پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ کارایی برای دههها هدف اصلی بنگاهها و سیاستگذاران اقتصادی بود، اما همهگیری کرونا، جنگهای تجاری و درگیریهای نظامی این رویکرد را به چالش کشیدهاند. اکنون تابآوری و امنیت زنجیره تأمین اهمیت بیشتری پیدا کرده، هرچند دستیابی به آن هزینهای دارد که بسیاری از دولتهای منتخب تمایل چندانی به پرداخت آن ندارند.
برای چندین نسل، دانشجویان اقتصاد خرد و مدیریت کسبوکار آموختهاند که یک بنگاه باید از منابع کمیاب خود به کارآمدترین شکل ممکن استفاده کند تا سود و ارزش سهامداران را به حداکثر برساند. دوران پس از جنگ سرد به بزرگترین آزمایش «کارایی» در تاریخ اقتصاد جهان تبدیل شد. اقتصادهای بلوک شوروی سابق به روی جهان باز شدند و چین نیز همزمان با شتاب گرفتن تحولات فناوری، بیش از پیش در بازارهای جهانی ادغام شد.
انتقال تولید به کشورهای کمهزینه
انتقال فعالیتهای تولیدی از کشورهای پرهزینه اروپا و آمریکای شمالی به مناطق و کشورهایی با هزینه پایینتر، در کنار استفاده گستردهتر از اتوماسیون، به شرکتها اجازه داد دستاوردهای عظیمی در زمینه بهرهوری و کارایی به دست آورند.از سوی دیگر، توسعه خدمات مدرن حملونقل به بسیاری از شرکتها امکان داد فلسفه تحویل بهموقع (Just-in-Time) را که نخستین بار توسط خودروساز ژاپنی تویوتا توسعه یافته بود، در فعالیتهای خود به کار بگیرند. نتیجه این رویکرد، کاهش سطح موجودی انبارها در بسیاری از صنایع بود؛ اتفاقی که هزینهها را پایین آورد و زمینه را برای دستیابی به کارایی بیشتر فراهم کرد.
اما کارایی نیز ریسکهای خاص خود را دارد؛ ریسکهایی که طی یک دهه گذشته با جنگهای تجاری دولت دونالد ترامپ، همهگیری کووید-۱۹ و جنگهای اوکراین و ایران آشکارتر شدند.همهگیری کرونا ضعفهای فلسفه «تحویل بهموقع» را بهخوبی نمایان کرد و نشان داد اگر تحویل بهموقع به «دو روز تأخیر» تبدیل شود، چه پیامدهایی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت.
برآوردهای بانک فدرال رزرو سانفرانسیسکو نشان میدهد اختلالات زنجیره تأمین یکی از عوامل مهم جهش تورم در سال ۲۰۲۲ بوده است. بر اساس برآورد این بانک، عوامل مرتبط با سمت عرضه تقریباً نیمی از فاصله میان تورم هسته شاخص هزینههای مصرف شخصی (PCE) در اواسط سال ۲۰۲۲ و میانگین آن پیش از همهگیری را تشکیل میدادند.
البته این میزان همچنان بسیار کمتر از میانگین حدود ۵ درصدی تورم ناشی از عوامل عرضه در دوران بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ بود، اما بهمراتب بالاتر از میانگین ۰.۸ درصدی در ۳۰ سال پیش از جهش تورمی ۲۰۲۲ قرار داشت.این تجربه نشان داد که «کارایی ارزانقیمت» لزوماً بدون هزینه نیست و زمانی که زنجیرههای تأمین مختل میشوند، قیمت واقعی آن آشکار خواهد شد.
قیمت امنیت و تابآوری
جنگهای تجاری دوران ترامپ و همچنین جنگهای واقعی در ایران و اوکراین، نگرانیها درباره امنیت زنجیرههای تأمین را تشدید کردهاند.شرکتها اکنون بیش از گذشته مجبورند بخشی از کارایی خود را فدای تابآوری کنند؛ زیرا مسیرهای حیاتی تجارت، مانند تنگه هرمز، ممکن است بدون هشدار قبلی مسدود شوند و عرضه کالا از سوی صادرکنندگان بزرگ نیز بارها و گاهی بهطور غیرمنتظره تحت تأثیر تعرفهها یا تحریمهای اقتصادی قرار گیرد.
به این ترتیب، زنجیرههای تأمین در حال بازطراحی هستند و این تغییرات همین حالا نیز در اقتصاد جهانی قابل مشاهده است.برای نمونه، اقتصاددانان بانک مرکزی اروپا دریافتند شرکتهای فعال در منطقه یورو و آمریکا در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۳، در واکنش به جنگهای تجاری، همهگیری کرونا و حمله روسیه به اوکراین، زنجیرههای تأمین خود را متنوعتر کردهاند. همچنین شرکتهای آسیایی و اروپایی امسال و همزمان با تعطیلی یا اختلال در تنگه هرمز، برای یافتن منابع جدید انرژی و سایر کالاها تلاش کردهاند.
با این حال، متنوعسازی واردات و روابط تجاری هزینه دارد.واردات اروپا از شرکای تجاری نزدیک از نظر ژئوپلیتیکی کشورهایی که در رأیگیریهای سازمان ملل درباره محکومیت حمله روسیه به اوکراین، مواضع مشابه اتحادیه اروپا داشتهاند، حدود ۳۰ درصد گرانتر از واردات این بلوک از شرکای تجاری کمتر همسو است.این شکاف قیمتی برای آمریکا حتی بیشتر و حدود ۷۷ درصد است. بنابراین کشورها برای کاهش ریسک ژئوپلیتیکی و افزایش امنیت زنجیره تأمین، ناچارند هزینه بیشتری بپردازند.
انرژی؛ نمونه روشن تضاد کارایی و تابآوری
این مبادله میان کارایی و تابآوری در سیاست انرژی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا سیستمهای انرژی کارآمدی که بر تولید متمرکز و کمهزینه متکی هستند، میتوانند در برابر اختلالات بسیار آسیبپذیر باشند.برای مثال، در اوکراین حملات روسیه به مراکز متمرکز انرژی میتواند تأمین برق بخشهای بزرگی از این کشور را مختل کند.در بریتانیا نیز حملات سایبری منتسب به ایران در ماه ژوئیه باعث شد یک تأسیسات کوچک برق این کشور فعالیت خود را متوقف کند. اگر چنین حملهای یک نیروگاه بزرگتر را هدف قرار میداد، احتمال وقوع خاموشیهای گسترده در سراسر بریتانیا وجود داشت.
تأمین متمرکز انرژی مبتنی بر سوختهای فسیلی از نظر اقتصادی میتواند کارآمد و ارزان باشد؛ اما این مدل زمانی که کشوری خود تولیدکننده سوخت فسیلی مورد نیازش نباشد و در معرض حملات قرار داشته باشد، دیگر لزوماً ارزان و کارآمد نخواهد بود.برای بخش بزرگی از اروپا، تولید انرژی کافی با اتکا به منابع داخلی سوختهای فسیلی گزینهای عملی نیست. بنابراین افزایش تابآوری احتمالاً به یک سبد انرژی متنوعتر نیاز دارد؛ سبدی که انرژی هستهای و تجدیدپذیرها را نیز دربرگیرد.
در این میان، استفاده از نیروگاههای هستهای کوچک و ماژولار (SMR) بهصورت غیرمتمرکز و همچنین توسعه منابع تجدیدپذیر در سراسر قاره، از جمله تولید برق فراساحلی، میتواند بخشی از راهکار افزایش تابآوری باشد.اما همانند تنوعبخشی در تجارت، ایجاد چنین ساختاری نیز هزینه دارد؛ هزینهای که اغلب برای رأیدهندگان جذاب نیست.
کوتاهمدتنگری؛ چالش دموکراسیها
دموکراسیها نیز با مسئلهای مشابه در زمینه کارایی مواجه هستند.بزرگترین نقطه قوت دموکراسی، پاسخگویی آن به مردم است. سیاستمدارانی که نتوانند در راستای منافع عمومی حکمرانی کنند، میتوانند نسبتاً سریع از قدرت کنار گذاشته شوند.اما همین ویژگی یک نقطه ضعف نیز ایجاد میکند: برای رهبران منتخب، تحمیل هزینههای کوتاهمدت با هدف ایجاد تابآوری اقتصادی در بلندمدت میتواند بسیار پرریسک باشد؛ چه در حوزه سیاست مالی، چه انرژی و چه امنیت ملی. با توجه به فضای رسانهای امروز، بسیاری از کشورها عملاً در یک چرخه دائمی انتخابات قرار گرفتهاند؛ شرایطی که سیاستمداران را به اتخاذ مواضعی تشویق میکند که در کوتاهمدت محبوبتر هستند.
اگر هزینه انرژی افزایش پیدا کند، راهکار میتواند پرداخت یارانه به سوختهای فسیلی باشد.اگر صنعت خودروسازی با کاهش سودآوری مواجه شود، ممکن است اهداف مربوط به خودروهای برقی کنار گذاشته شوند.اگر بدهی دولت بیش از حد افزایش یابد، برخی سیاستمداران ممکن است امیدوار باشند بانک مرکزی با ابزارهایی مانند تسهیل کمی (QE) و کنترل منحنی بازده به کمک دولت بیاید.
اما به نظر میرسد سیاستمداران کمی در نظامهای دموکراتیک حاضرند واقعیت ناخوشایند را مستقیماً با رأیدهندگان در میان بگذارند: سیاستهایی که میتوانند تابآوری یک کشور را در برابر چالشهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی افزایش دهند، بدون هزینه نخواهند بود.این سیاستها ممکن است به معنای پرداخت هزینه بیشتر برای انرژی، کالاها و خدمات و در مقابل، دریافت یارانهها و مزایای اجتماعی کمتر باشد.
خطر عقبماندن دموکراسیها از رقبای کمتر دموکراتیک
اگر دموکراسیها نتوانند راهی برای تبدیل هزینههای ایجاد تابآوری به یک سیاست از نظر سیاسی پایدار پیدا کنند، ممکن است بخشی از مزیت خود را در برابر نظامهای کمتر دموکراتیک از دست بدهند.کشورهایی که محدودیتهای انتخاباتی کمتری دارند، میتوانند اهداف صنعتی و راهبردی بلندمدت خود را با موانع سیاسی کمتری دنبال کنند. این مسئله میتواند به یک چالش مهم برای دولتهای منتخب تبدیل شود؛ زیرا در اقتصاد جهانی جدید، امنیت زنجیره تأمین، استقلال انرژی و تابآوری اقتصادی دیگر صرفاً انتخابهای اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از امنیت ملی کشورها محسوب میشوند.
اقتصاد جهانی طی دهههای گذشته بر پایه کاهش هزینه، افزایش بهرهوری، تولید متمرکز و زنجیرههای تأمین بهینه شکل گرفته است. اما همهگیری کرونا، جنگهای تجاری و درگیریهای ژئوپلیتیکی نشان دادهاند که حداکثر کردن کارایی، بدون توجه به تابآوری، میتواند هزینههای سنگینی به اقتصادها تحمیل کند.
اکنون کشورها و شرکتها در برابر یک انتخاب دشوار قرار دارند: پرداخت هزینه بیشتر برای ایجاد زنجیرههای تأمین و سیستمهای انرژی مقاومتر، یا پذیرش ریسک اختلالات آینده برای حفظ کارایی و قیمتهای پایین امروز.به نظر میرسد چالش اصلی اقتصاد جهانی در سالهای آینده، یافتن نقطه تعادل میان کارایی و تابآوری باشد؛ تعادلی که نه بنگاهها و نه دولتها نمیتوانند برای همیشه از پرداخت هزینه آن فرار کنند.
منبع:رویترز
نظر شما