وقتی گرمای هدررفته به طلای انرژی تبدیل می‌شود:

آغاز عصر سونامی ضایعات فولادی

آغاز عصر سونامی ضایعات فولادی
دانیال محمدی
سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۹

فناوری‌های نوین بازیابی حرارت، با پیوند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و سامانه‌های پیشرفته ORC، صنایع نورد فولاد را از مصرف‌کننده‌ای صرفِ انرژی به بازیگری هوشمند در تولید و مدیریت انرژی بدل کرده‌اند؛ مسیری که دیگر یک انتخاب فناورانه نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای بقا و رقابت‌پذیری است. در همین نقطه، پرسش بزرگ پیش‌روی صنعت فولاد شکل می‌گیرد: آیا سونامی ضایعات می‌تواند به موتور محرک گذار به فولاد سبز، اقتصاد چرخشی و کاهش وابستگی به سنگ‌آهن تبدیل شود، یا در غیاب سیاست‌گذاری هوشمند، فناوری پیشرفته و ساختار بازار کارآمد، به بحرانی چندلایه با پیامدهایی چون افت کیفیت، هدررفت منابع و بی‌ثباتی صنعتی خواهد انجامید؟

‌پایگاه تحلیل خبری ایراسین، صنعت فولاد چین، همان غولی که دهه‌ها بستر توسعه زیرساخت‌ها، خودرو، ساختمان و فناوری بود، حالا در آستانه یک چرخش تاریخی ایستاده است؛ چرخشی نه به‌صرف صنعتی، بلکه ژئواقتصادی، فناورانه و محیط‌زیستی. موج گسترده‌ای از سازه‌ها، ماشین‌آلات و زیرساخت‌هایی که در بازه طلایی مصرف فولاد بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ ساخته شدند، اکنون آرام‌آرام به مرحله بازنشستگی می‌رسند و این همان جایی است که اصطلاح درخشان «سونامی ضایعات فولادی» به واقعیت تبدیل می‌شود؛ موجی که بر اساس مدل‌های جریان مواد، تا سال ۲۰۵۰ می‌تواند به بیش از ۵۴۰ میلیون تن قراضه در سال برسد؛ رقمی که نه‌تنها چندین برابر ظرفیت بازیافت فعلی چین است، بلکه توان و تاب‌آوری زیرساخت‌های فعلی جمع‌آوری، تفکیک و پردازش را به چالش می‌کشد.

از نگاه راهبردی، این رویداد دو چهره دارد: یک فرصت تاریخی برای جهش به سمت اقتصاد حلقه‌ای، تولید فولاد ثانویه، کاهش مصرف سنگ‌آهن بکر و حرکت به سمت فولاد سبز؛ و در سوی دیگر، تهدیدی بالقوه برای ایجاد بحران کیفیت، آشفتگی بازار، نوسانات قیمت، هدررفت منابع و حتی تضعیف امنیت صنعتی. چین در این نقطه حساس، باید میان تداوم مدل سنتی مبتنی بر کوره‌های بلند (BOF) و ورود به نسل جدید تولید مبتنی بر کوره‌های قوس الکتریکی (EAF) یکی را انتخاب کند؛ مسیری که نه‌فقط تکنولوژیک، بلکه استراتژیک و زمان‌محور است.

تولید فولاد در چین، همچنان به مدل BOF متکی است؛ مدلی که وابسته به سنگ‌آهن بکر، انرژی‌بر، پرکربن و نامتناسب با اهداف کربن‌زدایی است، در سوی مقابل، فناوری EAF با قابلیت استفاده از قراضه فولاد، کاهش ۷۵ درصدی مصرف انرژی و کاهش چشمگیر انتشار گازهای گلخانه‌ای، به‌عنوان مسیر آینده مطرح است، اما گذار از BOF به EAF نه یک انتخاب ساده، بلکه پروژه‌ای زیرساختی، سرمایه‌محور و زمان‌بر است؛ زیرا چرخه عمر کارخانه‌های فولاد ۳۰ سال یا بیشتر است و هر تأخیر در این تحول، هزینه‌ای مستقیم برای اقتصاد سبز و امنیت صنعتی چین خواهد بود، اما داستان سونامی قراضه فقط در حجم خلاصه نمی‌شود، بلکه کیفیت و ترکیب شیمیایی آن نیز در مرکز بحث است.

قالکاری طلا؛ هنری باستانی یا علم نوین؟ روش‌ها و مراحل تخصصی | بلاگ وال‌گلد

ناخالصی‌هایی چون مس، قلع و روی، بازیافت فولاد را با پدیده خطرناک «Downcycling» مواجه می‌کنند؛ افت تدریجی کیفیت ناشی از تجمع ناخالصی‌ها که کاربرد فولاد بازیافتی را در صنایع حساس همچون خودرو، ریلی و تجهیزات دقیق محدود می‌کند، از آن سو بُعد سیاست‌گذاری کلان، مدیریت بازار و حکمرانی داده‌های صنعتی، در قلب این گذار قرار دارد. بازار قراضه اگر بدون نظارت، استانداردسازی و سیاست‌گذاری مالی هدایت شود، به‌سرعت گرفتار نوسانات قیمت، رقابت ناسالم و شکل‌گیری بازارهای غیررسمی می‌شود، کشورها برای عبور موفق باید مشوق‌های مالیاتی، یارانه‌های تکنولوژی، اعتبارکربن، خطوط اعتباری و سازوکارهای سرمایه‌گذاری بلندمدت را در سیاست‌گذاری خود ادغام کند؛ همان چیزی که در اروپا و ژاپن برای ساخت اکوسیستم فولاد ثانویه تجربه شده است.

جهان در آستانه تصمیمی تاریخی ایستاده است: آیا سونامی ضایعات فولادی را به موتور محرک گذار به فولاد سبز، اقتصاد چرخشی و کاهش وابستگی به سنگ‌آهن تبدیل خواهد کرد؟ یا اینکه این موج، در غیاب سیاست هوشمند، فناوری پیشرفته و ساختار بازار کارآمد، به بحرانی چندلایه شامل افت کیفیت، هدررفت منابع و بی‌ثباتی صنعتی بدل خواهد شد؟ پاسخ این پرسش، در سه محور کلیدی نهفته است؛ ارتقای شبکه جمع‌آوری و تفکیک، تحول فناورانه از BOF به EAF، و معماری سیاست‌های هوشمند حمایتی، آینده فولاد، نه در میزان تولید، بلکه در کیفیت مدیریت این گذار تعریف خواهد شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha