سراب فولاد سبز

چرا صنعت فولاد از تغییر می‌هراسد؟
سراب فولاد سبز
یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۲

در کنفرانس اخیر فولاد در سنگاپور، گفتگوها از سایه‌ی سنتی «تناژ تولید» فراتر رفت و به افق‌گشایی «عصر فولاد سبز» رسید. این صنعت، که همواره ستون فقرات تمدن مدرن بوده، اکنون در آستانه‌ یک دگردیسی بنیادین ایستاده است؛ فصلی نو که در آن، ارزش محصول نه تنها در دوام، بلکه در پیوند با استانداردهای نوین پایداری تعریف می‌شود. این نقطه عطف، میدان تلاقی نبوغ مهندسی و واقعیت‌های اقتصادی است.

ماهنامه کارخانه؛ در راهروهای خنک و باشکوه کنفرانس سالانه فولاد در سنگاپور، جایی که مدیران ارشد، سرمایه‌گذاران و تکنوکرات‌های صنعت گرد هم آمده‌اند تا از افق‌های روشن توسعه پایدار سخن بگویند، نوعی ناامیدی پنهان اما فراگیر موج می‌زند. صنعتی که ستون فقرات زیرساخت‌های جهان مدرن را می‌سازد، امروز در برابر یکی از دشوارترین آزمون‌های تاریخ خود قرار گرفته است: گذار به «فولاد سبز». این مفهوم، که زمانی همچون آینده‌ای الهام‌بخش و دست‌یافتنی ترسیم می‌شد، اکنون بیش از هر زمان دیگر به معمایی پیچیده می‌ماند. هر گام به سوی تولید فولاد با کمترین ردپای کربنی، نه‌تنها امیدها را زنده می‌کند، بلکه هم‌زمان گره‌های تازه‌ای از چالش‌های فنی، هزینه‌های سنگین و تردیدهای اقتصادی را آشکار می‌سازد.

صنعت فولاد، که به تنهایی مسئول حدود ۷ تا ۹ درصد از کل انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان است، در کانون فشارهای جهانی برای کربن‌زدایی قرار دارد. با این حال، گزارش‌های ارائه‌شده در این نشست نشان می‌دهد که «عصر فولاد سبز» هنوز در نطفه خفه شده است. بر اساس آمارهای انجمن جهانی فولاد، نیمی از پروژه‌های برنامه‌ریزی‌شده در سراسر جهان دچار تأخیر شده‌اند. این اعداد، نشان‌دهنده یک «شکاف بزرگ» است: در حالی که برای کربن‌زدایی کامل از این صنعت به سرمایه‌ای نزدیک به ۱.۵ تریلیون دلار نیاز است، دولت‌های جهان تاکنون تنها حدود ۲۰ میلیارد دلار از این مبلغ را متعهد شده‌اند. این «پت‌شات» مالی، شاید بهترین گواه برای این باشد که اراده‌های سیاسی تا چه حد با واقعیت‌های سرمایه‌گذاری فاصله دارند.

شائولیانگ ژونگ، معاون دبیرکل انجمن جهانی فولاد، با نگاهی که نه از سر بدبینی، بلکه از سرِ واقع‌گرایی سرد و بی‌روحِ عددی است، می‌گوید که تا پایان این دهه، جهان تنها حدود ۷۰ میلیون تن فولاد سبز در سال تولید خواهد کرد. در جهانی که عطش آن برای فولاد به مرز ۲ میلیارد تن در سال می‌رسد، ۷۰ میلیون تن چیزی فراتر از یک تغییر حاشیه‌ای نیست. به گفته او، نیمی از همین پروژه‌های ناچیز نیز به دلیل محدودیت‌های مالی، ضعف زیرساخت‌های هیدروژن سبز و نبودِ تقاضای کافی، به کما رفته‌اند.

این طنز تلخ بازار است: شدت انتشار گازهای گلخانه‌ای به ازای هر تن فولاد تولیدی در ده سال گذشته، به طرز خیره‌کننده‌ای ثابت مانده است. گویی صنعت فولاد، با وجود تمام بیانیه‌های پرطمطراق «ESG» (محیط‌زیست، اجتماع و حاکمیت)، در چرخه‌ای از عادت‌های قدیمی گیر کرده است.

تا زمانی که هزینه تولید فولاد سبز بهای بیشتری نسبت به روش‌های سنتی دارد و کسی این مازاد هزینه را تقبل نمی‌کند، فولادسازان انگیزه‌ای برای بستنِ کوره‌های پرآلاینده ندارند

اما مشکل اصلی شاید در جای دیگری نهفته باشد: بازار خریداران. تاجران و تولیدکنندگانی که در سنگاپور حضور داشتند، به یک واقعیت ناخوشایند اذعان می‌کنند. بسیاری از مشتریان بزرگ، از خودروسازان گرفته تا شرکت‌های ساختمانی، اگرچه در گزارش‌های سالانه خود از پایداری سخن می‌گویند، اما در زمان خرید، همچنان «قیمت» را بر «پاکیزگی» مقدم می‌شمارند. آن‌ها تمایلی به پرداخت «حق بیمه» برای فولاد سبز ندارند. تا زمانی که هزینه تولید فولاد سبز بهای بیشتری نسبت به روش‌های سنتی دارد و کسی حاضر نیست این مازاد هزینه را تقبل کند، فولادسازان هیچ انگیزه اقتصادی برای بستن کوره‌های پرآلاینده خود ندارند.

این مسئله در بازارهای نوظهور ابعاد هولناک‌تری پیدا می‌کند. در هند و جنوب شرق آسیا، جایی که رشد اقتصادی سریع، تقاضا برای فولاد را به اوج رسانده، سرمایه‌گذاری‌ها نه در فناوری‌های نوآورانه، بلکه در حال گسترش کوره‌های بلند زغال‌سنگ‌سوز است. در این مناطق، اولویت همچنان با «توسعه به هر قیمت» است، نه «سبز شدن به هر بها».

در نهایت، آنچه از تالارهای سنگاپور به گوش رسید، بیش از آنکه نویدبخش یک نقشه راه روشن برای آینده باشد، رنگ و بوی اعتراف به بن‌بستی عمیق و نگران‌کننده داشت. «فولاد سبز» تا زمانی که سیاست‌گذاری‌های دولتی از سطح شعار و وعده فراتر نرود و سازوکارهای واقعیِ بازار برای جبران هزینه‌های سنگین تولید پاک شکل نگیرد، همچنان مفهومی دوردست و شبیه سراب باقی خواهد ماند. گذار به آینده‌ای کم‌کربن، تنها با تکیه بر فناوری ممکن نیست؛ زیرا فناوری، بدون پشتوانه اقتصادی و اراده سیاسی، توان دگرگون‌کردن این صنعت عظیم را ندارد. جهان امروز به تصمیم‌هایی شجاعانه نیاز دارد؛ تصمیم‌هایی که بتوانند منطق اقتصادی تولید فولاد را از بنیاد بازتعریف کنند، پیش از آنکه دودِ برخاسته از کوره‌های کهنه، افق آینده را تیره‌تر و دورتر سازد.

منبع: رویترز

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha