تغییر آرایش در نقطه صفر
آناهیتا خاکی
پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۳

توقف موقتِ قلبِ تپنده فولاد اصفهان می‌توانست نبضِ بسیاری از صنایع کشور را قطع کند؛ اما فولاد مبارکه این شوک را به صحنه بلوغ زنجیره تامین تبدیل کرد. با «بکارگیری هوشمندانه ظرفیتهای بازرگانی» و اولویت‌دَهی تامین نیاز داخل بر صادرات، تختال‌های صادراتی به خطوط نوردِ گرم مرکز کشور هدایت شدند. این معماری لجستیکی، از گندله سنگان و گلگهر تا تزریقِ آهن اسفنجی سیرجان به هرمزگان و خوزستان، شریان‌های تولیدِ پایین دست را تا بازتنظیمِ کاملِ شبکه پرطپش نگه داشت؛ تجربه‌ای که اکنون به عنوانِ مدلِ مرجعِ تاب‌آوریِ صنعتی در اقتصاد ایران قابل مطالعه است.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ توقف موقت در قلب تپنده صنعت فولاد اصفهان می‌توانست به معنای توقف نبض تولید در بسیاری از صنایع کشور باشد. اما واکنش استراتژیک فولاد مبارکه به این شوک، فراتر از یک واکنش انفعالی بود. راهبرد کلان «به کارگیری هوشمندانه ظرفیت های بازرگانی»، بلافاصله پس از حادثه کلید خورد. مدیریت ارشد بزرگترین فولادساز خاورمیانه تصمیم گرفت در آن برهه تامین نیاز داخل را به صادرات اولویت دهد. با هدایت مستقیم تختال‌های موجود در برنامه‌های صادراتی به خطوط نورد گرم جهت جلوگیری از توقف تولید داخلی، زمان لازم برای بیدار کردن ظرفیت‌های نهفته و هم‌افزایی شبکه در سراسر کشور فراهم شد. نقشه جریان مواد در این دوره، روایتگر یک اکوسیستم زنده است که چگونه شریان‌های خود را برای حفظ پایداری، بازتنظیم می‌کند.

تغییر آرایش در نقطه صفر

پیوند معادن شرق و جنوب شرق با فلات مرکزی (جریان گندله)

نقشه لجستیکی فعال‌شده، نمایشی دقیق از بسیج منابع در ابعاد ملی است. فلش‌های قهوه‌ای رنگ در این هندسه تامین، نشان‌دهنده جریان پیوسته و حیاتی «گندله» به سوی فولاد مبارکه در اصفهان و مجتمع «صنعت و معدن آهن و فولاد گل‌گهر» از سرجان در استان کرمان است. در این مسیر، ظرفیت‌های دوردست به کار گرفته شدند؛ «شرکت فولاد سنگان» از منتهی‌الیه شرقی کشور در خراسان، به شریان‌ تغذیه‌کننده اصلی تبدیل شد تا خوراک اولیه و پایه خطوط تولید، بدون کمترین وقفه تامین گردد.

تزریق آهن اسفنجی از دو جبهه

گام بعدی در حفظ توازن و پیوستگی زنجیره، تامین «آهن اسفنجی» بود که در نقشه با جریان‌های مشکی‌رنگ ترسیم شده است. برای این منظور، شبکه تامین به شکلی دوگانه و هدفمند عمل کرد: از یک سو مجتمع «صنعت و معدن آهن و فولاد گل‌گهر» در سیرجان، ظرفیت‌های استراتژیک خود را به سمت فولاد هرمزگان در جنوب هدایت کرد و از سوی دیگه خوراک آهن اسفنجی مورد نیاز فولاد خوزستان در جنوب غرب کشور را فراهم کرد. این هم‌افزایی شبکه‌ای، تامین مواددمورد نیاز برای تداوم تولید را در روزهای بحرانی تضمین کرد.

رگ‌های تغذیه‌کننده نورد گرم از کرانه‌های خلیج فارس تا اروند

حیاتی‌ترین بخش این عملیات، حفظ تولید ورق گرم بود که صنایع بی‌شماری چشم‌انتظار آن بودند. فلش‌های آبی‌رنگ، روایتگر انتقال گسترده «تختال» از دو قطب بزرگ فولادی در جنوب و جنوب غربی کشور به مقصد اصفهان هستند. «شرکت فولاد هرمزگان جنوب» در مجاورت خلیج فارس و «شرکت فولاد خوزستان» در اهواز، در یک حرکت هماهنگ، تختال مورد نیاز خطوط نورد فولاد مبارکه را در مرکز کشور تامین کردند. این فرآیند تبدیل و اولویت دهی تامین پایدار نیاز صنایع پایین دست، شریان تغذیه نورد گرم را پرطپش نگه داشت.

هندسه تاب‌آوری

آنچه این جریان عظیم مواد (از گندله تا تختال) را از روی نقشه به واقعیت میدانی تبدیل کرد، بکارگیری مدیریت شده لجستیک بود. پیوند دادن سایت‌های پراکنده معدنی و صنعتی در سراسر ایران و تبدیل آن‌ها به یک بلوک واحد و هماهنگ، نیازمند یک شبکه لجستیک ترکیبی و فوق‌العاده چابک بود. این مدیریت شبکه‌ای هدفمند، با تامین پیوسته جریان مواد، ضامن قطعی آرامش بازار و پایداری تولید در صنایع پایین‌دست شد. نقطه عطف این استراتژی، تصمیم به تغییر مسیر تختال‌های صادراتی به سمت خطوط نورد گرم داخلی است. در واقع فولاد مبارکه حاشیه سود دلاری و نقدینگی مقطعی حاصل از صادرات تختال را فدای جلوگیری از توقف صنایع پایین‌دست کرد. این شرکت پیشران با طراحی این معماری، نشان داد که چگونه می‌توان در روزهای سخت، شوک وارده را جذب کرد و تهدید توقف را به صحنه‌ای برای نمایش بلوغ زنجیره تامین و تاب‌آوری صنعتی تبدیل نمود؛ تجربه‌ای که اکنون به عنوان یک مدل مرجع در اقتصاد صنعتی قابل مطالعه است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای فولاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها فولاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه