کیش و مات سبز

سیاست‌های اقلیمی، چگونه مسیر سلطه‌ چین بر زنجیره‌های تأمین را هموار کرد؟
کیش و مات سبز
دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۷

غرب سه دهه کوشید با توافق‌های اقلیمی، گذار سبز را مدیریت کند؛ غافل از اینکه بازارها نه با معاهدات، که با صنعت ساخته می‌شوند. درحالی‌که سیاست‌گذاران غربی درگیر حکمرانی بودند، بنگاه‌های بزرگ صنعتی چین با تسلط بر زنجیره‌های تأمین حیاتی، از باتری تا پنل خورشیدی، نبض گذار انرژی را ربودند؛ غرب اکنون تنها مشتری انحصار صنعتی چین است.

ماهنامه کارخانه؛ در میدان یونیون‌اسکوئر منهتن، روی ساختمانی که خانه یک فروشگاه بست‌بای است، نمایشگری دیجیتال ثانیه‌ها را می‌شمارد؛ نه تا سال نو، بلکه تا لحظه‌ای که بشر به شکلی بازگشت‌ناپذیر از مرز ۱.۵ درجه گرمایش زمین عبور کند. «ساعت آب‌وهوا» زمانی که در سال ۲۰۲۰ رونمایی شد، هفت سال فرصت برای جهان متصور بود. امروز، تنها چند سال بر صفحه آن باقی مانده است. اما فراتر از شمارش معکوس، این ساعت اکنون نماد یک عصر پایان‌یافته است؛ دورانی که نخبگان سیاسی تصور می‌کردند تغییرات اقلیمی را می‌توان با «حکمرانی تکنوکراتیک» و توافق‌های دیپلماتیک مهار کرد.

در سال‌های اخیر، اجماعی که سیاست اقلیمی غرب را شکل می‌داد، در حال فروپاشی است. بیل گیتس، که سال‌ها از چهره‌های اصلی کارزارهای اقلیمی بود، روایت‌های آخرالزمانی همکاران سابقش را زیر سؤال برده است. مارک کارنی، معمار بزرگ مالی «اقتصاد نت‌صفر»، اکنون در قامت سیاست‌مداری پراگماتیست، مجوز پایانه‌های صادرات گاز را صادر می‌کند. بانک‌هایی که زمانی وعده می‌دادند از سوخت‌های فسیلی فاصله بگیرند، اکنون گزارش‌هایی درباره فرصت‌های تجاری در دنیای گرم‌تر منتشر می‌کنند. این عقب‌نشینی نخبگان، نشانه‌ای از یک شکست راهبردی است: غرب «گذار انرژی» را به عنوان یک معامله دیپلماتیک می‌دید، در حالی که رقبایش آن را به عنوان یک «جنگ صنعتی» درک کرده بودند.

اوزون یک مشکل شیمیایی در حاشیه اقتصاد بود؛ اما کربن، شریان حیاتی تمدن صنعتی است. حذف آن نه یک تعدیل فنی، که یک بازآرایی بنیادین در قدرت‌های صنعتی است

ریشه این بدفهمی در خوش‌بینیِ دوران پس از پروتکل مونترال (معاهده حفاظت از لایه اوزون) نهفته است. در آن زمان، دیپلمات‌های غربی تصور می‌کردند همان الگویی که برای حذف CFCها (مواد مخرب اوزون) جواب داد، برای کربن نیز کارساز خواهد بود. فرض این بود که علم، تهدید را شناسایی می‌کند؛ دولت‌ها به اجماع می‌رسند و سپس صنعت، با جایگزین‌های ارزان، وارد عمل می‌شود. اما این قیاس از پایه معیوب بود. اوزون یک مشکل شیمیایی در حاشیه اقتصاد بود؛ اما کربن، شریان حیاتی تمدن صنعتی است. حذف آن نه یک تعدیل فنی، که یک بازآرایی بنیادین در قدرت‌های صنعتی است.

برای دو دهه، استراتژی غرب حول «حکمرانی تکنوکراتیک» چرخید: سقف و تجارت کربن، اعتبارات جبرانی و سازوکارهای مالی غیرسیاسی. هدف این بود که بدون اختلال در نظم موجود، جهان «سبز» شود. پروتکل کیوتو، و بعدها توافق پاریس، نماد این خوش‌بینی بودند؛ توافقاتی که به‌جای تکیه بر توان تولیدی، بر «تعهدات کاغذی» استوار بودند. غرب خود را درگیر پیچیدگی‌های مقررات‌گذاری کرد و از یاد برد که برای گذار به انرژی پاک، به «چیزهایی» نیاز است: پنل‌های خورشیدی، باتری‌های لیتیوم‌یون و توربین‌های بادی.

در حالی که بروکرات‌های غربی در جلسات COP مشغول چانه‌زنی بر سر اعداد اهداف اقلیمی بودند، چین در کارخانه‌هایش مشغول ساختن آینده بود. پکن نه از سر دغدغه‌های اخلاقی، بلکه به عنوان یک «سیاست صنعتی استراتژیک»، تسلط بر زنجیره‌های تأمین انرژی پاک را در اولویت قرار داد. از اواسط دهه ۲۰۰۰، دولت چین با ترکیب سرمایه‌داری دولتی و یارانه‌های سنگین، غول‌هایی نظیر BYD و CATL را پروراند. آن‌ها نه تنها فناوری را بومی‌سازی کردند، بلکه زیرساخت‌های تأمین مواد اولیه را در آفریقا و آسیا تحت کنترل گرفتند.

نتیجه امروز خیره‌کننده است. وقتی غرب سرانجام بیدار شد و تلاش کرد با قانون «کاهش تورم» (IRA) در آمریکا، زنجیره تأمین خود را بازسازی کند، با واقعیتی تلخ روبرو شد: چین ۸۵ درصد از سلول‌های خورشیدی و سه‌چهارم باتری‌های جهان را تولید می‌کرد. غرب، که زمانی «قواعد» را می‌نوشت، اکنون متوجه شده که برای پیاده‌سازی اهداف اقلیمی خودش، باید مشتری رقیب اصلی‌اش باشد.

طنز ماجرا در همین‌جاست: غرب سه دهه صرف نهادینه‌سازی، تقاضاسازی و تبلیغ گذار سبز کرد. بازاری عظیم برای کالاهای سبز ایجاد کرد، اما در همان حال، با سیاست‌گذاری‌های صرفاً نظارتی و غفلت از بازسازی پایگاه‌های تولیدی خود، فرش قرمز را برای نفوذ صنعتی چین پهن کرد.

پایان «توافق پاریس» نه با شکست دیپلماسی، که با پیروزیِ کارخانه‌ها رقم خورد. درس عصر جدید آن است که در سیاست اقلیمی، کسی که بیشترین معاهده را امضا می‌کند پیروز نیست، کسی که «زنجیره تأمین» را در دست دارد، قواعد بازی را می‌نویسد. جهان ممکن است همچنان به تماشای ساعت‌های شمارش معکوس اقلیمی بنشیند، اما آینده انرژی، در کارخانه‌ها و بنادر چین در حال ساخته شدن است.

فارن‌پالیسی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha