یادداشت؛

لجستیک هوشمند؛ حلقه مفقوده رقابت‌پذیری صنعت فولاد

بنیامین حیدرزاده*
لجستیک هوشمند؛ حلقه مفقوده رقابت‌پذیری صنعت فولاد
یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱

لجستیک هوشمند، فراتر از جابه‌جایی مواد اولیه و محصولات، یکی از عوامل تعیین‌کننده هزینه تمام‌شده و مزیت رقابتی صنعت فولاد است؛ زنجیره‌ای که با توسعه حمل‌ونقل ترکیبی، نوسازی ناوگان و بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند می‌تواند فاصله میان ظرفیت تولید و رقابت‌پذیری پایدار را کاهش دهد.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در اقتصاد امروز، مزیت رقابتی صنایع تنها به ظرفیت تولید، دسترسی به مواد اولیه یا فناوری خطوط تولید وابسته نیست؛ بلکه توانایی انتقال سریع، ایمن و اقتصادی مواد اولیه و محصولات نیز نقشی تعیین‌کننده در بهره‌وری و قیمت تمام‌شده دارد. از این منظر، لجستیک و حمل‌ونقل دیگر خدماتی جانبی نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت راهبردی توسعه اقتصادی و یکی از عوامل مؤثر بر رقابت‌پذیری صنایع به شمار می‌روند.

این موضوع در صنعت فولاد اهمیت بیشتری دارد؛ صنعتی که زنجیره آن از استخراج سنگ‌آهن و انتقال کنسانتره و گندله آغاز می‌شود و تا جابه‌جایی آهن اسفنجی، شمش و محصولات نهایی ادامه می‌یابد. در چنین زنجیره‌ای، هر اختلال در حمل‌ونقل می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد و مزیت حاصل از سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌های صنعتی را کاهش دهد.

غلبه جاده بر حمل‌ونقل؛ چالشی ساختاری

در ایران، حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد حمل بار کشور بر دوش شبکه جاده‌ای قرار دارد. این وابستگی بالا، در کنار مزیت‌هایی مانند انعطاف‌پذیری و دسترسی مستقیم به مقصد، فشار قابل‌توجهی بر زیرساخت‌های جاده‌ای، ناوگان و مصرف سوخت وارد می‌کند.

در الگوهای پیشرفته لجستیکی، انتخاب شیوه حمل‌ونقل بر اساس فاصله، حجم بار، هزینه و زمان تحویل انجام می‌شود. در این چارچوب، حمل‌ونقل ریلی و آبی برای جابه‌جایی بارهای سنگین و حجیم در مسیرهای طولانی به کار گرفته می‌شود و حمل جاده‌ای، نقش تکمیل‌کننده و توزیع نهایی کالا را بر عهده دارد. این الگو که با عنوان حمل‌ونقل ترکیبی (Multimodal Transport) شناخته می‌شود، به معنای حذف جاده نیست؛ بلکه هدف آن استفاده بهینه از ظرفیت هر شیوه حمل‌ونقل است.

صنعت فولاد و هزینه‌های پنهان جابه‌جایی

ماهیت حجیم و سنگین صنعت فولاد، ضرورت بازنگری در ترکیب شیوه‌های حمل‌ونقل را دوچندان می‌کند. جابه‌جایی میلیون‌ها تن سنگ‌آهن، کنسانتره و گندله با اتکای بیش از اندازه به کامیون، علاوه بر هزینه مستقیم حمل، پیامدهایی مانند استهلاک جاده‌ها، مصرف بالای سوخت، افزایش تردد وسایل نقلیه سنگین و فشار بر ایمنی راه‌ها را به همراه دارد.

این هزینه‌های پنهان ممکن است در محاسبات اولیه حمل بار به‌طور کامل دیده نشوند، اما در مقیاس کل زنجیره تأمین، بر قیمت تمام‌شده محصولات فولادی اثر می‌گذارند. از همین رو، توسعه حمل‌ونقل ریلی را باید بخشی از راهبرد کاهش هزینه‌های تولید و تقویت رقابت‌پذیری صنعت فولاد دانست، نه صرفاً یک پروژه زیرساختی.

ناوگان فرسوده و ضرورت مدیریت هوشمند

فرسودگی ناوگان جاده‌ای نیز از دیگر چالش‌های لجستیک ایران است. بالا بودن میانگین سن کامیون‌ها می‌تواند هزینه تعمیر و نگهداری را افزایش دهد، مصرف سوخت را بالا ببرد و قابلیت اطمینان عملیات حمل را کاهش دهد. بنابراین، افزایش تعداد کامیون‌ها به‌تنهایی راهکار پایداری برای توسعه ظرفیت حمل نیست؛ بلکه نوسازی ناوگان و افزایش بهره‌وری وسایل نقلیه اهمیت بیشتری دارد.

در این مسیر، استفاده از سامانه‌های مدیریت حمل‌ونقل (TMS)، ردیابی لحظه‌ای و تحلیل داده‌های عملیاتی می‌تواند به بهینه‌سازی مسیرها و کاهش پیمایش خالی (Empty Miles) کمک کند. شناسایی بارهای برگشتی و هماهنگی میان صاحبان کالا نیز امکان استفاده مؤثرتر از ظرفیت موجود را فراهم می‌سازد. البته فناوری زمانی اثربخش خواهد بود که با اصلاح فرایندها و همکاری میان بازیگران زنجیره تأمین همراه شود.

اتصال ریلی؛ ضرورتی برای زنجیره فولاد

توسعه خطوط ریلی، اتصال مستقیم کارخانه‌ها و مراکز معدنی به شبکه سراسری و ایجاد پایانه‌های اختصاصی بارگیری و تخلیه، از الزامات شکل‌گیری لجستیک کارآمد در صنعت فولاد است. با این حال، محدودیت ظرفیت شبکه ریلی، کمبود تجهیزات و واگن، دشواری تأمین مالی و موانع اقتصادی و تحریمی، مانع بهره‌گیری کامل از این ظرفیت شده‌اند.

حل این مسئله تنها با احداث خطوط جدید امکان‌پذیر نیست؛ ظرفیت واگن‌ها، تجهیزات تخلیه و بارگیری، زمان‌بندی حرکت قطارها و اتصال مؤثر کارخانه‌ها به شبکه نیز باید هم‌زمان توسعه یابد.

از حمل بار بیشتر تا حمل اقتصادی‌تر

راهکار ارتقای لجستیک صنعت فولاد، طراحی ترکیب بهینه حمل‌ونقل متناسب با ویژگی هر مسیر است. در مسیرهای طولانی و پرتردد، ریل می‌تواند هزینه جابه‌جایی بارهای فله را کاهش دهد؛ در مقابل، جاده همچنان برای مسیرهای کوتاه و توزیع محصولات نهایی مزیت دارد.

در کنار توسعه حمل ترکیبی، نوسازی هدفمند ناوگان، دیجیتالی‌سازی عملیات، قراردادهای بلندمدت حمل و محاسبه هزینه واقعی لجستیک باید در اولویت قرار گیرند. تحقق این اقدامات نیز به همکاری تولیدکنندگان فولاد، شرکت‌های حمل‌ونقل و متولیان زیرساخت نیاز دارد.در نهایت، بخشی از مزیت رقابتی فولاد نه در کارخانه، بلکه در مسیر میان معدن، واحد فرآوری، کارخانه و بازار شکل می‌گیرد. هر اندازه این مسیر یکپارچه‌تر، هوشمندتر و اقتصادی‌تر باشد، امکان تبدیل ظرفیت تولید به ارزش اقتصادی پایدار افزایش خواهد یافت.

*مدیرعامل شرکت حمل‌ونقل توکا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای باشگاه‌تحلیلگران

یادداشت

تازه‌ترین‌ها باشگاه‌تحلیلگران

ویدیوی صفحه

دیدگاه