یادداشت؛

تأثیر تحرک بر خودمراقبتی روان‌شناختی

الهام محبتی*
تأثیر تحرک بر خودمراقبتی روان‌شناختی
پردیس صادقی
سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۱

خودمراقبتی روان‌شناختی مجموعه‌ای از رفتارهای آگاهانه و مستمر برای حفظ و ارتقای سلامت روان، تنظیم هیجانات و افزایش توانایی فرد در مواجهه با فشارهای زندگی است. در این میان، تحرک و فعالیت بدنی منظم یکی از ساده‌ترین، در دسترس‌ترین و مؤثرترین شیوه‌های حمایت از سلامت روان به شمار می‌رود. فعالیت بدنی می‌تواند با اثرگذاری بر خلق، اضطراب، کیفیت خواب، عملکرد شناختی و تاب‌آوری روان‌شناختی، به بخشی از سبک زندگی سلامت‌محور فرد تبدیل شود.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ تحرک از مسیرهای مختلف فیزیولوژیک و روان‌شناختی بر سلامت روان اثر می‌گذارد. فعالیت بدنی منظم با افزایش جریان خون مغزی، تعدیل پاسخ بدن به استرس و تأثیر بر فعالیت برخی انتقال‌دهنده‌های عصبی، به تنظیم واکنش‌های فیزیولوژیک در برابر فشارهای روانی کمک می‌کند. همچنین افزایش برخی عوامل نوروتروفیک مانند BDNF می‌تواند در حمایت از انعطاف‌پذیری عصبی و عملکرد شناختی نقش داشته باشد.

از منظر روان‌شناختی نیز فعالیت بدنی می‌تواند احساس خودکارآمدی را افزایش دهد، تجربه موفقیت ایجاد کند و به کاهش نشخوار فکری و فاصله‌گیری ذهنی از عوامل تنش‌زا کمک کند. به همین دلیل، تحرک را می‌توان نه صرفاً یک فعالیت جسمانی، بلکه ابزاری برای تنظیم روان و مدیریت استرس در نظر گرفت.

خودمراقبتی مبتنی بر تحرک الزاماً به معنای انجام تمرینات سنگین یا حضور مستمر در باشگاه نیست. پیاده‌روی تند، دوچرخه‌سواری، شنا، دویدن سبک، تمرینات هوازی و حتی افزایش تحرک در فعالیت‌های روزمره می‌توانند بخشی از برنامه خودمراقبتی باشند. برای بزرگسالان، توصیه‌های عمومی سلامت بر حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ دقیقه فعالیت هوازی با شدت متوسط در هفته یا ۷۵ تا ۱۵۰ دقیقه فعالیت شدید، همراه با تمرینات تقویت عضلات در حداقل دو روز هفته تأکید دارند؛ البته نوع، شدت و میزان فعالیت باید با شرایط جسمی و توانایی‌های فرد متناسب باشد.

نکته مهم آن است که تحرک باید به‌عنوان یک رفتار مراقبتی پایدار در زندگی روزمره تعریف شود، نه اقدامی مقطعی که فقط هنگام افزایش فشار روانی انجام می‌شود. انتخاب فعالیتی که فرد از آن لذت می‌برد، تعیین اهداف واقع‌بینانه، اختصاص زمان مشخص در برنامه روزانه و ایجاد تدریجی عادت حرکتی، می‌تواند استمرار این رفتار را افزایش دهد. فعالیت بدنی در فضای باز یا همراه با دیگران نیز، در صورت تمایل فرد، می‌تواند فرصت تعامل اجتماعی و کاهش انزوای روانی را فراهم کند.

در محیط کار نیز تحرک می‌تواند بخشی از برنامه ارتقای سلامت روان کارکنان باشد. وقفه‌های کوتاه حرکتی، پیاده‌روی در زمان استراحت، استفاده از مسیرهای پیاده‌روی و برنامه‌های سازمانی برای افزایش فعالیت بدنی می‌توانند در کنار سایر مداخلات سلامت روان، به مدیریت استرس و حفظ ظرفیت عملکردی کارکنان کمک کنند. ایجاد محیط کاری حمایتگر، فراهم کردن فرصت حرکت و تشویق کارکنان به سبک زندگی فعال، ازجمله اقداماتی است که می‌تواند فرهنگ سلامت را در سازمان تقویت کند.

البته فعالیت بدنی جایگزین ارزیابی و درمان تخصصی اختلالات روان‌شناختی نیست. در صورت تداوم یا تشدید علائم روان‌شناختی، استفاده از خدمات تخصصی ضروری است. همچنین افرادی که محدودیت یا مشکل جسمانی دارند، بهتر است نوع و شدت فعالیت خود را متناسب با شرایطشان انتخاب کنند.

در نهایت، خودمراقبتی روان‌شناختی مبتنی بر تحرک یعنی تبدیل «حرکت» به یک عادت سلامت‌محور. عادتی که می‌تواند با کمک به تنظیم استرس، بهبود خواب، ارتقای خلق، افزایش احساس خودکارآمدی و تقویت ظرفیت مقابله‌ای، بخشی از سرمایه روان‌شناختی فرد را حفظ و تقویت کند. هدف، ورزش بیشتر به هر قیمتی نیست؛ هدف، ایجاد الگویی منظم، ایمن، لذت‌بخش و پایدار از تحرک برای حمایت از سلامت روان است.

*دکترای روان‌شناسی بالینی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای اخبار ویژه

یادداشت

تازه‌ترین‌ها اخبار ویژه

ویدیوی صفحه

دیدگاه