یادداشت؛

گاز در زنجیره یا گاز در بخاری؟ معمای اصلی انرژی

محمد صادق مهرجو*
گاز در زنجیره یا گاز در بخاری؟ معمای اصلی انرژی
سمانه رمضانی
سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱

ایران با دومین ذخایر گازی جهان، گرفتار پارادوکس حکمرانی انرژی شده است. شتاب‌زدگی در گسترش شبکه گازرسانی بدون توجه به الگوی مصرف، امنیت انرژی صنایع استراتژیک را به مخاطره انداخته است. اکنون با پیشی گرفتن رشد مصرف (۸٪) از تولید (۳٪)، ناترازی گاز عملاً به رکود صنعتی انجامیده است. اگر اصلاحات ساختاری در بهره‌وری و قیمت‌گذاری صورت نگیرد، ایرانِ دارنده ذخایر عظیم، به زودی از صادرکننده‌ای بزرگ به واردکننده انرژی تبدیل خواهد شد.

پایگاه تحلیلی‌خبری ایراسین؛ با شروع دهه ۷۰، به‌ویژه در فضای پس از جنگ، دولت توسعه میادین گازی و گازرسانی به شهرها و صنایع؛ همچنین بازسازی اقتصادی و صنعتی کشور را در دستور کار قرار داد؛ این روند با ورود به دهه ۸۰ رشد و شتاب بیشتری گرفت و اکنون ضریب نفوذ گاز در کشور، پس از حدود ۳۵ سال از اوایل دهه ۷۰، به حدود ۹۸ درصد رسیده است.

ناترازی گاز، سایه سنگین بر صنعت

اگرچه ایران دومین دارنده منابع گاز در جهان و یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان گاز دنیا محسوب می‌شود، اما در میان ۱۰ کشور نخست صادرکننده گاز و محصولات مرتبط با آن قرار نداریم؛ این مسئله نشان می‌دهد که در سیاست‌گذاری و حکمرانی انرژی با اشکالاتی مواجه بوده‌ایم.

بدون آنکه برآورد درست و دقیقی از رشد جمعیت و افزایش تقاضا، به‌ویژه در بخش‌های صنعتی و خانگی، داشته باشیم، گازرسانی به شهرها و روستاها را توسعه دادیم. متأسفانه در برخی موارد، بدون وجود نیاز واقعی، حتی در شهرهایی با اقلیم گرم در جنوب کشور که در فصل زمستان نیز نیاز چندانی به گاز برای گرمایش ندارند و می‌توانند از برق استفاده کنند، با شتاب زیادی اقدام به گازرسانی کرده‌ایم. بخشی‌نگری در موضوع گازرسانی به شهرها و روستاها، حکمرانی صحیح انرژی را از مسیر خود خارج کرده است و اکنون حدود دو دهه است که با ناترازی انرژی، به‌ویژه در بخش گاز، مواجه هستیم.

این مسئله زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که به وابستگی بالای نیروگاه‌های تولید برق کشور به گاز توجه کنیم. وابستگی این دو بخش به یکدیگر بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد است. به‌ویژه در ۱۰ سال اخیر، با کاهش نزولات آسمانی و کاهش ذخایر آب پشت سدها، سهم انرژی برق‌آبی در تولید برق کشور کاهش یافته و در نتیجه فشار مضاعفی به سمت نیروگاه‌های گازپایه منتقل شده است.
در فصل زمستان، زمانی که باید گاز طبیعی را برای مصارف خانگی و مراکز تجاری کوچک اختصاص دهیم، به دلیل اولویت مصرف بخش خانگی و تجاری غیرعمده، صنایع بزرگ با محدودیت مواجه می‌شوند. در این شرایط، مصرف گاز پتروشیمی‌ها به صفر می‌رسد، مصرف گاز در صنعت فولاد به حداقل کاهش پیدا می‌کند، سیمان با محدودیت مواجه می‌شود و شهرک‌های صنعتی نیز محدودیت‌های خاص خود را تجربه می‌کنند.

ناترازی در برابر ارزش‌آفرینی

بنابراین، در یک بخش رشد قابل توجهی ایجاد کرده‌ایم، بدون آنکه به آثار، تبعات و کمبودهای ایجادشده در بخش‌های دیگر توجه کافی داشته باشیم؛ هر میزان که منابع در اختیار داشته باشیم، این منابع تجدیدناپذیر هستند؛ یعنی یک‌بار مصرف می‌شوند و زمانی که آنها را استخراج، تولید و مصرف می‌کنیم، دیگر به هیچ عنوان جایگزین نمی‌شوند. این در حالی است که در دنیا روش‌های بهتری برای تولید برق و همچنین جایگزینی برق به جای گاز در بخش گرمایش وجود دارد. می‌توانیم گاز را صادر کنیم یا آن را در زنجیره ارزش پتروشیمی به محصولات باارزش‌تر و قیمت بالاتر تبدیل کنیم. حتی می‌توانیم گاز را در صنایع فولادی به مواد ارزشمند دیگری تبدیل و آنها را صادر کنیم. به جای اینکه گاز را با قیمت تقریباً رایگان در اختیار بخش خانگی قرار دهیم، می‌توان این منابع را با قیمت‌های پایین‌تر از نرخ‌های موجود در اختیار بخش صنعت قرار داد، اما این موضوع باید در قالب یک سازوکار رقابتی انجام شود.

در چنین سازوکاری، صنایعی که بهره‌وری بالاتری دارند، قیمت کمتری برای گاز پرداخت کنند و در مقابل، صنایعی که بهره‌وری پایین‌تری دارند یا از فناوری‌های قدیمی‌تر استفاده می‌کنند، هزینه بیشتری برای مصرف گاز بپردازند. به این ترتیب، قیمت انرژی می‌تواند به ابزاری برای افزایش بهره‌وری و اصلاح الگوی مصرف در صنایع تبدیل شود. متأسفانه به این نکته توجه کافی نداریم که این منابع روزی به پایان خواهند رسید. با شتابی که در رشد مصرف، به‌خصوص طی ۱۰ سال اخیر، مشاهده می‌کنیم، رشد سالانه مصرف گاز بیش از ۸ درصد بوده است؛ در حالی که رشد توسعه و تولید از میادین گازی یا منابع گازی کشور حدود ۳ تا ۴ درصد است. این اختلاف میان رشد مصرف و رشد تولید، یک زنگ خطر جدی است و باید ما را نسبت به این واقعیت آگاه کند که نمی‌توانیم به اندازه‌ای که مصرف را به‌صورت بی‌قاعده افزایش می‌دهیم، تولید گاز را نیز افزایش دهیم. در صورت ادامه این روند، این امکان وجود دارد که ایران به یکی از واردکنندگان عمده گاز در جهان تبدیل شود؛ آن هم کشوری که یکی از مزیت‌های بزرگ اقتصادی خود را در اختیار داشتن منابع هیدروکربوری می‌داند.

*کارشناس ارشد نفت و انرژی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای باشگاه‌تحلیلگران

یادداشت

تازه‌ترین‌ها باشگاه‌تحلیلگران

ویدیوی صفحه

دیدگاه