نویسنده

در سال‌های اخیر، صنعت نفت و گاز با چالشی کم‌سابقه در حوزه سرمایه‌گذاری‌های کلان مواجه شده است. افزایش قابل توجه قیمت مواد اولیه همچون فولاد، رشد هزینه خدمات مهندسی، کمبود پیمانکاران متخصص و اختلال‌های پی‌درپی در زنجیره تأمین، فضایی ایجاد کرده که نه‌تنها بودجه‌بندی پروژه‌ها را با فشار شدید روبه‌رو کرده، بلکه توان پیش‌بینی و کنترل هزینه‌ها را نیز کاهش داده است. این تحولات، ناکارآمدی الگوهای سنتی همچون قراردادهای EPC با قیمت مقطوع را آشکار ساخته و ضرورت بازتعریف رویکرد به سرمایه‌گذاری را برجسته کرده است.

‌پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، در شرایط پیچیده امروز، آنچه بیش از هر زمان دیگری اهمیت می‌یابد، تغییر نگاه از «کنترل هزینه» به «حکمرانی سرمایه» است. حکمرانی سرمایه یعنی مدیریت هدفمند و هوشمندانه چرخه کامل سرمایه‌گذاری، از طراحی و تأمین گرفته تا اجرا و بهره‌برداری، با تمرکز بر ایجاد ارزش پایدار. این تحول مستلزم عبور از شیوه‌های سنتی تدارکات و حرکت به سوی مدل‌های مشارکتی و انعطاف‌پذیر است. به‌جای تمرکز صرف بر کمترین قیمت در مناقصه، سازمان‌ها باید به مشارکت راهبردی با تامین‌کنندگان، دخالت دادن آنان از مراحل اولیه طراحی، و استفاده از مدل‌های تحویل یکپارچه (IPD) روی آورند تا ضمن تقسیم ریسک، کیفیت و زمان‌بندی پروژه تضمین شود.

حسین صداقت

یکی از ابزارهای کلیدی در این مسیر، مدل هزینه‌یابی تحلیلی یا Should-Cost است. این رویکرد با شکستن قیمت پیشنهادی تأمین‌کننده به اجزای تشکیل‌دهنده آن، از جمله قیمت مواد اولیه، نرخ نیروی کار، هزینه حمل‌ونقل، هزینه‌های سربار و حاشیه سود، امکان مقایسه و تحلیل دقیق‌تر را فراهم می‌کند. بدین ترتیب، کارفرما می‌تواند بر پایه داده‌های واقعی، مذاکرات مؤثرتر و شفاف‌تری انجام دهد و از پرداخت هزینه‌های غیرمنطقی جلوگیری کند. تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که اجرای این مدل در پروژه‌های پیچیده نفت و گاز، صرفه‌جویی ۱۵ تا ۳۰ درصدی در هزینه‌ها به همراه داشته است. علاوه بر انتخاب مدل مناسب تأمین، موفقیت این تحول نیازمند ایجاد زیرساخت سازمانی و فرهنگی متناسب است. توسعه مهارت‌های تخصصی در حوزه هزینه‌یابی، مهندسی ارزش و مدیریت قرارداد، استفاده از ابزارهای دیجیتال و نرم‌افزارهای پیشرفته تحلیل هزینه، و تشکیل ساختارهای حکمرانی همچون کمیته راهبری سرمایه‌گذاری از الزامات این مسیر به شمار می‌آید. این کمیته‌ها باید اختیار تصمیم‌گیری میان‌بخشی داشته و ارتباط تنگاتنگی میان تیم‌های مهندسی، مالی و تدارکات برقرار کنند.

برای صنعت انرژی ایران، که بخش عمده پروژه‌ها در آن توسط شرکت‌های ملی نفت، پتروشیمی و پیمانکاران EPC اجرا می‌شود، گذار به حکمرانی نوین سرمایه فرصتی استراتژیک است. اجرای پایلوت مدل Should-Cost در چند بسته کلیدی، بازنگری در شاخص‌های ارزیابی مناقصات بر اساس ارزش چرخه عمر به جای کمترین قیمت، و تقویت روابط بلندمدت با تامین‌کنندگان راهبردی، از گام‌های عملی در این مسیر است. همچنین بهره‌گیری از رویکرد برنامه‌ریزی سرمایه‌ای مبتنی بر صفر (Zero-Based Capex Planning) می‌تواند موجب شفافیت و بهینه‌سازی هر دلار سرمایه‌گذاری شود.

در نهایت، باید پذیرفت که عصر جدید سرمایه‌گذاری در نفت و گاز، عصر «خرج‌کردن بیشتر» نیست؛ بلکه عصر «هدایت هوشمندانه سرمایه» است. موفقیت در این فضا به توانایی در پیش‌بینی، تحلیل و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده بستگی دارد. پروژه‌های سرمایه‌ای دیگر صرفاً خرید تجهیزات و اجرای ساخت‌وساز نیستند، بلکه بستری برای خلق مزیت رقابتی و تثبیت جایگاه در بازار جهانی به شمار می‌آیند. تعالی سرمایه‌گذاری حاصل مهندسی صرف نیست، بلکه نتیجه هم‌افزایی دوراندیشی راهبردی، شفافیت تجاری و تحول فرهنگی در سازمان است.

حسین صداقت

پژوهشگر مدیریت استراتژیک و مدیر اجرایی در صنعت نفت و گاز

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =