن به طور مستقیم با کارایی پسکرانه در ارتباط است.
پسکرانه؛ حلقه پنهان بهرهوری
در بسیاری از کشورها سرمایهگذاری در پسکرانه و اتصال هوشمند بنادر به مناطق صنعتی و اقتصادی، عاملی تعیینکننده در افزایش رقابتپذیری بنادرها در سطح بینالمللی تلقی شده است. در این میان، عوامل پسکرانهای شامل زیرساختهای حملونقل زمینی (جادهای و ریلی) و دسترسی به آن، ارتباطات لجستیکی، مراکز توزیع کالا (انبارداری و حمل و نقل)، مناطق ویژه اقتصادی و گمرکات، سرمایهگذاریهای لجستیکی و هماهنگی نهادی میان ذینفعان از جمله عوامل اثرگذار بر عملکرد بنادر به شمار میروند.
نقش حیاتی پسکرانه در افزایش یا کاهش بهرهوری بنادر از آنجا ناشی میشود که بیشتر جریان کالاها پس از ورود نیازمند جابهجایی سریع، کمهزینه و مطمئن به نواحی داخلی یا صنعتی هستند. چنانچه زیرساختهای پسکرانهای ناکارآمد باشند، بارگیری و ترخیص کالاها با تأخیر مواجه شده و در نتیجه کارایی بنادر کاهش مییابد.
در مدلهای جدید توسعه بنادر، مفهوم یکپارچگی بنادر و پسکرانه بهعنوان راهبردی کلیدی در توسعه، افزایش تابآوری و بهرهوری سرزمینی شناخته میشود. در این رویکرد، بنادر صرفاً بهعنوان نقطه تخلیه کالا دیده نمیشود، بلکه به مرکز توزیع و پردازش تبدیل شده که با مراکز صنعتی، پارکهای لجستیکی و شبکههای حملونقل ریلی و جادهای در تعامل مستمر قرار دارد.
سرمایهگذاری هوشمند؛ از کاهش توقف تا بهبود مزیت رقابتی
با توجه به وابستگی عملکرد بنادر به زنجیره حملونقل یکپارچه، عوامل پسکرانهای به یکی از اصلیترین نقاط تمرکز برای بهبود کارایی بنادر تبدیل شدهاند. تأخیر در ترخیص کالا بهواسطه فرایندهای ناکارآمد گمرکی، نبود سیستمهای هوشمند مدیریت کالا و عدم هماهنگی میان نهادهای درگیر در لجستیک پسکرانه، از جمله عواملی هستند که منجر به اختلال در زنجیره تأمین شده و حتی میتوانند به تغییر مسیر کالا از یک بنادر به بنادر رقیب بینجامند.
عوامل متعددی بر کیفیت، کارایی و بهره وری پسکرانه تأثیرگذارند که از مهمترین آنها شامل؛ زیرساختهای حملونقل، مراکز لجستیکی و انبارداری، فرآیندهای گمرکی و اداری، هماهنگی نهادی، همراستایی لجستیکی و زنجیره تأمین در توسعه پسکرانهها و فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) نظیر استفاده از فناوریهای دیجیتال مانند سامانههای ردیابی، تبادل الکترونیکی دادهها (EDI)، و سیستمهای مدیریت یکپارچه می¬باشد.
سرمایهگذاری در این حوزهها نه تنها به کاهش زمان توقف کالاها در بنادر میانجامد بلکه موجب افزایش گردش موجودیها و بهبود مزیت رقابتی بنادر در سطح منطقهای و بینالمللی میشود. همچنین وجود سیاستهای هماهنگ میان نهادهای بنادری، سازمانهای حملونقل، گمرک و شرکتهای لجستیکی از عوامل کلیدی در بهرهوری پسکرانهای محسوب میشود.
نبود هماهنگی میان این بازیگران اغلب منجر به تأخیرهای غیرضروری، تکرار عملیات و افزایش هزینهها میگردد که در نهایت بر کارایی بنادر تأثیر منفی میگذارد. از سوی دیگر، بهرهگیری از فناوریهای نوین در زنجیره تأمین و مدیریت اطلاعات (نظیر سیستمهای ردیابی لحظهای، پلتفرمهای دیجیتال هماهنگی حملونقل و نرمافزارهای مدیریت موجودی) نیز در ارتقا عملکرد پسکرانه و افزایش کارایی بنادر نقش بارزی دارد.
ضعف در برنامهریزی فضایی پسکرانهای منجر به ازدحام ترافیکی، تأخیر در ارسال محموله و کاهش رضایت مشتریان شده و بهصورت غیرمستقیم بر رتبه رقابتی بنادر تأثیرگذار است. تجارب که یکپارچگی سیستمهای حملونقل پسکرانهای با سامانههای دیجیتال بنادری، موجب بهینهسازی جریان کالا و کاهش هزینههای عملیاتی میشود.
فناوری و انسان؛ دو بال پرواز کارایی
همافزایی میان شرکتهای حملونقل جادهای، ریلی و اپراتورهای بنادری، بستری مناسب برای توسعه پایدار حملونقل بنادری فراهم میسازد. عوامل انسانی همچون مهارتهای مدیریتی و آموزش نیروی کار در حوزه لجستیک، بهعنوان مؤلفههای نرمافزاری پسکرانه، در کارایی بنادر نقش تعیینکنندهای دارند. تأخیر در سیاستگذاریهای ملی و نبود هماهنگی بین سازمانهای متولی حملونقل، باعث اتلاف ظرفیتهای موجود در پسکرانهها شده است.
تعامل بنادر با صنایع مستقر در پسکرانه، یکی از عوامل پنهان ولی حیاتی در بهرهوری بنادر است، بهطوریکه وجود صنایع تبدیلی میتواند زمان ماندگاری کالا را کاهش دهد. وجود سیستمهای حملونقل یکپارچه و هماهنگ بین بنادر و شبکه پسکرانهای باعث کاهش ضایعات، بهبود ایمنی و ارتقای کیفیت خدمات میشود.
ایجاد خوشههای صنعتی در اطراف پسکرانهها با هدایت و حمایت دولت میتواند هم به توسعه صنعتی و هم به افزایش کارایی بنادر کمک کند. ضعف در تنظیم مقررات و عدم شفافیت در تعرفههای حملونقل پسکرانهای از موانع عمده در هماهنگی میان اپراتورها و سازمانهای ذینفع است. ادغام مدیریت بنادر با مدیریت پسکرانه در قالب مدیریت منطقهای، یک راهکار پیشنهادی مؤثر برای ارتقای بهرهوری محسوب میشود.
تحلیل سیاستی نشان میدهد که تدوین سند ملی توسعه پسکرانهها میتواند چارچوبی برای بهینهسازی ارتباط بنادر با نواحی داخلی کشور فراهم آورد. بهکارگیری مدلهای پیشبینی تقاضای حملونقل میتواند به برنامهریزان در تخصیص بهینه منابع در مناطق پسکرانهای کمک کند.
فرضعلی سالاری
کُنشگر برنامه ریزی و توسعه منطقه ای
ارسال نظر