به گزارش ایراسین، رویترز خبر داد که بازارهای مالی اخیراً دو نقطه عطف مهم را پشت سر گذاشتند. در ۲۶ ژانویه، قیمت طلا برای اولین بار به ۵ هزار دلار در هر اونس رسید و یازده روز بعد، شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones) مرز ۵۰ هزار واحدی را شکست. اما طلا زودتر به هدف خود رسید، اتفاقی که انتظارش نمیرفت.
اگر در دسامبر ۲۰۲۰ یک بازار پیشبینی پیشنهاد شرطبندی میداد که کدام یک از این دستاوردهای تاریخی زودتر رخ دهد، در آن زمان داو جونز ۶۱ درصد مسیر را تا رسیدن به عدد گرد بزرگ طی کرده بود، در حالی که طلا تنها ۳۷ درصد از این راه را پیموده بود.
با استخراج روندهای دادهها از سال ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۰، انتظار میرفت که داو جونز تا سال ۲۰۲۷ به ۵۰ هزار واحد برسد و طلا تا سال ۲۰۳۵ به هدف ۵ هزار دلاری دست یابد. اما مسیر حرکت طلا در پنج سال گذشته شتابی باورنکردنی به خود گرفت. قیمت این فلز گرانبها تنها در بازه ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ دو برابر شد. این جهش باعث شد فلز زرد با اختلافی بسیار اندک، بر شاخص سهام پیشی بگیرد.
زمانی که خطوط روند ناکام میمانند
پس چرا خطوط روند نتوانستند نتیجه را به درستی پیشبینی کنند؟
در مورد داو جونز، این شاخص در سالهای اخیر سرعت گرفت زیرا پس از همهگیری، سرمایه به سمت بازارهای آمریکا سرازیر شد، اما این افزایش در مقایسه با جهش ناگهانی فلز زرد ناچیز بود. تحلیلگران دلایل متعددی برای شتاب چشمگیر افزایش قیمت طلا ارائه کردهاند. یکی از عوامل بنیادین، بیثباتی ژئوپلیتیک است. از نظر تاریخی، هرجومرج تمایل دارد تقاضا برای داراییهای امن را افزایش دهد.
در سالهای اخیر دلایل زیادی برای نگرانی وجود داشته است، از جمله جنگ چهار ساله روسیه و اوکراین، درگیریهای خاورمیانه، و نمایش تعرفههای ترامپ به همراه وعده او برای کنترل بر گرینلند. نگرانیهای تورمی نیز جذابیت طلا را تقویت کرده است؛ نگرانیهایی که توسط تلاشهای دیدهشده ترامپ برای افزایش نفوذ سیاسی بر فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) دامن زده شده است. رئیسجمهور مدتهاست خواستار نرخ بهره بسیار پایینتری است.
نامزدی کوین وارش، که قبلاً از سیاستهای پولی انقباضی حمایت میکرد، به عنوان رئیس بعدی فدرال رزرو در اواخر ژانویه تا حدودی این ترسها را آرام کرد و باعث شد طلا از اوج خود در ۲۸ ژانویه عقبنشینی کند. اما این فلز همچنان بالای آستانه ۵ هزار دلار در هر اونس باقی مانده است.
در همین حال، نگرانیها در مورد احتمال افزایش تورم اعتماد به دلار را تضعیف کرده است. در پاسخ، بانکهای مرکزی بسیاری از کشورها خرید طلا را به جای ارز آمریکا افزایش دادهاند.
بانک مرکزی چین قطعاً به این سمت حرکت کرده و خانوارها و سرمایهگذاران این کشور نیز به جهش قیمت کمک کردهاند. شورای جهانی طلا گزارش داد که خرید شمش و سکه طلا توسط مردم چین در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل ۲۸ درصد افزایش یافته است. صندوقهای معاملاتی بورسی (ETF) طلا در چین نیز در سال گذشته رکورد ورود سرمایه را تجربه کردند.
به طور خلاصه، به نظر میرسد افزایش داو جونز شتابی از روندهای موجود بوده، در حالی که جهش شدید طلا به بسیاری از عوامل بیرونی و کمی سفتهبازی وابسته بود - مواردی که به وضوح نمیتوان از قبل آنها را پیشبینی کرد.
وسوسه اعداد گرد
اما در نهایت، آیا رسیدن به این نقاط عطف مالی واقعاً اهمیتی دارد؟
این دستاوردها ادعاهای قابل پیشبینیای را از سوی تحلیلگران و رسانههای مالی به همراه داشت. برخی استدلال کردند که این داراییها آستانههای روانی «حیاتی» را رد کردهاند و این پیشنهاد را مطرح کردند که چنین کاری میتواند شتابی را در همان جهت ایجاد کند.
اما حتی اگر اعداد گرد بزرگ مانند ۵ هزار یا ۵۰ هزار دلار تأثیر روانی بر سرمایهگذاران داشته باشند، این تأثیر احتمالاً کوتاهمدت خواهد بود. به آنچه پس از رسیدن داو به آستانههای قبلی «از نظر روانی مهم» رخ داد توجه کنید: ۱۰۰۰ واحد (۱۴ نوامبر ۱۹۷۲)، ۵۰۰۰ واحد (۲۱ نوامبر ۱۹۹۵)، ۱۰ هزار واحد (۲۹ مارس ۱۹۹۹) و ۲۵ هزار واحد (۴ ژانویه ۲۰۱۸).
در دو مورد، داو در ۱۲ ماه بعد رشد دو رقمی داشت، اما در دو مورد دیگر سقوط کرد. بنابراین، هر حس خوبی که ناشی از دیدن پاک شدن یک کالا یا شاخص در یک سطح جدید و بهظاهر مهم باشد، میتواند به محض ورود اطلاعات جدید بازارگردان به سرعت محو شود.
ممکن است استدلال شود که ظهور سرمایهگذاری غیرفعال و تجارت مبتنی بر فاکتور میتواند هر شتاب مثبتی را که از شکستن یک نقطه عطف بزرگ گرد به دست میآید تقویت کند اما حرکات اخیر طلا نشان میدهد که این لزوماً مورد تایید نیست. درسی که باید از همه اینها گرفت این است که سرمایهگذاران عاقلانه عمل میکنند اگر بیش از حد به استخراج روندهای قیمتی گذشته یا اثر ماندگار آخرین دستاوردهای خبرساز بازار تکیه نکنند.
نظر شما