به گزارش ایراسین و به نقل از جهان صنعت، با اینکه صنعت فولاد بهعنوان یکی از صنایع مادر نقش تعیینکنندهای در رشد اقتصادی کشور دارد و در تأمین مواد اولیه بسیاری از صنایع پایین دستی کشور بازیگر کلیدی بوده اما فولادسازان امروز با چالشهای متعددی روبهرو هستند تا جایی که آینده این صنعت به خطر افتاده است. ازجمله مهمترین معضلات صنایع فولادی میتوان به ناترازی انرژی اشاره کرد؛ موضوعی که نهتنها به تهدیدی جدی برای تولیدکنندهها تبدیل شده بلکه سودآوری فعالان این صنعت را نیز تحتالشعاع قرار داده است؛ امروز کار بهجایی رسیده که انرژی در صنعت فولاد ایران دیگر یک بحران فصلی نبوده بلکه به یک گره ساختاری در سیاستگذاریها تبدیل شده است.
کشوری که خود را در میان ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد جهان میبیند، حالا نمیتواند معضل قطعی برق و گاز را حل کند، این در حالی بوده که فولاد صنعتی نیست که خاموش و روشن شود، هرساعت توقف نشانگر زنجیرهای از تعهدات ازدسترفته، بازارهای واگذار شده و سرمایهای است که آرامآرام فرسوده میشود؛ مسیری که نشان میدهد راه را اشتباه رفتیم چراکه به سمت فرسایش پیش رفته و تغییری ای جاده نکردیم. در این خصوص کارشناسان باور دارند که بازی با اعداد و مقایسه محدودیتهای امسال با سال قبل که زمستانی تلخ و سخت برای صنایع بوده و آنها را کاملاً زمینگیر کرده بود توجیه مناسبی برای محدودیتها نیست.
مساله مهم این است که چرخ صنعت فولاد باید بهعنوان صنعتی پیشران بچرخد، اما متأسفانه امروز تاکید میشود که آسیب به تولید و اقتصاد ملی نامی جز ناترازی عقلانیت را در اذهان متبادر نمیکند!
فولاد قربانی تصمیمات
صنعت فولاد درحالی امروز به بزرگترین قربانی محدودیت انرژی در کشور تبدیل شده که سهم مصرف برق فولادیها حدود ۸درصد از کل مصرف برق و سهم مصرف گاز این صنایع نیز حدود ۱۰ درصد از کل مصرف گاز بوده است.
روز دوشنبه اولدیماه ۱۴۰۴ بود که شرکت مدیریت شبکه برق ایران دستور کاهش ۴۰ درصدی مصرف برق را به کارخانجات فولادی ابلاغ کرد. این اتفاق در شرایطی رخ داد که پیشازاین نیز محدودیت ۵۰ درصدی مصرف گاز به فولادسازان تحمیل شده بود. حالا مشخص نیست که فعالان زنجیره آهن و فولاد کشور چگونه خواهند توانست به فعالیت خود تا پایان سال جاری ادامه دهند.
این محدودیتها درحالی برای کارخانجات فولادی درنظرگرفته شده که طبق گفتهها و وعدههای مسؤولان ذیربط به نظر میرسید روزهای به مراتب بهتری در نیمهدوم سال ۱۴۰۴ پیشروی فولادسازان از لحاظ تأمین برق و گاز قرار گیرد اما وضعیت بهگونه دیگری پیش رفت و محدودیتهای اعمالشده بسیاری از کارخانجات کوچکمقیاس بهویژه واحدهای تولید شمش را به مرز تعطیلی یا تولید سربهسر کشانده است.
افزایش نرخ برق
در این میان دغدغه فولادسازان تنها محدودیت تأمین برق و گاز نیست بلکه افزایش ۲۲ برابری نرخ برق (از ۸۷۰ ریال به ۲۰ هزار و۲۰۰ ریال) و افزایش ۱۴ برابری نرخ گاز (از ۲ هزار و۸۷۰ ریال به ۴۰ هزار و۱۲۱ ریال) نیز وضعیت تولید شمش فولادی را بیشازپیش بغرنج کرده است. ازطرفی این واحدها از اردیبهشتماه سال گذشته ملزم به پرداخت حق ترانزیت برق نیز شدند و از آنجایی که میزان برق مورد نیاز آنها بیشتر از یک مگاوات است درصورت عدم خرید برق سبز مشمول جریمه خواهند شد.
تمامی این موارد سبب افزایش چشمگیر هزینه برق و گاز مصرفی واحدهای فولادسازی شده است. درحالیکه توانایی پرداخت هزینههای فوق برای واحدهای کوچکمقیاس وجود ندارد متأسفانه شاهد تعطیلی نزدیک به ۴۰و احد القایی درکشور از مجموع ۱۵۰و احد القایی موجود هستیم و زنگ خطر توقف فعالیت دیگر واحدهای فعال نیز بهصدا درآمده است.
نگاهی به دیگر کشورها
نگاهی به مسیر کشورهایی مانند هند، ترکیه یا حتی برزیل نشان میدهد که فولاد دقیقاً در نقطهای رشد کرده که دولتها آن را در صف آخر محدودیتها تعریف کردند. آنها پذیرفتند که فولاد فقط مصرفکننده انرژی نبوده بلکه تبدیلکننده انرژی به ارزش افزوده، اشتغال و قدرت صنعتی است. در ایران اما فولاد اغلب اولین بخشی است که در مواجهه با ناترازی قربانی میشود. بیتوجه به این واقعیت که همین صنعت دومین منبع ارزآوری غیرنفتی کشور است و ستون بسیاری از صنایع پاییندستی. نتیجه این رویکرد نه صرفهجویی انرژی بلکه انتقال هزینه سنگین به اقتصاد ملی است.
با اینکه فولادسازان در سختترین سالهای تحریم هدف تحریم مستقیم آمریکا قرار گرفتند اما تولید، صادرات و سرمایهگذاری را متوقف نکردند. ورود به تملک نیروگاه، توسعه انرژی خورشیدی، بازچرخانی گسترده آب و حرکت بهسمت تکمیل زنجیره ارزش همه تلاشی بوده برای کاهش وابستگی به همانشبکهای که امروز فشار را تشدید میکند اما این سرمایهگذاریها تنها زمانی معنا دارند که تولید، فروش و جریان نقدی پایدار بماند. وقتی گاز با محدودیت ۳۰ تا ۵۰ درصدی قطع میشود نهفقط تولید که منطق سرمایهگذاری صنعتی هم زیر سوال میرود.
امروز مساله جدی این است که در شرایط کنونی و ناترازی در گاز چه تصمیمی میگیریم. اگر قرار باشد صنایع پیشران برخلاف دستور صریح رئیسجمهور همچنان در صف اول محدودیت بایستند معنایش این بوده که تولید و اقتصاد مقاومتی در اولویت نیست! این پیام دیریازود خود را در کاهش صادرات، افت سرمایهگذاری و تضعیف رشد اقتصادی نشان میدهد. تاکید میشود که فولاد هنوز میتواند جایگاه بالاتری در زنجیره جهانی داشته باشد اما نه با سیاستهایی که هر زمستان صنعت را به آزمون بقا میکشانند.
نظر شما