پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ بازار فولاد اروپا با اجرای همزمان دو سازوکار جدید، وارد مرحلهای تازه از محدودیتهای تجاری و زیستمحیطی شده است. سازوکار تعدیل مرزی کربن (CBAM) با قیمتگذاری کربن نهفته در محصولات وارداتی، هزینه ورود فولاد به بازار اروپا را افزایش میدهد و نظام جدید سهمیههای تعرفهاینیز حجم واردات و کشورهای مبدأ تأمین فولاد را محدود میکند. به این ترتیب، حتی تولیدکنندگانی که از نظر انتشار کربن رقابتپذیر هستند، ممکن است به دلیل محدودیت سهمیهها امکان دسترسی به بازار اروپا را از دست بدهند.
بر اساس تحلیل مؤسسه فستمارکتس ، هر دو سازوکار اکنون اجرایی شدهاند؛ مرحله قطعی اجرای CBAM از ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شده و سهمیههای تعرفهای جدید فولاد نیز از اول ژوئیه ۲۰۲۶ جایگزین نظام حفاظتی پیشین شدهاند.
اهمیت این تحولات با تغییر ترکیب واردات فولاد اروپا بیشتر میشود. پیشبینی فستمارکتس نشان میدهد واردات ورق گرم (HRC) تولیدشده در کوره قوس الکتریکی (EAF) تا سال ۲۰۳۵ بیش از ۲۵ درصد افزایش خواهد یافت؛ در این میان، عرضه فولاد کمانتشار مبتنی بر آهن اسفنجی (DRI) و قراضه در کورههای قوس الکتریکی با سرعت بیشتری رشد میکند.
واردات فولاد سبز، با شدت انتشار کمتر از ۰.۸ تن معادل دیاکسیدکربن به ازای هر تن فولاد، طی این دوره از ۰.۳ میلیون تن به ۱.۶ میلیون تن میرسد. با وجود این رشد، سهم این محصولات از تولید کمانتشار اتحادیه اروپا همچنان محدود خواهد بود؛ بهگونهای که میانگین واردات فولاد کمانتشار و نزدیک به صفر طی این دهه، کمتر از ۲۰ درصد تولید محصولات مشابه در اروپا برآورد میشود.
شکلگیری صفی کوچکتر و پاکتر در مرزهای اروپا
بر اساس برآوردهای فستمارکتس، مجموع حجم واردات فولاد اروپا تا سال ۲۰۳۵ تقریباً ثابت باقی میماند؛ این در حالی است که تحویل خالص فولاد به بازار اتحادیه اروپا افزایش مییابد. رشد واردات فولاد تولیدشده در کورههای قوس الکتریکی، بیش از کاهش واردات محصولات تولیدشده در کوره بلند خواهد بود؛ زیرا افزایش هزینههای ناشی از CBAM، فشار بیشتری بر واحدهای کمبازده وارد میکند.
حجم کلی واردات فولاد در فاصله سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۷، همزمان با اجرای نظام جدید سهمیههای تعرفهای، بهشدت کاهش مییابد و پس از آن نیز در سطحی پایین باقی میماند. دلیل اصلی این روند، تعرفه ۵۰ درصدی برای واردات مازاد بر سهمیه است که واردات در حجمهای بالاتر را از نظر اقتصادی غیراقتصادی میکند.
با این حال، فولادهای نزدیک به صفر و کمانتشار سهم بیشتری از بازار واردات باقیمانده را به خود اختصاص خواهند داد. در مقابل، تولید فولاد با شدت انتشار متوسط، یعنی بین ۰.۸ تا ۱.۴ تن معادل دیاکسیدکربن به ازای هر تن فولاد، که عمدتاً با استفاده از فناوری آهن اسفنجی مبتنی بر گاز طبیعی تولید میشود، از ۲.۳ میلیون تن به ۱.۸ میلیون تن کاهش مییابد. ورود ظرفیتهای جدید در گروه محصولات سبزتر و رقابتپذیری بیشتر آنها، از عوامل اصلی این افت خواهد بود.
سازوکار تعدیل مرزی کربن، آرایش رقابت را تغییر میدهد
سازوکار تعدیل مرزی کربن با هدف ایجاد شرایط رقابتی برابر و حمایت از صنعت فولاد اتحادیه اروپا معرفی شده است. مدلسازی فستمارکتس نشان میدهد این سازوکار احتمالاً در تحقق این هدف مؤثر خواهد بود. بر اساس این مکانیسم، واردکنندگان باید هزینهای بابت کربن نهفته در محصولات خود پرداخت کنند که با هزینههای ناشی از نظام تجارت انتشار اتحادیه اروپا (EU ETS) متناسبسازی شده است. با توجه به مسیر فعلی پیشبینی قیمت مجوزهای انتشار اتحادیه اروپا (EUA)، این هزینه میتواند فشار قابلتوجهی بر واردکنندگان وارد کند.
برای واردات سال ۲۰۲۶، قیمت گواهیهای کربن بهصورت فصلی و بر اساس قیمت حراج مجوزهای انتشار در نظام EU ETS تعیین میشود. قیمت این گواهیها برای سهماهه سوم سال ۲۰۲۶، معادل ۸۲.۳۲ یورو به ازای هر تن معادل دیاکسیدکربن تعیین شده است. فروش گواهیهای مربوط به این دوره نیز از فوریه ۲۰۲۷ آغاز خواهد شد.
مدلسازی فستمارکتس نشان میدهد در صورت حذف هزینههای CBAM، نظام تجارت انتشار اتحادیه اروپا بهتنهایی بیشتر واحدهای مستقل تولید فولاد با کوره قوس الکتریکی در اروپا را در بخش بالایی منحنی عرضه از نظر هزینه قرار میدهد؛ بهگونهای که تنها برخی واحدهای ژاپنی و چینی که با تعرفههای ضددامپینگ سنگین مواجه هستند، شرایط نامساعدتری خواهند داشت. در این وضعیت، حجم قابلتوجهی از فولاد تخت ارزانقیمت ترکیه میتواند از نظر قیمت و حجم عرضه، تهدیدی برای رقابتپذیری تولیدکنندگان اروپایی باشد.
با احتساب هزینههای ناشی از CBAM، شرایط رقابت برای تولیدکنندگان اروپایی متعادلتر میشود و انتظار میرود چندین واحد تولیدی از نظر صرفاً هزینهای، توان رقابت برای تأمین بازار اروپا را داشته باشند. همچنین، در صورت شکلگیری صرفه یا اضافهبهای قیمتی برای فولاد سبز (Green Premium)، حتی تولید فولاد مبتنی بر هیدروژن که در زمره گرانترین روشهای تولید کمانتشار قرار میگیرد، میتواند برای حضور در بازار اروپا رقابتپذیر شود.
با وجود این، رقابت در بازار همچنان ادامه خواهد داشت. واحدهای کارآمد تولید فولاد با کوره قوس الکتریکی در خارج از اروپا، حتی پس از اعمال هزینههای CBAM نیز میتوانند در این بازار رقابت کنند و صرف اجرای این سازوکار به معنای ارزانشدن تولید در کارخانههای پرهزینه اروپایی نیست.در واقع، CBAM مزیت ناشی از تفاوت هزینه کربن میان تولید داخل و خارج از اتحادیه اروپا را کاهش میدهد و به نفع واردات فولادی عمل میکند که انتشار کربن کمتری دارد و میزان آن بهصورت معتبر تأیید شده است. از این منظر، این سازوکار بیش از آنکه مانعی فراگیر برای واردات باشد، نوعی فیلتر مبتنی بر میزان انتشار کربن محسوب میشود.
کاهش قیمت کربن، اثرگذاری مرز کربنی را تضعیف میکند
قدرت اثرگذاری سازوکار تعدیل مرزی کربن به سطح قیمتی وابسته است که از نظام تجارت انتشار اتحادیه اروپا دریافت میکند. پیشنهادهای اخیر برای اصلاح این نظام با هدف کاهش فشار هزینههای کربن بر تولیدکنندگان ارائه شدهاند.پیشنهاد کمیسیون اروپا در بازنگری نظام تجارت انتشار در ژوئیه ۲۰۲۶، بازگرداندن ۱۵ درصد از سهمیههای رایگان حذفشده برای بخشهای مشمول CBAM از سال ۲۰۲۸ را پیشبینی میکند. بر اساس این پیشنهاد، روند حذف تدریجی سهمیههای رایگان تا سال ۲۰۳۸ تمدید و اجرای مرحلهای CBAM نیز کندتر خواهد شد. همچنین، مسیر تعدیل سقف انتشار کربن در این پیشنهاد، از احتمال حرکت قیمت کربن در مسیری ملایمتر حکایت دارد.
در سناریوی سیاستی تعدیلشده فستمارکتس، کاهش قابلتوجه مسیر پیشبینی قیمت مجوزهای انتشار (EUA) موجب میشود هزینههای تولید در اروپا پایینتر باقی بماند و هزینه مرزی ناشی از انتشار کربن محصولات وارداتی نیز کاهش پیدا کند.
در چنین شرایطی، اگرچه احتساب هزینههای CBAM همچنان جایگاه تولیدکنندگان را در منحنی هزینه تغییر میدهد، اما این جابهجایی شدت کمتری خواهد داشت. بهطور میانگین، هزینه واردکنندگان فولاد تولیدشده در کوره قوس الکتریکی حدود ۵ درصد افزایش مییابد، اما منحنی کلی هزینهها مسطحتر میشود. بسیاری از واحدهای تولیدی اروپایی نیز پیش از اعمال هزینههای CBAM از رقابتپذیری برخوردار هستند و در نتیجه، موقعیت آنها در منحنی هزینه تغییر چندانی نخواهد کرد.
این وضعیت دو پیامد همزمان به همراه دارد. از یک سو، مسیر ملایمتر نظام تجارت انتشار، رقابتپذیری فولاد متعارف تولیدشده در اتحادیه اروپا را برای مدت طولانیتری حفظ میکند؛ از سوی دیگر، حمایت CBAM از واحدهای کمانتشار اروپایی و بهطور کلی تولید داخلی را کاهش میدهد.در نتیجه، تولیدکنندگانی که برای کاهش هزینههای خود خواهان اصلاح نظام تجارت انتشار هستند، ممکن است ناخواسته شرایط رقابتپذیری وارداتی را که نسبت به آن انتقاد دارند، بهبود ببخشند.
سهمیههای تجاری گذشته در برابر ظرفیتهای تولید آینده
در شرایط جدید، قیمت تنها معیار ورود فولاد به بازار اروپا نیست و محدودیتهای تجاری نیز به عاملی تعیینکننده تبدیل شدهاند. مقررات جدید اتحادیه اروپا در حوزه فولاد، مجموع سهمیههای واردات بدون تعرفه را در ۲۶ گروه کالایی به ۱۸.۳ میلیون تن محدود کرده است؛ رقمی که ۴۷ درصد کمتر از سطح سهمیههای سال ۲۰۲۴ است. همچنین، تعرفه واردات مازاد بر سهمیه از ۲۵ درصد به ۵۰ درصد افزایش یافته است.
تخصیص سهمیه به کشورها بر اساس مجموعهای از معیارها، از جمله جریانهای تجاری تاریخی در فاصله سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، انجام شده است. در نتیجه، کشورهایی که سهمیه اختصاصی ندارند، ناچارند برای استفاده از سهمیههای باقیمانده و محدود با یکدیگر رقابت کنند.
با این حال، نقشه تخصیص سهمیهها که بر مبنای الگوهای تجاری گذشته شکل گرفته، الزاماً با ظرفیتهای پیشبینیشده تولید فولاد کمانتشار در آینده همخوانی ندارد. بررسی گروههای کالایی ۱A، ۱B و ۲ که بخش عمده ورق گرم و محصولات پاییندستی آن را در بر میگیرند، نشان میدهد ظرفیت پیشبینیشده تولید فولاد با کوره قوس الکتریکی در برخی کشورها بهمراتب بیشتر از سهمیه اختصاصیافته به آنهاست.
این ناهماهنگی میتواند به وضعیتی منجر شود که کشورهایی با ظرفیت کمتر تولید فولاد در کوره قوس الکتریکی، اما دارای سهمیه وارداتی بزرگتر، فولاد تولیدشده در کوره بلند را به اروپا صادر کنند؛ در حالی که فولاد کمانتشار تولیدشده در کشورهای دیگر به دلیل محدودیت سهمیه از ورود به این بازار بازبماند.برای نمونه، عربستان سعودی و کانادا در سالهای آینده ظرفیت قابلتوجهی برای صادرات فولاد تولیدشده در کوره قوس الکتریکی دارند، اما سهمیههای اختصاصیافته به آنها بسیار ناچیز است یا اساساً سهمیهای برایشان در نظر گرفته نشده است.
البته ظرفیت تولید الزاماً به معنای امکان صادرات نیست و تولید فولاد در کوره قوس الکتریکی نیز بهخودیخود به معنای تولید فولاد نزدیک به صفر از نظر انتشار کربن نخواهد بود؛ چراکه نوع مواد اولیه و ترکیب برق مصرفی در فرآیند تولید نیز اهمیت دارد.
با این حال، دادههای ارائهشده از یک چالش مهم در نظام تخصیص سهمیهها حکایت دارد. در حالی که CBAM عملکرد کربنی محصولات را مبنای مزیت رقابتی قرار میدهد، نظام سهمیههای تعرفهای حجم تجارت را بر اساس الگوهای تجاری گذشته سهمیهبندی میکند. بنابراین، ممکن است ارزانترین و پاکترین محصول فولادی، الزاماً همان محصولی نباشد که امکان عبور از مرزهای تجاری اروپا را پیدا میکند.
دو دروازه برای ورود به بازار فولاد اروپا
در مجموع، نظام جدید تجارت فولاد اروپا دو مسیر متفاوت را دنبال میکند. سازوکار تعدیل مرزی کربن با افزایش هزینه واردات محصولات پرانتشار، ترکیب واردات را به سمت فولادهای پاکتر سوق میدهد و بهویژه در شرایط افزایش قیمت کربن، رقابتپذیری نسبی تولیدکنندگان اروپایی دارای فناوری کوره قوس الکتریکی را تقویت میکند. در مقابل، سهمیههای تعرفهای با محدودکردن دسترسی به بازار، مواجهه صنعت اروپا با مازاد ظرفیت تولید جهانی را کاهش میدهند؛ اما ممکن است مانع ورود بخشی از عرضه کمانتشاری شوند که از منظر اهداف زیستمحیطی مورد حمایت CBAM قرار میگیرد.
در سناریوی تعدیلشده قیمت مجوزهای انتشار، فیلتر کربنی ضعیفتر میشود و نقش محدودیتهای سهمیهای در تعیین دسترسی به بازار اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این شرایط، فشار هزینهای نظام تجارت انتشار بر کورههای بلند اروپایی کاهش مییابد، اما همزمان مزیت واحدهای کمانتشار تولید فولاد با کوره قوس الکتریکی نیز محدودتر میشود.
بر این اساس، آینده بازار فولاد اروپا صرفاً به رقابت میان تولیدکنندگان داخلی و واردکنندگان خارجی وابسته نخواهد بود؛ بلکه بازاری گزینشیتر شکل میگیرد که در آن، میزان انتشار کربن هزینه رقابت را تعیین میکند و سهمیههای تجاری مشخص میکنند کدام تولیدکنندگان اساساً امکان دسترسی به بازار را خواهند داشت.
نظر شما